منافق و عقده حقارت
دورويى و نفاق
مكر و فريبكارى از صفات ناپسنديده است. قرآن كريم منافقين را به اين خلق بد معرفى كرده است: يُخادِعُونَ اللَّهَ وَ الَّذِينَ آمَنُوا. «بقره/8» اين مردم دو رنگ با خدا و مسلمانان از در نيرنگ و فريب وارد ميشوند و بلافاصله فرموده است: فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ. اين فريبكاران منافق دچار ناخوشى روحى و معنوى هستند.
حضرت على(ع) به كميل بن زياد سفارش كرد كه از منافقين اجتناب كن و با افراد خائن رفاقت منما، بپرهيز از اينكه به خانه ستمكاران رفت و آمد كنى و با آنان بياميزى، بپرهيز از اينكه فرمانبردار آنها باشى و در مجالسشان حاضر شوى كه خدايت بر تو غضب روا دارد.(مستدرک الوسائل، ج2)
و همچنين فرمود: بپرهيز از رفاقت با كسى كه اغفالت ميكند و فريبت ميدهد كه سرانجام مايه خوارى و هلاكتت خواهد شد.(غررالحکم)
منافق و دروغگو
إِذا جاءَكَ الْمُنافِقُونَ قالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَ اللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنافِقِينَ لَكاذِبُونَ. اتَّخَذُوا أَيْمانَهُمْ جُنَّةً. «منافقون/1و2»
موقعى كه منافقين نزد تو آمده و ميگويند ما به يقين نبوت تو را گواهى ميدهيم باور مكن، خدا ميداند كه تو رسول بر حقى و خدا گواهى ميدهد كه منافقين دروغ ميگويند. اينان سوگندهاى دروغ خود را سپر و پناهگاه ضعف و زبونى خود قرار دادهاند.
دروغ عبارت از انعكاس و تغيير شكل عقدههاى حقارت و ترس يا ساير حالات روانى است و به عبارت ديگر اين عقدههاى روانى و ضعف هاى درونى مردم است كه به صورت دروغ در شكل هاى مختلف خودنمايى ميكند.
بهر نسبتى كه فرد و خانواده و ملت بيشتر دچار ضعف و حقارت باشند بيشتر دروغ ميگويند. كسى كه در امور سياسى يا اقتصادى دچار شكست شده و مردم او را با ديده پستى و حقارت مىبينند زيادتر دروغ ميگويد، خانوادهاى كه به علت آلودگى و انحراف اخلاقى منفور اجتماع گرديده و در باطن خويش، احساس حقارت و پستى ميكند براى جبران عيوب خود بيشتر به دروغ متوسل مىشود.
رسول اكرم(ص) فرمود: آدمى دروغ ميگويد و پيوسته به دروغگويى ادامه ميدهد و در اين راه كوشش ميكند تا كذّاب مىشود و نامش در ديوان دروغگويان ثبت ميگردد.
برادران يوسف صديق دروغگويان و دروغسازان زبردستى بودند، موقعى كه يوسف را در چاه افكنده و نزد پدر آمدند، گريه ميكردند، اشك ميريختند، پيراهن خونآلوده آوردند، و خلاصه با نقشه منظم صحنهاى ايجاد كردند كه بيننده باور ميكرد يوسف را گرگ دريده است.
اين قبيل دروغگويي هاست كه بسيار خطرناك و گمراهكننده است، رسول اكرم(ص) كلمه كذّاب را در مورد آنان بكار برده است: به مردم كذاب راه دروغگويى را تلقين نكنيد و دروغسازى را به آنان نياموزيد. بچههاى يعقوب نميدانستند گرگ انسان را نيز ميدرد، از تذكر و تلقين پدر استفاده كردند.
منافقين دو رنگ، وقتى با پيروان حقيقى اسلام روبرو ميشدند اظهار ايمان ميكردند، موقعى كه با رفقاى شيطان صفت خويش خلوت مينمودند ميگفتند روح ما با شما است و مقصود از اظهار مسلمانى، تمسخر مؤمنين است.
منافقين كه در آتش عقده حقارت ميسوختند براى جبران شكست هاى درونى خود بايد انتقام بگيرند. وقتى از كشتن پيشواى اسلام و در هم شكستن نيروى مسلمين مأيوس شدند به وسائل ديگرى دست زدند، نيش زدن و زهر ريختن، مسخره كردن و اهانت نمودن، يكى از وسائل انتقام جويى آنها است.
منافقين تا جايى كه توانستند، آشكارا مسلمين را بباد مسخره گرفتند. در مواقعى كه حضورا جرأت تمسخر نداشتند در پنهانى، موقعى كه گرد هم جمع ميشدند براى قانع كردن خود و جبران شكست ها و رسوايي هاى خويش، ميگفتند ما مسلمين را مسخره ميكنيم.(1)
1- ترجمه الحديت.