اگر حسين نبود...
کد خبر:۵۴۱۴۹
روز شمار محرم/ چهاردهم محرم؛

اگر حسين نبود...

مهر و بخشايش خدا بر شيعيان و رهروان راه ما باد! پيروان ما، به خداى سوگند كه ايمان آوردگان و ايمان داران راستين هستند و در سوگ و اندوه ما در گذر تاريخ شركت داشته و همدل و همراه ما بوده‏اند.

بيان پيامبر درباره حسين(ع)

هنگامى كه روز رستاخيز فرا مى‏رسد، براى فاطمه(س)، دخت فرزانه پيامبر سراپرده‏اى از نور بر پا مى‏شوند و آن گاه حسين عليه السّلام در حالى كه سر مباركش بر روى دستش قرار دارد، به سوى سراپرده مادرش مى‏آيند و وارد صحراى محشر مى‏شوند و مام ارجمندش با ديدن فرزند گرانمايه‏اش در آن حالت، ناله‏اى جانسوز از ژرفاى جان بر مى‏آورد كه تمامى فرشتگان و پيامبران و بندگان آزاده و شايسته كردار و برگزيده‏اى كه در آنجا گرد آمده‏اند، با گريه جانسوز فاطمه، ناله سر مى‏دهند.

از پى آن، آفريدگار هستى، حسين را در زيباترين و پرشكوه‏ترين سيما، در چشم‏انداز همگان پرتو افكن مى‏سازد تا با پيكرى پوشيده از زخم‏هاى بى‏شمار و سر بريده، از كشندگان خويش داد خود را بخواهد و در بارگاه خدا از آنان بپرسد كه به كدامين گناه با او چنين كردند؟

آن گاه خداى دادگر همه كشندگان حسين عليه السّلام و كسانى را كه در ريختن خون پاك او، به گونه‏اى شركت كرده و در آن جنايت سهمگين به نوعى نقش داشتند، همه را در برابر پيامبر(ص) گرد مى‏آورد و او همگى آنان را به كيفر بيدادشان نابود مى‏سازد؛ از پى آن، خدا همه آنان را دگر باره پديد مى‏آورد و امير مؤمنان آنان را به كيفر كشتن حسين عليه السّلام، نابود مى‏سازد و پس از او همين گونه، امام حسن و ديگر امامان معصوم به فرمان خدا كشندگان و شركت‏كنندگان در آن جنايت را كيفر مى‏كنند؛ و سرانجام خداى فرزانه رنج‌ها و خشم‌ها را از دل‌هاى دوستداران حسين عليه السّلام و يارانش مى‏زدايد و اندوه آنان به لطف خدا به فراموشى سپرده مى‏شود.

از ششمين امام نور آورده‏اند كه فرمود: مهر و بخشايش خدا بر شيعيان و رهروان راه ما باد! پيروان ما، به خداى سوگند كه ايمان آوردگان و ايمان داران راستين هستند و در سوگ و اندوه ما در گذر تاريخ شركت داشته و همدل و همراه ما بوده‏اند. «رحم اللَّه شيعتنا، شيعتنا و اللَّه المؤمنون.»
                       
در روز رستاخيز

از پيامبر گرامى آورده‏اند كه فرمود: هنگامى كه روز رستاخيز فرا مى‏رسد، دخت فرزانه‏ام، فاطمه عليها السّلام، در ميان گروهى از بانوان بهشتى وارد صحراى محشر مى‏شود و با آمدن آن حضرت، ندا مى‏رسد كه: هان اى فاطمه! به بهشت پرطراوت و زيباى خدا در آييد! امّا او پاسخ مى‏دهد: بار خدايا! به بهشت پر طراوت و پر نعمت وارد نخواهم شد، تا بدانم پس از من با فرزند ارجمندم، حسين عليه السّلام، چه كردند؟

آن گاه ندا مى‏رسد كه: هان اى دخت سرفراز پيامبر! بنگر! و او نگاه مى‏كند كه حسين عليه السّلام را با قامتى برافراشته و بدون سر مى‏بيند؛ و با ديدن آن منظره تكان دهنده و جانسوز فرياد بر مى‏آورد؛ و با فرياد او، من نيز ناله سر مى‏دهم و فرشتگان نيز پس از ناله جانسوز ما، شيون و فرياد سر مى‏دهند! سپس دخت سرفرازم ندا مى‏دهد كه: هان اى پسرم! فرزندم! حسين جان! به كدامين گناه، بيداد پيشگان با تو چنين كردند؟

پيامبر گرامى در ادامه بيان مى‏افزايد: آن گاه خداى دادگر به خاطر ستمى كه بر ما رفته است، خشمگين مى‏گردد و به آتش سهمگينى كه «هبهب» نام دارد و هزار سال بر آن دميده شده و از شدت حرارت و سوزانندگى به سياهى گراييده و در آن آسايش و نشاطى نيست و اندوه و عذاب دردانگيز آن پايان ناپذير است، آرى، به آن آتش فرمان مى‏رسد كه: هان اى آتش! كشندگان حسين را از روى زمين برچين! و آن درياى آتش، آن فرومايگان را بى‏درنگ بسان باز شكارى بر مى‏چيند و در كام خويش مى‏گيرد و نعره و فريادى سهمگين بر مى‏آورد كه از ميان خروش و فرياد مرگبار آن، صداى آن تيره بختان دوزخى بر مى‏خيزد كه با زبانى گويا و صدايى رسا مى‏گويند: پروردگارا! چرا ما را پيش از بت پرستان در خور اين آتش شعله‏ور و سهمگين ساختى؟ ندا مى‏رسد: بدان جهت كه آن كسى كه مى‏داند، بسان كسى نيست كه نمى‏داند!(1)

1- در سوگ امير آزادى.

پربازدیدترین آخرین اخبار