عاشوراي 1431 در کربلاي تهران
کد خبر:۵۳۸۲۲
يادداشت//

عاشوراي 1431 در کربلاي تهران

بايد آگاه باشيم که طماعان ملک ري هنوز به دنبال بريدن سرهاي اولياي خدا هستند و خيانت و جنايت، آشوب و بلوا، نا مردمي و خباثت همچنان جاريست و هلهله و شادي از کشته شدن حسين و اسارت عزيزانش در کوفيان 1431 تکرار مي شود و کربلا و شهادت و مظلوميت جلوي ديدگان همه ما  تکثير مي شود.

طاهره ناطقي - گروه انديشه؛ محرم هر سال روضه و سوگواري بر حسين (ع) را تکرار مي کنيم و بر ظلمي که بر حسين (ع) رفته است گريه مي کنيم و تاريخي که عاشورا آن را ساخته است مرور کنيم تا به ياد آوريم که نه محرم تمام شدني است، نه يزيد صفتي پاياني دارد و نه حسيني شدن تکراري است.

بايد باور کنيم يزيد، شمر، عمرسعد، کوفه و کوفي شدن تکرار شدني است.

بايد باور کنيم امام حسين (ع)، مظلوميت، اقتدار، شجاعت، عزت و شهادت تکثير شدني است.

بايد باور کنيم اسارت تکرار مي شود اگر تماشاگر باشيم، اگر منفعل باشيم.

بايد باور کنيم باطل يک پديده مستمر است و استمرارش از آغاز تاريخ است تا پايان.

بايد بدانيم حقيقت از ازل تا ابد در تمام ورق هاي خوانده و نخوانده تاريخ نوشته مي شود و همه روزنه هاي کوچک و بزرگ تاريخ از حقيقت که به مبارزه با باطل قد علم کرده، پر شده است.

بايد بدانيم عاشورا آينه شکسته ايست که در همه زمان ها و مکان ها تکثير مي شود.

و بايد بدانيم کربلا يک زمين نيست، يک جغرافيا نيست، جايي جا مانده در 1400سال پيش نيست و تاريخ مصرف ندارد.

بايد باور کنيم «کل يوم عاشورا و کل عرض کربلا» هر روز عاشورا و همه زمين ها کربلاست.

و اين باورهاست که وادارمان مي کند هر سال محرم را زنده کنيم و بر مصائب حسين (ع) اشک بريزيم و ضجه بزنيم و خشم مقدسي که در قلبمان جوانه مي زند مشتي شود و بر قلب يزيديان زمان فرود آيد و استمرار شمرها را زير دست و پا له کند و عمر سعد ها را به در و ديوار تاريخ بکوبد.

بايد آگاه باشيم که طماعان ملک ري هنوز به دنبال بريدن سرهاي اولياي خدا هستند و خيانت و جنايت، آشوب و بلوا، نا مردمي و خباثت همچنان جاريست و هلهله و شادي از کشته شدن حسين و اسارت عزيزانش در کوفيان 1431 تکرار مي شود و کربلا و شهادت و مظلوميت جلوي ديدگان همه ما تکثير مي شود.

و اين است که بايد همواره خود را در در کربلاي 61 هجري، در کاروان اسراي 61 هجري و در واقعه بزرگ 61 هجري ببينيم.

و با کوفي صفتان کربلا و عاشوراي زمان چنان باشيم که  درخور نداي «يا ليتني کنت معکم» باشيم.

عاشوراي 1431 است: حسين (ع) به ناجوانمردانه ترين شيوه کشته شده است. سر مقدسش روي نيزه و تن پاک و مطهرش زير سم اسب ها متلاشي مي شود، حرمت حريمش شکسته مي شود و زينب و فرزندان و خانواده امام (ع) اسير مي شوند.

ملت در سوگ سيد الشهدا بر سر و سينه مي زنند و بر مظلوميتش مي گريند اما کوفيان مدرن شادي مي کنند و کف مي زنند و حنجره هاي ناپاکشان صداي انکر يزيديان را تکرار مي کند و هلهله سر مي دهد و خوشحال است که حسين (ع) را دوباره سر بريده است.

ملت ديدند و خون حسينيشان به جوش آمد و مردانگي و آزادگي که حسين (ع) به آنها هديه کرد غليان کرد و خشم انقلابي و کربلاييشان در فريادهاي ظلم ستيزشان نمود يافت و قلبشان به حمايت از ولايت حسيني تپيد.

ملت بصيرت را در هيجانات خياباني تفاله هاي يزيدي آموخت و دريافت بايد حامي ولايت باشد، فدايي ولي اش باشد تا عاشوراي 61 هجري و کشته شدن مولا تکرار نشود.

درسي که عاشوراي 61 هجري به ملت آموخت تلنگري شد تا حسين دوباره تنها و بي ياور به ميدان نيايد و کشته جهالت و بلاهت نشود.

ملت بصيرت را در خيابان ها آموخت و نداي «هل من ناصر» مولا خامنه اي را پاسخي در خور داد و روز به روز عشقش را به ولايت علني تر کرد.

اما برخي خواص هنوز در کتاب هايشان دنبال درس بصيرت مي گردند، خاموش و ساکتند، مي انديشند بدون اينکه ببينند و ديده هايشان را پايه بصيرتشان کنند؛ خاموشند و صبر مي کنند براي اقرار به حقيقتي که از خورشيد روشن تر است.

صغري و کبري مي چينند در حاليکه مظلوميت حسين(ع) به وضوح در عاشوراي امسال تکرار شد و قرآن جدش به آتش کشيده شد و نام مقدسش به دست  لجن هاي پس مانده کوفي صفت هتک حرمت شد اما اينان وفا داريشان به امام حسين (ع) را به دست مصلحت سپرده اند و دهان هايشان را بسته اند اما هر روز زيارت عاشورا مي خوانند و گريه مي کنند؛ چه اشک هاي بي مصرفي و چه  عاشورا خواندن بي اثري.

آيا امامي که تا سر حد شهادت آن هم آن چنان زجر آور، براي احياي ارزش ها جنگيد و کشته شد در خور نيست تا در دفاع از حريمش و پاسداشت حرمتش تا سر حد مرگ پيش رفت و طعم  «احلي من العسل»  را چشيد؟

آيا بايد مولاي زمان بار ديگر چون حسين مظلوم، به قربانگاه برود و ما به تماشا بنشينيم؟

اگر حسين(ع) را جهالت مردم، وعده منصب و مقام، وعيد مال و منال به کشتن داد، اما اين زمان آگاهي و بصيرت بايد دست يزيديان را قطع کند و با شادي جهال و منافقان و دنيا زدگان به رسم زينبي مقابله کند.

بايد بدانيم زمينه مساعد براي فتنه ها و گسستن حرمت هاي مقدس و تکرار عاشوراي 61 در کربلاي 1431 از خطاي بينش و منش سه گروه ناشي مي شود:

اول شکست خوردگان از اراده ملت که بر انتخاب آنان تعلق نگرفت و عقده بزرگي در قلوب مريضشان باقي گذاشت که تنها راه خلاصي از اين ننگ را در هجوم تفاله هاي مزدور خود به ملت و ارزش ها و قداست ها يافتند و کردند آنچه منافقان در سال هاي پيش از اين کرده بودند.

دوم: خواصي که در سکوت مرگ فرو رفته اند و گرد شک و ترديد چشم هايشان را کور کرده و در تاريکي عقب ماندگي و نا آگاهي بخش ناقصي از حقيقت را لمس مي کنند و در دور باطل جهالت روشنفکر مابانه گرفتار شده اند.

سوم: مصلحت سنجي مراجع و سکوت درد آورشان که به جان گرفتن فتنه و پر رنگ شدن مشي خائنانه برخي فرصت طلبان کمک شاياني مي کند وترديد برخي عوام را که با بصيرت ميانه اي ندارند منجر مي شود.

آيا شرع و دين اجازه سکوت در برابر حرمت شکستن از پيشوايان مسلم شيعه را جايز مي شمرد؟

آيا مراجع فراموش کرده اند که قد علم کردن مرجعي انقلابي چون ميرزاي شيرازي طومار استعمار انگليس را چگونه در هم پيچيد؟

آيا مر جعيت در رساله و کتاب و کلاس درس فقه و اصول خلاصه مي شود؟

آيا مرجعيت دنباله روي از مشي امام صادق (ع) نيست؟

آيا اشک هاي امام صادق و ائمه پيش و پس از ايشان که در سوگ حسين(ع) جاري مي شد جز براي زنده کردن حيات انقلابي و شور ستم ستيزي  مولا حسين(ع) بود؟

چه شده است که از آن حيات شور انگيز و آن حماسه ماندگار و آن شهادت جانگداز و آن درد جانکاه زينب و خانواده امام(ع) دفاع انقلابي نمي کنند و به تکرار مظلوميت سيد الشهدا راضي مي شوند؟

آيا اين سکوت بخشودني است؟/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار