دروغ و فاجعه
کد خبر:۵۴۵۴۸
وبلاگ «خصوصي نيست»؛

دروغ و فاجعه

در فاصله بين خطوط و کلمات بيانيه اخير موسوي درماندگي و فروبستگي موج مي زند. حالت کسي که - به قول ورزشي ها - هم نتيجه را باخته است و هم اخلاق را! ولي دليل اين که ترحم به اين شرايط او ناممکن مي شود اين است که در همين حال زار و نزار هم دست از رجز خواندن و مبارز طلبيدن بر نمي دارد.

به گزارش گروه پاتوق شيشه اي «شبکه خبر دانشجو»، سجاد صفارهرندي در آخرين پست وبلاگش «خصوصي نيست» با اشاره به مضمون فيلم درباره الي و ارتباط محتوايي اين فيلم با وقايع اخير کشور بويژه بيانيه هفدهم ميرحسين موسوي، نوشت:

هر چه مي گذرد بيشتر در اين باره مطمئن مي شوم که ميان فيلم خوب «درباره الي ...» و آنچه که جنبش سبز ناميده مي شود، ارتباطي عميق تر از يک همزماني تصادفي و يا انتساب هر دو به «طبقه متوسط جديد تهران نشين» وجود دارد.

براي من وجه اصلي اين نسبت با تسلسل رنج آور «دروغ و فاجعه» مشخص مي شود. «درباره الي...» آن طور که من مي فهمم قرار است اين را به ما نشان دهد که دروغ – و لو کوچک و پيش پا افتاده – چگونه مي تواند سر از وضعيت هاي فاجعه آميز در آورد. دروغ هايي با موجه ترين ظواهر و از سوي بهداشتي ترين آدمها و بعد هم که مشخص است!

دروغ تاريخ مصرف دارد و وقتي دروغ بودنش بر آفتاب مي افتد تازه فاجعه ابعاد بزرگ تر خود را ظاهر مي سازد و دروغ هاي بعدي که قرار است از اين سرنوشت محتوم جلوگيري کند عملاً نقشي جز بدتر کردن ماجرا ندارد.

يادمان هست که اين سرنوشت دروغ هاي کوچک و پيش پا افتاده اي است که ابتدائاً تصور مي شد آب را از آب تکان نمي دهد، وقتي دروغي به بزرگي «افسانه تقلب 11 ميليوني» تدارک مي گردد، ابعاد فاجعه به نحو هولناکي بزرگ مي شود و بعد که فاجعه با هيبت دهشتناک خود ظاهر شد و فرجام شوم دروغ بزرگ همه را مصيبت زده کرد، تازه اول مسير يافتن راههاي جديدي براي گريز از حقيقت است.

کمربند دروغ به سرعت تکميل مي شود: «اصل ماجرا تقلب نبود... خس و خاشاک ... تجاوز ... هفتاد و دو کشته ... بسيج ... صدقه ... ديکتاتور ...» اما چه مي توان کرد؟ جامه بدقواره دروغ را از هر طرف که وصله پينه مي کنند، از ده جاي ديگر چاک مي خورد. تا عاقبت سر از جايي در مي آورند که ديگر ادامه دادن اين وصله پين? فضاحت بار ممکن نيست. بالاخره بايد از اين مخمصه خلاص شويم و بعد برويم ماشين مان را که در ماسه هاي ساحلي تپيده، هل بدهيم و بيرون بکشيم و خلاص : « بله، دولت خوب است که به مجلس و قوه قضائيه پاسخگو باشد ... !! »

***

در فاصله بين خطوط و کلمات بيانيه اخير موسوي درماندگي و فروبستگي موج مي زند. حالت کسي که - به قول ورزشي ها - هم نتيجه را باخته است و هم اخلاق را! ولي دليل اين که ترحم به اين شرايط او ناممکن مي شود اين است که در همين حال زار و نزار هم دست از رجز خواندن و مبارز طلبيدن بر نمي دارد. چيزي که بچه هاي بسيج دانشجويي دانشگاه تهران در نامه شان خطاب به محسن رضايي نوشته اند دقيقاً معطوف به همين نکته است :

« ديگر نيازي به بصيرت چنداني ندارد كه دريابيم رأس فتنه اخير با بدعهدي و ناجوانمردي تمام معارضه با نظام اسلامي را آغاز كرده است و طي شش ماه بي‌وقفه ادامه داده است، در ماه‌ها و به ويژه هفته‌هاي اخير كه آثار بي‌فرجامي و فروماندگي اين حركت شيطنت‌آميز در اهداف ضد انقلابي خود بيش از پيش آشكار شد و حتي متوهم‌ترين فتنه‌گران را نيز از اين سرنوشت محتوم آگاه كرد، با اين همه سران فتنه با اقدامات و موضع‌گيري‌هاي اخير خود نمايان ساخته‌اند كه فاقد آن مايه از دليري و شرافتمندي هستند كه كفش‌هاي خود را از گردن بياويزند و با خضوع و شرمساري در پيشگاه ملت و رهبري به جرايم و خطاياي خود اعتراف و طلب بخشش كنند. چنين بزرگ منشي فقط از امثال «جناب حر بن يزيد» بر مي‌آيد كه وقتي پي به اشتباه خود برد، در لحظه‌اي آسماني تصميم گرفت بر منيت و تعلقات خويش پاي بگذارد و مسير حق را انتخاب كند، حر اهل شجاعت و ادب بود و آنان كه فاقد اين دو فضيلت ارزشمند باشند، راهي به حريت نخواهند داشت. »

***

در جريان رقابت انتخاباتي امسال، موسوي بي وقفه سه معيار براي نقد و تخطئه دولت احمدي نژاد معرفي مي کرد: صداقت، قانون و عقلانيت. بر آنم که همين سه محور بهترين ابزار هايي است که با آن مي توان رفتار بعد از انتخابات موسوي و جريان حامي او را نقد کرد. موارد اول و دوم واضح تر از آن است که نيازي به توضيح داشته باشد. اما مورد سوم کمتر مورد بحث قرار گرفته است. عقلانيت را اگر با تلقي وبري بفهميم بيش از هر چيز به تناسب ميان اهداف و وسايل دستيابي به اين اهداف مربوط مي شود. سؤال اينجاست: حتي اگر اهداف اعلام شده اين جريان ( دموکراتيزاسيون، آزادي احزاب و مطبوعات، پاسخگو کردن حاکميت و ... ) را به ديده همدلي بنگريم، آيا مسير انتخاب شده توسط موسوي براي تحقق اين اهداف بايسته بود؟ خصوصاً به نظرم خوب است اصلاح طلباني که اهل تأمل هستند در ارزيابي خود از تحولات شش ماه اخير با اين شاخص به آنچه هزينه کرده و آنچه به دست آورده اند، بيانديشند. /انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار