شهيد كيست؟
راغب اصفهانى در معنى آيه «وَ الشُّهَداءُ عِنْدَ رَبِّهِمْ لَهُمْ أَجْرُهُمْ» «حديد/191»، ميگويد: شهيد را به اين سبب شهيد گويند كه در حال شهادت نعمتهاى آن جهان را مىبيند، يا به واسطه آنست كه نزد خدا حاضر مىشود، چنانچه مىفرمايد: «عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ».
مرحوم علامه شهيد مطهرى ميگويد: مرگى شهادتست كه انسان با توجه به خطراتى احتمالى يا يقينى فقط به خاطر هدف مقدس و انسانى يا به تعبير قرآن «فِي سَبِيلِ اللَّهِ» از آن استقبال كند، و شهادت دو ركن دارد: يكى اينكه در راه خدا باشد، دوم آنكه هدف مقدس باشد.
شهادت به حكم اينكه عملى آگاهانه و اختيارى است و در راه هدفى مقدس است و از هر گونه انگيزه خودگرايانه، منزه و مبراست، تحسين انگيز و افتخار آميز است.
به نظر مىرسد كه كلمه «شهيد» چون از «شهادت» گرفته شده، شهادت و شاهد و شهيد به معنى گواه است براى اثبات هر حقى بعد از بينه از راه اثبات گواه و شاهد لذا شهيد گواه حقانيت است.
صاحب كتاب «الفقه على المذاهب الاربعة» گويد: شهيد بر سه قسم است:
1- شهيد دنيا و آخرت و آن شهيدى است كه در راه خدا و در ميدان جنگ كشته شود.
2- شهيد در آخرت و آن كسى است كه در ميدان زخمى شده ولى بعد از مدتى فوت شود، چنين كسى ثواب شهيد را دارد؛ مانند آدم غرق شده، و يا كسى كه در غربت بميرد و چنانچه در روايات دارد «من مات غريبا كمن مات شهيدا» اينها در حكم شهيدند، يعنى در آخرت ثواب شهيد را دارند.
3- منافقى كه در لشكر اسلام كشته شود احكام شهيد را دارد مانند (ساقط بودن غسل و كفن) اما اجر شهيد را ندارد (نه در دنيا و نه در آخرت) در دو فرض اولى اختلافى بين شيعه و سنى نيست.
مقام شهيد در قرآن
«وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ» «آل عمران/169» «مپنداريد كسانى كه در راه خدا كشته شدهاند مردهاند، بلكه زندهاند و نزد خدا روزى داده مىشوند».
در معنى زنده بودنشان چند احتمال دادهاند:
1- زندگى جاودانه اخروى و رسيدن به نعمتهاى بهشت، لذا با اين آيه به عالم برزخ و قيامت استدلال كردهاند.
2- باقى ماندن نام و آثارش چون شهادت مرگ عادى نيست كه از خاطرهها برود.
3- اثرش در بازماندگان به اندازه مرگ عادى نيست، يعنى اگر كسى فرزندش به بيمارى بميرد يا در راه خدا شهيد شود، در صورت دوم مصيبت سبكتر است، به دليل اينكه خيلى از افراد كه فرزندان عزيز خود را در راه خدا دادهاند با كمال آرامش تحمل مصيبت كردهاند، نمونههاى بسيارى ديده شده است، مانند اينكه مادرانى در انقلاب اسلامى ايران خودشان فرزندان خود را به خاك سپردند، بدون جزع و بىتابى.
«وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ يُقْتَلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْواتٌ بَلْ أَحْياءٌ وَ لكِنْ لا تَشْعُرُونَ». «بقره/154» به كسانى كه در راه خدا كشته شدهاند مرده نگوييد بلكه زندهاند ولى شما آن را درك نمىكنيد» يعنى نه در فكر و نه در زبان شهدا را به عنوان مرده يادآورى نكنيد، و تصور ننمائيد.
مقام شهيد در روايات
در روايات رسيده از پيغمبر اكرم(ص) و ائمه معصومين(ع) اخبار بسيارى درباره شهيد و فضيلت شهادت و مقام شهيد وارد شده كه به بخشى از آنها ذيلا اشاره مىشود:
امام صادق(ع) از پيغمبر اكرم(ص) نقل كرده كه فرمود: «تمام خيرها و خوبيها در شمشير و زير سايه شمشير است و مردم را به راستى و عدالت، چيزى جز شمشير وادار نمىكند، و شمشيرها كليدهاى بهشتاند».
مقصود از شمشير نيروى دفاعى است؛ البته نه هر شمشيرى بلكه شمشيرى كه به فرمان خدا و رسول به كار رود؛ چون براى اقامه عدل دو راه وجود دارد، يكى آگاهى دادن به وسيله منطق و استدلال و در صورت نپذيرفتن شمشير و قدرت، چنانچه در آيه شريفه مىفرمايد: «لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْمِيزانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَ أَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ». حديد/25» روايت را بايد با قرآن تطبيق كرد والا ممكن است افرادى از چنين رواياتى زور مدارى را استفاده كنند، تمام خير در شمشير است، اما آن شمشيرى كه در اختيار انسان كامل خير انديش و عادل به تمام معنى باشد.
كما اينكه در مسأله جهاد ابتدائى يكى از شرايط آن اجازه امام يا نايب اوست، البته جهاد دفاعى، اين شرايط را ندارد و آن شمشير است كه كليد بهشت است، لذا جباران و ستم پيشگانى كه امروز دنيا را به خاك و خون مىكشند، حالشان معلوم است و از اين جمله «و السيوف مقاليد الجنة» مقام شهيد معلوم مىشود.
پيغمبر گرامى اسلام(ص) فرمود: «براى بهشت درى است مخصوص مجاهدين در راه خدا كه از آن در داخل بهشت مىشوند، هنگامى كه بر در بهشت برسند آن در گشوده مىشود در حالى كه مجاهدين شمشيرها به كمر بسته و هنوز مردم در موقف حساب سرگردانند».
توضيح آنكه: در روايات دارد بعضى از مردم در صحنه قيامت به قدرى سرگردان مىمانند كه فريادشان بلند مىشود: ما را از اين سرگردانى نجات دهيد، و لو اينكه به جهنم ببرند؛ ولى مجاهدين در راه خدا هيچ معطلى ندارند، بعد مىفرمايد: «وقتى مجاهدين داخل بهشت شوند ملائكه رحمت به ايشان خوش آمد مىگويند» سپس پيغمبر اكرم(ص) مىفرمايد: «كسى كه جهاد را بدون عذر شرعى ترك كند، خداوند لباس ذلت را به او بپوشاند و در زندگى تنگدست و نيازمندش گرداند و دينش را از بين ببرد» يعنى به وسيله ترك يك حكم واجب، عمدا، از دين خارج مىشود؛ و خداى تعالى عزت و عظمت امت مرا در نعل اسبان و سرنيزههايشان قرار داده است»، در اين روايت مقام مجاهد در راه خدا و عقوبت تارك جهاد بيان شده است.
امام صادق (ع) فرموده: «جهاد برترين چيزها است بعد از واجبات» يعنى بعد از نماز و روزه و ساير واجبات.
امام باقر(ع) فرمود: «اول حد جهاد در راه خدا، دعوت كردن مردم است، از پيروى بندگان به پيروى كردن خداى تعالى كه خالق بندگانست و از عبادت كردن بندگان به عبادت خدا و بيرون رفتن از حكومت خلق به حكومت خالق»، در اين روايت اين مطلب بيان شده است كه هر چيزى حدودى دارد، اول حدود جهاد امر به معروف و نهى از منكر است، چنان كه در روايت دارد امر به معروف سه مرحله دارد: اول با قدرت جلوگيرى از منكر كند و اگر نتوانست به زبان و گرنه به قلب از منكر بدش بيايد و الا در انجام كار زشت با او شريك است.