«عمار» باشيم نه «ابوموسي اشعري»!
کد خبر:۵۴۴۳۳
نقدي بر نامه اخير محسن رضايي؛

«عمار» باشيم نه «ابوموسي اشعري»!

نشانه ايمان، تبعيت از ولي فقيه است و نه تعيين تکليف و مگر مقام معظم رهبري راه حل اختلاف را از همان ابتدا تبعيت از قانون ندانستند؟ همه خواص بدانند: امروز و در اين فتنه، «عمار» نياز است و نه «ابوموسي اشعري».

گروه انديشه - قاسم بهراميان؛ ميرحسين موسوي بيانيه هفدهم خود را صادر کرده است و در انتهاي آن از منظر خود 5 پيشنهاد براي حل مسائل ارائه داده است. او که از آن تعداد راهپيمايان روزهاي اول بعد از انتخابات، تنها معدودي ضدانقلاب برايش باقي مانده و در موضع ضعف و در آستانه رسيدگي قضايي به جرايمش قرار گرفته است، براي نجات خود پيشنهادهايي طلبکارانه، پر از تهمت به ارکان نظام و جاده صاف کن براي نفوذ عناصر غير معتقد به نظام در انتخاباتهاي بعدي مطرح کرده است.

واضح است که موارد مطرح شده در بيانيه موسوي شايسته پاسخگويي نيست، اما تعجب از آقاي رضايي است که دست و پاي خود را از يک بيانيه سراسر توهين آميز گم کرده و از يک عبارتي که کلمه «دولت» در آن آمده است، آنچنان از اين مسرور  شده که بالاخره موسوي دولت قانوني را پذيرفته است که به رهبري معظم انقلاب نامه «حکميت» مي نويسد.

1- عجيب است که ايشان از بين همه آسيبهاي مادي و معنوي وارده بر نظام در اين فتنه، تنها بر مسايل اقتصادي حساس هستند و گويا معادلاتشان را بر اين مبنا پايه گذاري مي کنند و به آسيبهاي ريشه اي تر ديگر، بصورت کلي اشاره مي کنند.

 

2- جالب است که آقاي رضايي تنها نکته مثبت قابل اعتنا در بيانيه موسوي را «پاسخگو کردن دولت در برابر مجلس و قوه قضائيه» دانسته اند و گويا متوجه نشده اند که با پذيرش اين حرف بي اساس، غير مستقيم چه چيزهايي را تاييد کرده اند.  هيچ کس مدعي عدم وجود ضعف و نقص در دولت و رئيس جمهور نيست و چه کسي است که ضعف نداشته باشد، اما اينکه دولت اصلاً پاسخگو نيست و اين هم به حمايتهاي «غيرمعمول» رهبري باز مي گردد، از عجايب است.

آيا وزيران دولت توسط مجلس استيضاح نشده اند؟ آيا به 3 وزير معرفي شده در دولت جديد راي عدم اعتماد داده نشد؟ آيا لوايح دولت، توسط مجلس جرح و تعديل نمي شود؟ آيا ديوان محاسبات بر امور مالي دولت نظارت ندارد؟ آيا در ايام انتخابات، مخالفان دولت با سوء استفاده از گزارشات ديوان محاسبات، دولت را به اختلاس متهم نکردند؟ آيا ايشان هم مانند موسوي استقلال مجلس و قوه قضائيه را انکار و به آنها توهين مي کنيد؟

آيا ايشان هم معتقدند رهبري از دولت حمايت غيرمعمول مي کنند؟ بله، رهبري بارها در مقاطع مختلف اعلام کرده اند از دولت حمايت «خاص» مي کنند و نه غير معمول، و دليل آن را هم بارها توضيح داده اند و در اول فروردين امسال نيز در حرم رضوي گفتند:

« من از دولتها هميشه دفاع ميكنم؛ منتها اگر دولتى بيشتر مورد تهاجم قرار گرفت و احساس كردم حملات غير منصفانه‏اى ميشود، بيشتر دفاع ميكنم. من طرفدار اِعمال انصافم؛ من ميگويم بايد منصف باشيم. ... بنده از هر حركت خوبى، از هر اقدام خوبى، از هر پيشرفتى، از هر خدمتى به مردم، از هر دلجوئى‏اى از محرومين، از هر ايستادگى‏اى در مقابل ظلم و استكبار استقبال ميكنم و از آن كسى كه اين كار را كرده است، تشكر و سپاسگزارى ميكنم؛ هر دولتى باشد، هر شخصى باشد؛ اين وظيفه‏ى من است. » (حرم رضوي-1/1/88)

در همين ماه رمضان گذشته در ديدار با دانشجويان به اين موضوع نيز پاسخ دادند که حمايت ايشان، حمايت از نقاط قوت دولت و رئيس جمهور است و نه نقاط ضعف. و در مورد دليل علني موضع نگرفتن در مورد نقاط ضعف هم توضيحاتي دادند:

«دولت كنونى و رئيس جمهور محترم مثل همه‏ى انسانهاى عالم، يك نقاط قوّتى دارد، يك نقاط ضعفى. من كه حمايت كردم، از نقاط قوّت حمايت كردم. يك نقاط قوّتى وجود دارد، من از آن حمايت ميكنم؛ در هر كى باشد، حمايت ميكنم. كى هست كه اين گرايش، اين جهتگيرى، اين تحرك، اين جديت را از خودش نشان بدهد و بنده در حد مسئوليتم از او حمايت نكنم؟ ... يك نقاط ضعفى وجود دارد، آن نقاط ضعف را بنده حمايت نميكنم.

حالا يكى از سؤالها اين بود كه چرا علنى موضع نميگيريد؟ چون لازم نيست علنى موضع گرفتن؛ علنى موضع گرفتن نسبت به يك نقطه‏ى ضعف در يك مسئول، شما خيال ميكنيد كه چقدر كمك ميكند به حل آن مشكل؟ هيچي. گاهى اوقات هست كه انسان اگر يك چيزى را بدون علنى كردن دنبال علاجش باشد، بهتر علاج خواهد شد، تا اينكه يك چيزى را انسان جنجالى كند. بله، يك وقت هست كه هيچ چاره‏اى جز علنى شدن نيست؛ آنجا انسان علنى ميكند؛ ...اما گاهى اوقات مصلحت قطعى در اين است كه انسان يك چيزى را علنى نكند.»(ديدار يا دانشجويان-4/6/88)

3- آقاي رضايي چه نکته مثبتي در بيانيه موسوي ديده اند که «حکميت وار» به رهبري نامه مي نويسند؟ مگر موسوي خطاب به ايشان نامه نوشته بود که او خطاب به رهبري هامش کرده است؟ مگر خود مقام معظم رهبري بيانيه را نمي بينند؟

 

4- موسوي در سراسر بيانيه اش تهمتهاي خود نسبت به ارکان نظام را مانند همه اين 6 ماه تکرار مي کند، متوهمانه دسته هاي عزاداري روز عاشورا را مردم حامي خودش مي داند، وجود ضدانقلابهاي تخريبگر و هتاک در روز عاشورا را نفي مي کند، از قانون اساسي دم مي زند اما به مهمترين اصل غير قابل تغيير آن، يعني ولايت امر و امامت امت و ولايت فقيه هيچ اشاره اي نمي کند.

همه بايد توجه داشته باشند، امروز و بعد از گذشت بيش از 6 ماه از انتخابات، محور وحدت و حداقل شرط گذشت از خطاها، پذيرش ولايت «ولي فقيه» است و نه پذيرش قانوني بودن دولت. امروز بيشتر از هر زمان ديگري واضح است که انتخابات و تقلب در آن تنها يک بهانه بود و هدف، ولايت فقيه و اصل نظام اسلامي است و فرقي نمي کند کسي عامدانه به دنبال اين هدف باشد و يا علي رغم توصيه همه دلسوزان، در نقشه طراحي شده توسط دشمن بازي کند. و خوب مي دانيم که از اينگونه افراد در اين 30 ساله کم نداشته ايم.

آيا آنهايي که اصولاً ولايت فقيه را قبول ندارند، منتظر پيام و سخن رهبري هستند؟ يا نه، فقط مي خواهند با شرط و شروط گذاشتن پيش دستي کنند و از برخورد قضايي در امان بمانند و به همان حرفها و حرکاتشان ادامه دهند؟

5- منظور آقاي رضايي از حرکات افراطي چيست؟

برخورد قاطع قضايي با همه عوامل فتنه پس از انتخابات با هر درجه اي از تاثيرگذاري و در هر مرتبه اي کار افراطي نيست، بلکه خواسته همان مردمي است که در حماسه عاشورايي چهارشنبه با صداي بلند آن را فرياد زدند.

اما همه اشخاص و گروهها بايد از حرکتهاي خودسرانه در هر زمينه اي و نسبت به هر کسي خودداري کنند. مطابق نظرات مکرر رهبري در قضاياي مختلف و بويژه درباره اين حوادث در ديدار اخيرشان با روحانيون، وظيفه و حق برخورد عملي و قانوني با مجرمان تنها بر عهده دستگاههاي حکومتي است و تکليف همه اقشار و گروههاي مردمي تنها اعلام موضع و مطالبه از دستگاههاي مربوطه است و بايد توجه داشته باشند با نهي رهبري هرگونه اقدام عملي و خودسرانه، حرمت شرعي و قانوني براي همه آحاد جامعه دارد.

ولي فقيه امروز، مفسّر ولي فقيه گذشته است و عده اي نمي توانند علي رغم نهي صريح رهبري، به بند «م» وصيت نامه امام  استناد کنند و فضا را براي سوء استفاده دشمنان و نفوذي هاي آنها مهيا کنند.

6-  ما اجازه نمي دهيم عده اي نظرات خود را بر رهبري حکيم و عزيز ما تحميل کنند و جام زهر ديگري بنوشانند.

اگر به فرموده امام راحل، ولايت فقيه همان ولايت رسول الله است،  همه فعالان سياسي و مسوولان حکومتي بايد در اين آيه کريمه تامل کنند و در اختلافات بجاي حکميت و ارائه طرحهاي کذايي، تبعيت تام و کامل از ولي فقيه داشته باشند:

« فَلاَ وَرَبِّكَ لاَ يُؤْمِنُونَ حَتَّىَ يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لاَ يَجِدُواْ فِي أَنفُسِهِمْ حَرَجًا مِّمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُواْ تَسْلِيمًا

به پروردگارت سوگند که آنها مومن نخواهند بود، مگر اينکه تو را در اختلافات خود به داوري طلبند؛ و سپس در دل خود از داوري تو احساس ناراحتي نکنند، و کاملا تسليم باشند.»(سوره نساء، آيه 65)

نشانه ايمان، تبعيت از ولي فقيه است و نه تعيين تکليف. و مگر مقام معظم رهبري راه حل اختلاف را از همان ابتدا تبعيت از قانون ندانستند؟

همه خواص بدانند: امروز و در اين فتنه، «عمار» نياز است و نه «ابوموسي اشعري».

والسلام علي من اتبع الهدي

پربازدیدترین آخرین اخبار