عامل سقوط جوامع انساني
شرک، مايه انحطاط و سقوط جوامع بشري است، کسي که شرک ميورزد، نه به پايگاه محکم و رکن رکيني استوار است و نه به حبل متين و عروه مستحکمي آويزان است.
از اين رو، خواه ناخواه از آسمان انسانيت و تعالي طلبي سقوط ميکند، ليکن يا در هوا کرکسهايي همانند فرعونيان و نمروديان او را شکار ميکنند و او با سجده بر آلهههاي دروغين سنگي و چوبي، پيشاني ذلت در مقابل موهومات بيخاصيت ميسايد يا در درههاي هولناک رذالت و پستي و گودالهاي لجن آلود نفساني و مردابها متعفن حيواني ميافتد و استخوانهاي انسانيت و بال و پر کمالجويي او درهم ميشکند و توان پرواز به سوي معنويات از او سلب ميشود.
چنين انسانهايي همواره مورد تسفيه و تحميق بهرهکشان قرار ميگيرند؛ فرعون قوم خود را شست و شوي مغزي داد و آنها را سبک مغز کرد؛ در نتيجه او را اطاعت کردند.(زخرف/54)
در قرآن کريم، رو گرداني از مسلک و ملت ابراهيم(ع) چيزي جز سفاهت و نابخردي نيست، هرچند شخص روگردان؛ مخترع، مکتشف و متکبر عصر خود باشد؛ زيرا محصول چنان اکتشافي، جز ويراني شهرهاي آباد و کشتار بيگناهان و به هم زدن نظام سالم زندگي نيست.
جز افراد سفيه و نادان چه کسي از آيين ابراهيم رويگردان خواهد شد؟!(بقره/130) عقل آن است که به کمک آن خدا عبادت شود و بهشت تحصيل شود.(اصول کافي، ج1)