وظايف دعا كننده
از جمله وظايف دعا كننده اين است كه داعى به خاطر اطاعت از دستور خدا و امتثال فرمان او دعا كند؛ چون او خودش دستور داده است كه دعا كنيد، اگر محض دستور و اجازه او نبود هرگز كسى به خود جرأت نمىداد كه دعا كنيد، زيرا دعا در آن صورت مخالف قضا و قدر خدا بود.
اين گونه دعا كردن در حقيقت نوعى رضا است نه مخالف رضا؛ كسى كه به موارد رضا آشنا باشد و دعا را با آداب و شرايط انجام دهد خواهد فهميد كه اين گونه دعا قسمى از رضا است.
علامت اين كه دعايش براى اطاعت از فرمان خدا است اين است كه اگر دعايش مستجاب نشد و به مطلوب خود نرسيد ناراحت نشود كه چرا دعايم مستجاب نشد؛ زيرا ممكن است استجابت دعاى او مشتمل مفسدهاى باشد كه آن مفسده را احدى جز خداوند متعال نمىداند، چنان كه در روايت آمده است: گاهى بنده با حالت رقّت بارى از خدا چيزى درخواست مىكند، به طورى كه ملائكه به حالت رقّتبار او ترحم مىكنند و مىگويند:
خدايا! به اين بنده مؤمنت ترحم كن و دعايش را مستجاب فرما! خداوند متعال مىفرمايد: چگونه ترحم كنم او را به چيزى كه به وسيله همان چيز به او ترحم كردم؟ (اگر دعايش را مستجاب كنم و چيزى را كه از من مىخواهد به او بدهم بر ضرر او تمام مىشود و من هم از باب ترحم بر او، دعايش را مستجاب نمىكنم).
بلى، اگر ناراحتىاش از مستجاب نشدن دعا به خاطر ترس از گناهانش باشد و احتمال دهد كه ممكن است گناهان خودش سبب شده باشد كه دعايش مستجاب نگردد در اين صورت ناراحتى از مستجاب نشدن دعا عيبى ندارد؛ زيرا كمال مؤمن به اين است كه نفس خود را دشمن بدارد و آن را متهم كند و مورد نكوهش قرار دهد.
حتى اگر دعايش مستجاب گرديد آن را دليل بر خوبى خود و كرامت و قربش در نزد پروردگار قرار ندهد؛ زيرا ممكن است از جهت بغض و عداوت خداوند متعال و ناراحت شدن خدا از صداى او و اذيّت شدن ملائكه از بوى دهان او است كه ملائكه از خدا درخواست كردند كه دعاى اين شخص را زود مستجاب كن كه بوى دهانش ما را اذيت مىكند و خدا زود دعاى او را مستجاب كرده است.
همچنان كه گاهى سبب تاخير اجابت دعا، محبت خدا و ملائكه است؛ چون ملائكه از صداى او خوششان مىآيد و از مناجات او لذت مىبرند از خداوند متعال درخواست مىكنند كه خدايا! استجابت دعاى اين بندهات را به تاخير انداز، اين مضمون در اخبار وارد شده است.
پس مؤمن بايد هميشه بين رجا و خوف باشد، زيرا قوام اعمال و انزجار از معاصى و رغبت در طاعات به رجا و خوف بستگى دارد.(1)
1- آرام بخش دل داغديدگان.