سليمان‌خاطر؛ قهرمان صحراي سينا
کد خبر:۵۴۹۸۴
به بهانه سالروز شهادت مسلمان مبارز مصري

سليمان‌خاطر؛ قهرمان صحراي سينا

مبارزه با دشمني هاي رژيم صهيونيستي و استكبار جهاني تنها به مردم ايران اختصاص ندارد؛ هر آزاديخواه و آزاد مردي كه عشق وطن خويش و اسلام را داشته باشد با تمام وجودش در برابر دشمنان داخلي و خارجي اش مي ايستد.

گروه انديشه- سليمان محمد عبدالحميد خاطــر، مثــل همــه ي جوانان مصــري که به ســن ســربازي مي رســيدند، خــودش را آماده ي رفتن به ســربازي کــرد، او آخرين فرزند خانــواده اي درمنطقه ي «اکياد» از اســتان شرقي مصر بود، سليمان به منطقه ي «راس برجه» در جنوب شبه جزيره ي سينا اعزام شــد و به عنوان ســرباز ارتــش مصر در مرز مشغول محافظت از مرز مصر بود.

 ســليمان در ماه هاي آخر ســربازي بود، که ناگهان حادثــه ي بــزرگ زندگيــش روي داد، 14 مهــر ماه1364 هنگامــي که آفتاب در حــال غروب کردن بود، ناگهان متوجه شــد که 12 توريست اسرائيلي در حال نزديک شــدن به محل نگهباني او هستند، محلي که ســليمان خاطــر از آن نگهباني مي کرد يک منطقه ي نظامي بود که ســلاح هاي خاص در آن نگهداري مي ‌شــدند و به همين خاطــر ورود تمام افراد غيرنظامي به آن ممنوع بود. ســليمان با مشــاهده ي آن گــروه 12 نفره بــه آن ها هشــدار داد و به زبان انگليســي گفت Stop no passing اما گروه اسرائيلي به حرف او بي ‌توجهي کردند و ناگهان اتفاقــي رخ داد که همه ي زندگي او را تحت‌ الشــعاع قرار داد، شــليک در گرگ و ميش صحراي سينا منجر به کشته شدن هفت اسرائيلي شد.

محاکمه ي‌جنجالي‌‌

 وقتي سليمان خاطر در دادگاه نظامي حاضر شد به دليل وضعيت سياسي آن دوره يعني پس از امضاي معاهده ي کمپ‌ ديويد و ترور انور سادات و تضادهايي که ميان جهان اســلام و صهيونيسم وجود داشت، دادگاه ســليمان خــاطر بــه يکــي از جنجالي ترين دادگاه هاي دهه ي هشتاد ميلادي تبديل شد. هنگامي کــه بازپــرس دادگاه نظامي از ســليمان خاطــر شــرح حادثه را پرســيد، ســليمان توضيح داد کــه روي نقطه ي مرتفعي ايســتاده بوده و گروه اســرائيلي در حال نزديک شدن به او بودند. منطقه ي مورد نظر منطقه اي ممنوعه و نظامي بوده، پيشــتراز آن سليمان در حال خواندن نماز بوده و گروهي اســرائيلي نماز خواندن او را مســخره کرده بودند، ســليمان توضيح داد که چگونه به آن ها هشدار داده کــه جلوتر نيايند و اينجا يک منطقه نظامي اســت ولي گروه اســرائيلي بدون توجه بــه اخطارهاي او سعي داشــتند او را فريب بدهند. باز پرس پرسيد: «آيا از سالم بودن سلاحت اطمينان داشتي؟»

ـ بله، براي اين که هر ســربازي که ســلاح خود را دوست داشــته باشــد وطن خود را دوست داشته اســت و آنکه ســلاحش را حمل مي کند مانند اين اســت که وطنش را حمل مي کنــد پس بايد از آن مراقبت کند. بازپرس پرســيد که چرا اقدام به تيراندازي هوايي نکردي و ســليمان جواب داد: «آن ها لباس شنا به تن داشــتند و يکي از زن ها با برهنه شدن مي خواست مــرا فريب دهد، منطقه هم منطقه ‌اي نظامي بود و تأکيــد کرده بودند که هيچ فــردي چه مصري و چه خارجي حق ورود بــه آن را ندارد، به همين خاطر ناچار شدم که شليک کنم.»

گروهي از نشريات مصريِ سرسپرده سعي داشتند که سليمان ‌خاطر را ديوانه معرفي کنند، اماسليمان همچمنان بر محافظت خود از خاك کشــورش در مقابل اسرائيلي ها اصرار داشت به گونه اي که در دادگاه فرياد زد: «من از مرگ هيچ هراسي ندارم، چرا که قضا و قدر الهي اســت، من از آن هراس دارم که حکمي کــه در مورد من صادر شــود آثار منفي‌اي بر همرزمانــم بگــذار و آن ها را هراسان کند و وطن دوستي را در آن ها بکشد.»

سليمان خاطر که قبل از تيرانــدازي فرياد الله‌اکبر سر داده بود و خودش را تســليم نيروهاي مصري کرده بود، عنــوان کرد که در کمال ســلامت عقــل و روان ايــن کار را کــرده اســت، رســانه ‌هاي غربــي ســعي کردنــد بــا ايجــاد جــو رواني خواســتار حکــم اعــدام بــراي او شوند ولي دادگاه نظامــي در 28 دســامبر 1985 او را به 25 ســال زندان با اعمال شــاقه به زندان نظامي شهر نصر در نزديکي قاهره فرستاد.

خودکشي‌ساختگي

  در 17 دي مــاه 1364 برخــي از روزنامه ‌هاي مصر خبري را منتشــر کردنــد کــه جنجالــي ديگــر در پي داشــت، خبــر حاکــي از آن بود کــه ســليمان خاطر در زنــدان خودکشــي کرده اســت، روزنامه‌ هــا بنــا به گــزارش پزشــکي قانونــي نوشــتند که ســليمان خاطر بــا اســتفاده از پارچه ‌هــاي ملحفه ‌اش خودش را حلق‌آويز کرده، اما پذيرفتن اين مسئله هم براي مــردم و هم خانواده ي ســليمان خاطــر ســخت بود، بــرادر ســليمان اظهار داشــت کــه مــن از ايمــان و مذهبــي بــودن ســليمان اطمينان دارم، او هيچوقت حاضر به خودکشــي نبوده است. برخي شاهدان از مشاهده ي آثار کبودي و جراحت روي ســاق پــاي او خبر دادند، بــه همين خاطر بود که خانواده ي ســليمان خواســتار کالبد شکافي جسد فرزندشان شدند، هر چه بيشتر مي گذشت بر احتمال قتل بيشــتر افزوده مي شد، به همين خاطــر بــود کــه دانشــجويان دانشــگاه هاي «قاهره»، «عين شــمس» و «الازهر» و همچنيــن دانش‌ آموزان دبيرستاني شــروع به تظاهرات کردند، مسئله ‌اي که باعث شــد تا دولت مصر ســعي کند ســريع غائلــه را ختم به خير کند و دســتور دفن جنازه را داد، ولي مادر ســليمان در مورد مرگ پسرش گفت: «پســرم کشــته شــد تا آمريکا و اسرائيل راضي شــوند.»

 دانشجويان معترض برعليه اسرائيل شعار مي‌ دادند و خواهان جنگ با اسرائيل بودند. تشييع جنازه ي سليمان خاطر، اركان ديكتاتوري حُسني مبارك را به لرزه درآورد و تظاهرات هاي پي‌درپي، نيروهاي نظامي را وادار به اعمال خشونت نمود. دانشجويان مصري شعار مي‌دادند:‌ سليمان خاطر با خون خود اعلام كرده است كه گلوله راه حل قضيه ي اسرائيل است.

بعدها فاش شــد کــه در 12 دي ماه يک عکاس صهيونيســت در جريــان تهيه ي گــزارش و فيلم با دوربين خود به ســليمان خاطر حمله کرده است و ســليمان خاطر دچار ضربه ي مغزي شده است تا اينکه در 17 دي ماه 1364 به شــهادت رســيد، ســليمان خاطــر در دفاع از خــاك ميهنش و در ضديت با پيمان کمپ ديويد دســت به کاري زد که از نگاه آمريکا و اســرائيل عمل تروريستي بود ولي دولت جمهوري اسلامي ايران به حمايت از اقدام او پرداخت، خيابان امير اتابک ســابق را که يکــي از خيابان هاي منشــعب از خيابان مطهري اســت را به نام ســليمان خاطر نام گذاري کرد و تمبر ياد بودي هم چاپ کرد تا به اين ترتيب ياد و خاطره او را زنده نگه دارد.

 منبع: مركز اسناد انقلاب اسلامي

/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار