آيا اتهامات ريز و درشت را در بيانيه هاي موسوي نمي بينيد
به گزارش گروه سياسي «شبكه خبر دانشجو»، متن كامل نامه سرگشاده جامعه اسلامي دانشجويان به شرح ذيل است:
جناب آقاي محسن رضايي،
سلام عليكم؛
شوربختانه اين روزها آنقدر اتفاقات عجيب و غريب ديدهايم و شنيدهايم كه به گمانم كمكم بايد خود را عادت دهيم كه جز از اندكي انگشتشمار، از ساير خواص انتظار مواضعي درخور و منطقي نداشته باشيم.
جناب آقاي رضايي نامه ديروز جنابعالي به مقام معظم رهبري را خوانديم و در پايان جز آهي كه از عمق جان بر ميآمد، ياراي نشان دادن هيچ واكنش ديگري را نداشتيم. براستي ما را چه شده است؟ مايي كه داعيهدار سربازي رهبرمان هستيم، چرا رسالت سربازي خويش را فراموش كردهايم؟ چرا حد و حدود يك سرباز را نميدانيم و با آنكه ميدانيم كه نميتوانيم، رنج ظاهر شدن در مسند فرمانده را به خود ميدهيم؟ چرا در تاريخ مداقه نميكنيم و از آن عبرت نميگيريم و چونان عمل ميكنيم كه گويا از تاريخ بي خبريم؟ براستي سربازان تا به كي قصد دارند با بيبصيرتي و از سر ناآگاهي (انشاءالله) دل رهبرشان را خون كنند و با طرفه انگاشتن ترهاتي چند گمان برند ايشان را در امر فرماندهي ياري ميرسانند؟
آري بد نيست كه يادي از سربازان دوران جنگ هشت ساله نماييم. سربازاني كه ياد عملكردشان هم هر لحظه دل رهبرشان را شاد مينمود و تمام تلاششان اين بود كه لحظهاي لبخند بر لب آقايشان بنشانند. اكنون چه شده است كه عدهاي عملشان آنچنان است كه گويي مُهري بر قلبهايشان خورده است و هيچ نميبينند.
آقاي دكتر نامهتان را خوانديم و عليرغم آنكه خود را سرباز رهبري نام نهاده بوديد، نشاني از آنكه كلام رهبري را به درستي درك كرده باشيد در آن نديديم. جنابعالي مدتي است كه دم از وحدت ملي و آشتيهايي به سبك خودتان ميزنيد و بسيار شايقيد كه چهرهاي معقول و بي طرف از خود به نمايش بگذاريد. اما بايد بدانيد كه در حال حاضر كار به جايي رسيده است كه ديگر ژستهاي روشنفكري پاسخگو نيست.
سرباز رهبري بايد بداند كه در مدت اخير يكي از مهمترين محورهاي سخنان رهبرش وحدت بوده است. وحدتي كارآمد و با الگويي صحيح. وحدتي براي پيشبرد مملكت اسلامي و نه وحدتي صرفاً براي وحدت و نه وحدتي كه متضمن پايمال شدن حقوق اكثريتي بي شمار است. مگر نه اين است كه خود رهبري پيش از هر فرد ديگري بهترين الگوي وحدت در جامعه را ارائه نمودند و خود پيشگام اين امر بودند و اعتقاد خويش به دفع حداقلي و جذب حد اكثري را صراحتاً اعلام نمودند؟ پس حال چه شده است كه يك سرباز، بدون در نظر گرفتن ابعاد مختلف حوادث اخير پيشنهادي سادهانگارانه ميدهد و گمان ميبرد كه خواست ملت را بر زبان جاري ميسازد.
آقاي رضايي در نامهتان گفتيد كه خود در راهپيمايي بوديد و شور مردم را ديديد. من به شما پيشنهاد ميكنم كه اندكي درنگ كنيد و شعور ايشان را نيز ببينيد. شما را ارجاع ميدهيم به همان مردمي كه خود را سرباز ايشان خوانديد؛ چرا كه اگر شما كلام رهبري را به درستي درنيافتيد، ملت بخوبي آن را فهميدهاند.
سوال اينجاست كه در روز چهارشنبه مردم چه شعارهايي ميدادند و چه كساني را دشمنان امام حسين(ع) و ملت ايران و امت اسلام ميخواندند؟ مردم خواهان برخورد قضايي با چه كساني بودند؟ حال شما تمسك جستهايد به نيم بندي از فردي كه خيانتش به ملت، بر هيچ كس پوشيده نيست كه شايد بتوان از آن اينگونه استنباط كرد كه دولت را به رسميت ميشناسد؟ گيريم كه از اين نيم بند اينگونه بر آيد كه دولت به رسميت شناخته شده است، اما لطفاً يك بار ديگر اين بيانيه را بخوانيد.
در همين متني كه به قول شما دولت به رسميت شناخته شده است، مشروعيت نظام زير سؤال رفته است كه اهميت آن دو صد چندان بيش از دولت است. آيا اتهامهاي ريز و درشت به نظام را در اين بيانيه نميبينيد؟ آيا اتهام بستن دهان مخالف توسط نظام را نميبينيد؟ آيا اتهام عقب راندن نخبگان و روشنفكران توسط نظام را نميبينيد؟ آيا اتهام جنگ طلبي نظام را نميبينيد؟ آيا زير سوال رفتن قانون مملكت را نميبينيد؟ آيا اتهام صادر شدن دستور آدم كشي از سوي نظام را نميبينيد؟ آيا اتهام حرمت شكني روز عاشورا و امام حسين توسط نظام را نميبينيد؟
آقاي رضايي بد نيست ياد آور شوم كه حساب دولت از نظام جداست! گيريم شما نسبت به دولت انتقاد داريد و انتقادات ميرحسين موسوي نسبت به دولت را تاييد ميكنيد! اما در مورد نظام چه؟
شما دم از كدام وحدت ميزنيد؟ از همان وحدتي كه بگوييم فتنهگران به رهبري موسوي، خاتمي، كروبي و .... ، هرچه كردند و هرچه گفتند را ناديده ميانگاريم و اجازه ميدهيم به فضاي سياسي مملكت اسلامي بازگردند؟ آيا از كيسه خليفه ميبخشيد؟ براستي چه كسي بايد پاسخگوي اين همه حق ضايع شده باشد؟ چه كسي بايد پاسخگوي اين همه انرژي و هزينه تلف شده از نظام در اين مدت باشد؟ شما چگونه قادريد با جرياني كه بدون رودربايستي خواهان براندازي نظام بود و با جرياني كه شعارهايش در روز قدس، 13 آبان ، 16 آذر، روز عاشورا و .... مباينتش با اسلام را فرياد ميزد و با جرياني كه راه و انديشه امام را و نهايتاً تمثال ايشان را سوزاند و با جرياني كه در روز عاشورا آنگونه با مقدسات بازي كرد، به نقطه اشتراك برسيد. چگونه شما ميتوانيد براي جرياني كه مدتي ست چشم اميد دشمنان قسم خورده اين نظام و انقلاباند، جايگاهي در نظام اسلامي قائل شويد؟
سخن را به درازا نكشانم!
آقاي محسن رضايي در طول تاريخ بارها و بارها ديدهايم و شنيدهايم كه وقتي خواص رسالت خويش را به درستي انجام نميدهند، بيجا سخن ميرانند، بيجا سكوت ميكنند و ناآگاهانه عمل ميكنند، اتفاقاتي ميافتد كه مايه شرم تاريخ ميشوند. اينجا همان جايي است كه حكميت را به امام علي(ع) تحميل ميكنند.
اينجا همانجايي است كه صلحي نامبارك را به امام حسن(ع) تحميل ميكنند و اينجا همان جايي است كه قطعنامه 598 را به امام تحميل ميكنند و همگان هزينه آن را تا سالها ميپردازند. مواضع ناآگاهانه خواص بعضاً ضربهاي ميزند كه به هيچ وجه قابل جبران نخواهد بود. اگر چه شما در نامهتان نوشتيد كه توهين به عاشورا و امام حسين(ع) با حضور مردم در روز چهارشنبه خنثي شد، اما بدانيد كه اين اتفاق ناگوار و اين بي حرمتي وقيحانه حاصل بيدرايتي بخشي از خواص جامعه بود و به هيچ وجه هم قابل جبران نيست. خواصي كه خواسته يا ناخواسته ارزش و مقدار خود را تا حد يك ابزار براي محقق كردن اهداف دشمن پايين آوردند و نهايتاً به جايي رسيدند كه خوردنشان و خوابيدنشان و در كل بودنشان و حتي نبودشان و جنازهشان(!) در خدمت دشمنان اسلام و يزيديان زمان است.
نكته ديگر اينكه وحدت در اين مملكت ميسر نيست، مگر حول محور ولايت فقيه و با بازستاندن حقوق مظلومين و برخورد با ظالمين كه در اين صورت هم باز جايي براي امثال موسوي، خاتمي، كروبي و ... كه هنوز دستشان آغشته به خون مردم است، در اين وحدت نخواهد بود.
آري استيفاي حق ضايع شده مردم و ولي فقيه جزء لاينفك هر حركت وحدت بخشي بايد باشد و مردم اجازه كاري خلاف اين را به هيچكس نخواهند داد؛ چرا كه مظلومان واقعي در اين اتفاقات ايشان هستند و مظلومان واقعي آن شهيدان بسيجي هستند كه در اتفاقات اخير به شهادت رسيدند و نامي از آنان در هيچ كجا برده نميشود.
و كلام آخر اينكه نيك مينمود كه اگر خواهان بهبود اوضاع ميبوديد و نگارش چنين نامه را لازم ميدانستيد، نامه را محرمانه به خدمت رهبري ميفرستاديد و اينگونه آن را در بوق و كرنا نميكرديد تا هم نيت خالصتان براي بهبود اوضاع روشن ميشد و هم اينچنين آب به آسياب دشمن ريخته نميشد./انتهاي پيام/