عده ای فراموش کرده اند اگر آبرویی دارند به خاطر نظام و اسلام است
به گزارش گروه سياسي «شبکه خبر دانشجو»، متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:
بسمه تعالي
السلام علي ولد الحسين
مي نويسيم تا شايد گرهي از غمهاي شما بگشائيم، مي دانيم شروع يک حرکت دشوار است و دشوارتر از آن تنهايي در ادامه راه و چقدر سخت است که در اين تنهايي بار تعهد و مسئوليت انسان را موظف به ادامه ميکند و همين فزوني ميبخشد درد را.
شگفتا که در اين مدت تنها با يک دست علمداري کرديد و چه سالها که خبر نداشتيم از ميراثي که حضرت پدر علي (ع) بر شما به ارث نهاده بود (مظلوميت و تنهايي) و در اين ميان دردنوشانه عمل کرديم،
اما تدبيرهايتان انديشه به گِل نشستن اين سفينه نجات را به گِل نشاند و اين بار هم در سيره علوي دستان دزدان کوتاه شد و کوتاه باد و در اين ميان دون مايه مردماني که به دنبال منافع خويش بارها جامها نوشاندند نه از روي خيرخواهي و نيک انديشي که از روي بدفهمي و باور نکردن آرمانها و حق طلبيها.
دشمنان تشنه به خون من و من تشنه به مرگ
زهر شيرين من! اي يار منافق با من![2]
و عجيب اينجاست که در اذهان عدهاي تو را همسنگ خليفگان قرار مي دهند و اين چنين است که آرزو فريب مي دهد و آنچه را که خود در پي آنند به شما نسبت مي دهند که کافر همه را به کيش خود پندارد.
شما رهبر ما با تمام شفافيت، زلال تقوايتان را با علم و عدالت فراگيرتان از حوض پدر نصيبمان مي کنيد و مي دانيد که ما اهل نسيه نيستيم و در اين معامله نقد کوثر را مي طلبيم.
و اگر اينگونه نبوديد چشمهاي هميشه باز خبرگان تا کنون شما را از نيابت حضرت صاحب الزمان(عج) خلع مي کردند، خبرگاني که درونشان يافت مي شود، انگشت شمار افرادي که با شما نه از روي عدم عدالتتان که از روي عدالتتان خصومت ميزنند.
و چه جاهلند مردماني که رابطه شما را با ما همچون سلاطين و روساي جمهور مي بينند و نمي دانند رابطه ما در اين مجالها تعريف ناپذير و چيزي از جنس نور است و شما باغبان شجره مبارکهاي هستيد که به دستان پر مهر امام آبياري شد.
اي باغبان! از زماني که فهميديم چشم انتظار ياران خراسانيت هستي نام و نشان خود را به امين تغيير داديم تا از تو باشيم همچون سلمان كه شرف «منا اهل بيت» يافت.
اين روزها هزار بار دعا مي کنيم خداوند ما را از اهل کوفه قرار ندهد و براي اين منظور هر روز قدمي حتي به فکر، براي ياريت بر مي داريم تا در اين وانفساي نفسانيت نخبگان و مسئولان بي بصيرت تنها نماني.
در پس وقايع انتخابات، زمزمه هايي در ميان مردمان آغاز شد که لزوم حضور فردي که کرسي مصلحت را تسخير کرده و جز به مصلحت فرضي خويش و خانوادهاش نمي انديشد، قابل درک نبود، امروز هنور آن زمزمه به گوش مي رسد.
هرچند كه درايت شما هميشه راه گشاي راهمان است؛ ليك در اين ميان نگفتيم مگر آنچه که مردم هر روز در گوشه و کناري مي گويند و مگر غيرت، مخلوقِ عشق نيست.
آن هنگام که شما را موصوف اهانتها قرار دادند، با بغضي فروخفته در گلو نه تنها گريستيم؛ بلکه با صدايي رسا تو را همچنان فرياد زديم، از عاشورا تا اين روزها 1370 سال مي گذرد و اگر ضجه هاي اين همه سال مردمان براي عاشورا همان تکرار عاشورا باشد وا اسفا بر اين همه سال گريه و توبه؛ عاشورا تکرار نخواهد شد و مگر اين سِرِ غيبت آن صاحب نيست و مگر همه اين تغييرات و همه اين غربال شدنها براي اين نيست که شب هنگام و در تاريکي ياران از خيمه نروند و بمانند كه «ليميز الله الخبيث من الطيب» چه ناقص است اينکه بپنداريم تنها حسين (ع) طالب زهير شد، آنان که مي پندارند نظام وابسته به حضور آنهاست فراموش کردهاند که اگر آبرو و عزتي دارند به خاطر نظام و اسلام است كه «العزه لله جميعا» و نفهميدند که اسلام هميشه ياوران و جانفدايان خود را دارد «إِلاَّ تَنفِرُواْ يُعَذِّبْكُمْ عَذَاباً أَلِيماً وَيَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَيْرَكُمْ وَلاَ تَضُرُّوهُ شَيْئاً وَاللّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ» و آنهايند که سخت محتاج اين پيوند هستند و کنده شدن از اين شجره طيبه چه ضرر جبران ناپذيري است که حسرت آن تا قيامت مانند اذکار عاشورا باقي است، آنجايي که اللهم العن الاول ظالم ظلم حق محمد و ال محمد و اخر تابع له علي ذلک اللهم العن العصابه التي جاهدت الحسين و شايعت و بايعت و تابعت علي قتله الهم العنهم جميعا و به همه کساني که مي انديشند مي توانند با آشوب و بلوا جايگاه خود را تثبيت کنند و فراتر ببرند، بايد گفت
گيرم که مثل موري از اين سنگ بگذري، کوهي است پشت اين سنگ، از اين بيشتر مکوش.
و افسوس براي کساني که هنوز جاي خود را در اين ميان نمي دانند.
ما دانش آموختگان آدينهايم که از پس گريه مان ندبه بر مي خيزد و به اقتداي شما، افغان خواهيم کرد.
چشم بيمار تو اي مي زده بيمارم کرد
حلقه گيسويت اي يار گرفتارم کرد
سرو بستان نکويي گل گلزار جمال
غمزه ناکرده ز خوبان همه بيزارم کرد
همه مي زدگان هوش خود از کف دادند
ساغر از دست روان بخش تو هوشيارم کرد
چه کنم شيفته ام سوخته ام غمزده ام
عشوه ات واله آن لعل گهر بارم کرد
عشق دلدار چنان کرد که منصورمنش
از ديارم بدر آورد و سر دارم کرد
عشقت از مدرسه و حلقه صوفي راندم
بنده حلقه بگوش در خمارم کرد
باده از ساغر لبريز تو جاويدم ساخت
بوسه از خاک درت محرم اسرارم کرد
اللهم عجل لوليک الفرج
فدائيان اسلام و رهبر، انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه الزهرا(س)
/انتهای پیام/