بخشيدن مال به كسى كه حق او نباشد اسراف و تبذير است
کد خبر:۵۴۶۴۸
به مناسبت سال اصلاح الگوي مصرف؛

بخشيدن مال به كسى كه حق او نباشد اسراف و تبذير است

امام علي (ع) در نهج البلاغه مي‌فرمايند: بخشيدن مال به كسى كه حق او نباشد، خود گونه‏اى تبذير و اسراف است كه بخشنده را در اين جهان بر مى‏افرازد و در آن دنيا پست مى‏سازد.

زينب صناعی؛ از ديدگاه قرآن، اسراف يكي از نكوهيده‏ترين كارهاست كه حتي آن را يك عمل فرعوني مي‌داند و مي‏فرمايد: وَاِنّ فِرعَونَ لَعالٍ فِي الاَرْضِ وَاِنَّهُ لَمِنَ المُسْرِفين" و علاوه بر آن، قرآن اسراف كنندگان را اصحاب دوزخ مي‏شمارد و مي‌فرمايد"اِنَّ الْمُسْرِفينَ هُمْ اَصْحابُ النّار.

بر اين اساس و با توجه به سال اصلاح الگوي مصرف كه از سوي رهبر فرزانه انقلاب نامگذاري شد، نگاهي به آثار تخريبي اسراف و تبذير از منظر حضرت علي (ع) مي‌اندازيم.

اميرالمومنين علي (ع) در خطبه 126نهج البلاغه هنگامى كه به آن حضرت اعتراض كردند كه چرا عطايا را به تساوى تقسيم مى‏كند، اين سخنان را ايراد فرمودند: آيا به من دستور مى‏دهيد كه با ستم به كسى كه فرمانرواى او شده‏ام پيروزى به دست آورم، به خدا سوگند تا روزگار افسانه بقا مى‏سرايد و ستارگان از پى هم طلوع و غروب مى‏كنند، دست به چنين كارى نمى‏زنم، ايشان در مزمت اسراف و تبذير فرمودند: به‏ راستى اگر اين مال هم از آن خود من بود آن را به مساوات ميان مردم پخش مى‏كردم، چه رسد به اين كه مال خداست، آگاه باشيد؛ بخشش مال به كسى كه مستحق آن نيست اسراف و تبذير است.

اسراف و تبذير در كلام علي (ع)

بخشيدن مال به كسى كه حق او نباشد، خود گونه‏اى تبذير و اسراف است كه بخشنده را در اين جهان بر مى‏افرازد و در آن دنيا پست مى‏سازد. وَ هُوَ يَرْفَعُ صَاحِبَهُ فِي الدُّنْيَا وَ يَضَعُهُ فِي اْلآخِرَةِ". "وَ يُكْرِمُهُ فِي النَّاسِ وَ يُهِينُهُ عِنْدَ اللَّهِ، او را در نزد مردم محترم و گرامى مى‏كند؛ امّا در نزد خدا خوار و زبون مى‏سازد.

وَ لَمْ يَضَعِ امْرُؤٌ مَالَهُ فِي غَيْرِ حَقِّهِ وَ لاَ عِنْدَ غَيْرِ أَهْلِه، هر كس مالش را جز در راه خشنودى خداوند صرف كند و به غير اهل آن دهد. إِلاَّ حَرَمَهُ اللَّهُ شُكْرَهُمْ، خداوند او را از سپاس آنان بى‏بهره مى‏گرداند.

وَ كَانَ لِغَيْرِهِ وُدُّهُمْ، و دوستى آنها را نصيب غير او مى‏سازد، فَإِنْ زَلَّتْ بِهِ النَّعْلُ يَوْماً و اگر روزى پاى او بلغزد، فَاحْتَاجَ إِلَى مَعُونَتِهِمْ فَشَرُّ خَلِيلٍ وَ أَلأَمُ خَدِينٍ و به كمك آنان نيازمند شود آنها بدترين يار و سرزنش كننده‏ترين دوست مى‏باشند.

برتري دادن مسلمانان از يكديگر خلاف سنت پيامبر (ص) است

 يك كارشناس مسائل ديني در خصوص خطبه 126 نهج‌البلاغه مي‌گويد: تقسيم هدايا به طور برابر ميان مسلمانان، از سنت‌هاى پيامبر گرامي اسلام (ص) بود و ابو بكر نيز در زمان خلافت خود از همين سنت پيروى مى‏كرد؛ اما پس از دوران ابوبكر كسانى كه در اسلام سبقت و شرف‌‌نسب داشتند بر ديگران برترى داده شدند، از اين رو كسانى كه از اين برترى بهره‏مند مى‏شدند، به اين شيوه عادت كردند.

حجت‌الاسلام محسن تاج‌لنگرودي اظهار مي‌كند: اين حالت تا زمان خلافت حضرت علي (ع) ادامه داشت؛ به سبب آنكه آن بزرگوار در تمام امور از پيامبر اكرم (ص) پيروى و سنت‌هاى او را تعقيب مى‏كرد و براى او ممكن نبود كه در تقسيم عطايا رويه‏اى جز تساوى اختيار كند، به همين جهت در هنگامى كه خلافت به آن حضرت منتقل شد، كسانى كه به اين امتيازات عادت كرده بودند از آن بزرگوار درخواست كردند كه امتيازهاى آنان را منظور بدارد و امام در پاسخ آنها فرمود: أَ تَأْمُرُونِّي أَنْ أَطْلُبَ النَّصْرَ بِالْجَوْرِ"، اين سخن پاسخ كسى است كه از امام خواسته است تقسيم بالسويه را ترك كند و عدّه‏اى را برترى دهد.

وي مي‌افزايد: گويى گفته است كه اگر آنان را برترى دهى با دل و جان تو را همراهى و يارى خواهند كرد و آن حضرت به او اين پاسخ را داده است و مراد از جور عدول از راه خداوند است، به سبب برترى دادن بعضى از مسلمانان بر بعضى ديگر، زيرا اين عمل خلاف سنت پيامبر اكرم (ص) است.

انفاق در حد اعتدال

حجت‌الاسلام تاج‌لنگرودي بيان مي‌كند: اميرالمومنين علي (ع) سپس سوگند ياد مى‏كنند كه هرگز دست به چنين كارى نخواهد زد، چه اگر اين مال از آن خود او بود، عدالت اقتضا داشت كه آن را به طور برابر ميان مردم قسمت كند و چه رسد كه اين مال از آن خدا و مردم است.

اين كارشناس ديني تصريح مي‌كند: اين سخن امام (ع) در واقع اشاره به آيه 67 سوره فرقان است كه مي‌فرمايد: وَ الَّذينَ إِذا أَنْفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَ لَمْ يَقْتُرُوا وَ كانَ بَيْنَ ذلِكَ قَواماً و آنان يا همان عباد الرحمن هنگامي كه انفاق مى‏كنند، نه از حد معمول و متعارف‏ مى‏گذرند و نه تنگ مى‏گيرند و انفاقشان‏ همواره ميان اين دو در حد اعتدال است.

وي ادامه مي‌دهد: در بيان اين آيه امام صادق (ع) تشبيه زيبا و جالبى براى اسراف و «اقتار» و حد اعتدال دارند و آن اين است كه هنگامى كه امام صادق (ع) اين آيه را تلاوت فرمود: مشتى سنگ‏ريزه از زمين برداشت و محكم در دست گرفت و فرمود اين همان «اقتار» و سخت‏گيرى است، سپس مشت ديگرى برداشت و چنان دست خود را گشود كه همه آن به روى زمين ريخت و فرمود: اين «اسراف» است، بار سوم مشت ديگرى برداشت و كمى دست خود را گشود به گونه‏اى كه مقدارى فرو ريخت و مقدارى در دستش بازماند و فرمود: اين همان «قوام» يا حد اعتدال است.

تبعيض سبب دلشكستگي محرومان مي‌شود

اين كارشناس مسائل ديني اظهار مي‌كند: دليل عمل مذكور اين است كه مساوات همان عدل و قسطى است كه به وسيله آن مى‏توان نفوس را از هر سو براى يارى حق گرد آورد و اراده آنها را براى مقاومت در برابر دشمن هماهنگ ساخت، در حالي كه تبعيض مستلزم دلشكستگى محرومان است كه تعداد آنها بيشتر و جمعيت آنها انبوه‌تر است.

وي مي‌گويد: اگر اين مال تعلق به خود آن حضرت داشت، با اين كه به مقتضاى طبع بشرى كه مايل به تبعيض و ترجيح يكى بر ديگرى است، رعايت مساوات مى‏كرد، پس در مالى كه تعلق به خداوندى دارد كه نسبت خلق به او برابر و يكسان است و خداوند حق آنان را در آن برابر منظور داشته، چگونه ممكن بود رعايت تساوى نكند.

تاج‌لنگرودي اضافه مي‌كند: امام علي (ع) با اين سخن اميد آنان را به اين كه امتيازات گذشته آنها را منظور و عطايا را نابرابر تقسيم كند، قطع كرده است؛ سپس هشدار مى‏دهد كه بذل مال به غير مستحق و صرف آن در راهى جز آنچه خداوند دستور داده كارى زشت و نارواست.

اسراف تلف‌كردن و ضايع كردن مال به معناي فراگيرتري است

اين كارشناس مذهبي مي‌گويد: و مراد از «غير اهله» كسانى هستند كه دادن مال به آنها مقرر نشده است و منظور از «غير وجهه» آن است كه در راهى كه شارع دستور داده آن را صرف نكند.

وي اظهار مي‌كند: امام به مفاسد اين عمل نيز اشاره فرموده است؛ به اين طريق كه بذل مال به غير مستحق تبذير و ولخرجى و صرف آن در راهى جز آنچه خداوند دستور داده، اسراف و زياده روى است.

تاج‌لنگرودي اضافه مي‌كند: تبذير پراكندن مال از روي اسراف است و ريشة آن پاشيدن بذر است، با اين فرق كه تبذير پراكندن يا فاسد و ضايع كردن است؛ اما اگر اين خرج كردن هرچند زياد هم نباشد در راه اصلاح چيزي باشد، آن تبذير نيست.

اين كارشناس مسائل ديني مي‌افزايد: بر اين اساس مي‌توانيم نتيجه بگيريم كه تبذير زير مجموعه اسراف است و در اسراف تلف‌كردن و ضايع كردن مال به معناي فراگيرتري است و در بر گيرنده مواردي مانند زياده‌ روي در انفاق‌هاي شخصي و امور خير كه شامل معناي تبذير نمي‌شود، است اما در تبذير شامل به هدر دادن و زياده‌روي در مصارف خوراكي و ريخت و پاش زندگي مي‌شود.

مالي كه در راه غير رضاي خدا صرف شود، سودمند نيست

وي عنوان مي‌كند: به بيان ديگر هر تبذيري اسراف است؛ اما هر اسرافي تبذير نيست و امام صادق (ع) مي‌فرمايد: براي اسراف شاخه‌هايي فرض شده است كه يكي از آنها تبذير است.

تاج‌لنگرودي ادامه مي‌دهد: حضرت علي (ع) در ادامه خطبه فرموده است وَ هُوَ يَرْفَعُ صَاحِبَهُ فِي الدُّنْيَا كه مراد اين است كه با تبذير و ولخرجى مى‏توان ميان نادانان و فرومايگان و كسانى كه حقيقت كرم و بخشش را نمى‏دانند، خوشنامى به دست آورد؛ اما اين عمل او را در آخرت پست و ذليل مي‌كند، زيرا به وسيله تبذير گرفتار كارى زشت شده است.

اين كارشناس مسائل ديني مي‌افزايد: يك ديگر از مصاديق تبذير، آن است كه فرد ممكن است با ولخرجى و زياده‏روى موجب جلب‏ احترام مردم و تكريم آنان نسبت به او شود؛ اما اين اعمال او را در نزد خداوند خوار و زبون خواهد ساخت.

وي اضافه مي‌كند: امام علي (ع) در اينجا فرمودند: كسى كه مالش را در غير رضاى خداوند صرف و به نامستحق بذل كند، از سپاس آنان محروم و از دوستى آنان بى‏بهره خواهد شد، و اگر لغزشى برايش پيش آيد كه به كمك آنان نيازمند گردد، مساعدت خود را از او دريغ خواهند داشت، مطلبى است كه بررسى كامل، آن را معلوم كرده و چه بسا كه به سرحد تجربه هم رسيده باشد.

خودستايي مال‌گيرندگان

تاج‌لنگرودي بيان مي‌كند: به دليل اينكه مال‌گيرندگان، خود را مستحق بذل و بخشش نمى‏بينند، در خور خود نمى‏دانند كه به حق‌شناسى از او بپردازند و ممكن است به سبب نادانى و غفلت و يا ناشى از اين اعتقاد باشد كه خود را در مرتبه بخشنده مال مى‏دانند، و در نتيجه او را در خور ستايش خود نمى‏بينند؛ بلكه خويشتن را به داشتن مال و دارايى از او سزاوارتر مى‏شناسند.

وي مي‌گويد: اما ناسپاسى آنها بيشتر بر اثر اين است كه هر يك از اينها فكر مى‏كنند كه آن ديگرى كه مورد بذل و بخشش قرار گرفته استحقاق آن را نداشته و خود او سزاوارتر به آن بخشش بوده است كه از اين رو اينها هميشه خود را در برابر بخشش‌كننده مورد تبعيض دانسته و بهره خود را از او اندك مى‏شمارند و پيوسته بر او خشمگين بوده و وى را مورد سرزنش قرار مى‏دهند و به بدگويى از زمانه مى‏پردازند، بدين ترتيب شكر بخشش او را به جا نمى‏آورند.

اين كارشناس مسائل مذهبي يادآوري مي‌كند: اگر يكى از اينها از ديگرى به او اندك احسانى شود، و يا اين كه بشنود كه مردم، ديگرى را مدح و از جود و سخاى او ستايش مى‏كنند، او نيز با آنان هم‌صدا شده و به تمجيد او مى‏پردازد و اخبار بذل و بخشش وى را منتشر مى‏كند.

صرفه‌جويي از نگاه مقام معظم رهبري

رهبر فرزانه انقلاب در خصوص اسراف فرموده‌اند: ما بايد به صرفه جويي عادت كنيم؛ صرفه جويي يعني آن چيزي را كه قابل استفاده است و مي توانيم از آن استفاده كنيم دور نريزيم، نسبت به امكانات با هوس رفتار نكنيم، دائما چيزهاي ماندگار را نو كردن و چيزهاي ضايع نشدني را دور ريختن روش درستي نيست، به نظر من بايد مسئولان كشور راه صرفه جويي و مقابله با اسراف را به مردم بياموزند و مصرف گرايي براي جامعه بلاي بزرگي است.

معظم و له مي‌فرمايند: اسراف روزبه روز شكاف‌هاي طبقاتي و شكاف بين فقير و غني را بيشتر و عميق‌تر مي‌كند، يكي از چيزهايي كه لازم است مردم براي خود وظيفه بدانند، اجتناب از اسراف است، دستگاه‌هاي مسئول بخش‌هاي مختلف دولتي به خصوص دستگاه‌هاي تبليغاتي و فرهنگي به ويژه صدا و سيما بايد وظيفه خود بدانند مردم را نه فقط به اسراف و مصرف‌گرايي و تجمل گرايي سوق ندهند، بلكه در جهت عكس مردم را به سمت قناعت اكتفا و به اندازه لازم مصرف كردن و اجتناب از زياده روي و اسراف دعوت كنند و سوق دهند؛ مصرف‌گرايي جامعه را از پاي در مي‌آورد، جامعه‌اي كه مصرف آن از توليدش بيشتر باشد در ميدان‌هاي مختلف شكست خواهد خورد، ما بايد عادت كنيم مصرف خود را تعديل و كم كنيم و از زيادي‌ها بزنيم.

پيامدهاي دنيوي اسراف و تبذير

 زوال نعمت، كاهش بركت، ورشكستگي، فقر، نابودي امكانات، بخل، عدم استجابت دعا و سلب توفيق برخي از آثار سوء اسراف‌ كردن است كه بر اين اساس با ذكر احاديثي به برخي از اين پيامدها مي‌پردازيم.

امام علي (ع) فرمودند: اعتدال و ميانه‏روي موجب فراواني مال و ثروت و اسراف باعث تباهي و نابودي آن است، امام صادق (ع) فرمودند: اِنَّ مَعَ الاسْرافِ قِلَّةَ الْبَرَكَةِ، همانا اسراف همراه با كاهش بركت است.

امام كاظم (ع) فرمودند: مَنِ اقْتَصَدَ وَقَنِعَ بَقِيَتْ عَلَيْهِ النِّعْمَةُ وَمَن بَذَّرَ وَاَسْرَفَ زالَتْ عَنْهُ النِّعْمَةُ، كسي كه ميانه‏روي و قناعت ورزد نعمتش باقي مي‏ماند و آنكه تبذير و اسراف كند، نعمتش زوال مي‏پذيرد.

حضرت علي (ع) فرمودند: مَنْ افْتَخَرَ بِالتَّبْذيرِ اِحْتَقَرَ بِالاِْفْلاسِ، هركس به ريخت و پاش افتخار كند، با تهيدستي و ورشكستگي كوچك مي‏شود. اسراف، آفت سخاوت است، امام صادق (ع) به عبيد فرمودند: يا عُبَيْدُ اِنَّ السَّرَفَ يُورِثُ الْفَقْرَ وَاِنَّ الْقَصْدَ يُورِثُ الْغِني، اي عبيد، اسراف باعث فقر مي‏شود و ميانه‏روي موجب بي‏نيازي مي‏گردد، حضرت علي (ع) فرمودند: سَبَبُ الْفَقْرِ اَلاِْسْراف، اسراف سبب فقر است.

ايشان همچنين فرموده‌اند: اَلاِْسْرافُ يُفْني الْجَزيلَ، اسراف (امكانات) زياد را نابود مي‏سازد، پيامبر اكرم (ص) فرمودند: آفةُ الْجُودِ اَلسَّرْفُ، اسراف آفت سخاوت است.

امام صادق (ع) فرمودند: چهار دسته هستند كه دعايشان مستجاب نمي‏شود و مردي كه مالي داشته كه آن را ضايع كرده و مي‏گويد: خدايا به من روزي بده، به او گفته مي‏شود: آيا تو را به ميانه روي امر نكردم؟ آيا به تو دستور اصلاح در مال را ندادم.

رسول گرامي اسلام (ص) مي‏فرمايند: نشانه اسرافكار چهار چيز است: به كارهاي باطل مي‏نازد، آنچه را فراخور حالش نيست مي‏خورد، در انجام كارهاي خير بي‏رغبت است و هر كس را كه به او سودي نرساند، انكار مي‏كند. /انتهای پیام/

پربازدیدترین آخرین اخبار