اي کاش «مير» ميديد، انبوه عاشقان را
به گزارش گروه پاتوق شيشه اي «شبکه خبر دانشجو»، محمد صادق باطني در آخرين پست وبلاگ «بي عمر» در شعري طنزآلود، سران فتنه را خطاب قرار داده و مي نويسد:
با مدعي مگوييد، اسرار عشق و مستي
زيرا که طعم سانديس، شهد است راستي راستي!
اي کاش مير ميديد، انبوه عاشقان را
تا بي خبر نميرد، از درد خود پرستي
جانباز شيميايي، با شيخ گفت: «جانا!
با کافران چه کارت؟ گر بت نمي پرستي»
دندان گرگها را، هر کودکي ببيند
اي پير انقلابي! چشمت چرا تو بستي؟
عاشق شو ارنه روزي، اين صبر هم سرآيد
اذن ولي نباشد، پنداشتي که جستي؟
يارب شکسته حالان، طاقت دگر ندارند
تا کي کنند اجانب، چندين دراز دستي
گويي ولي شناسان، رفتند از اين ولايت
خط امام گم گشت، زين کارگاه هستي
«آن روز ديده بودم، اين فتنه ها که برخاست
کز سرکشي زماني، با ما نمي نشستي»
اين عشق دست طوفان، خواهد سپردت اي مير!
بازآ به نزد ملت، وآن روزگار مستي
با اجازه از حضرت حافظ
پانوشت: در مصرع دوم از بيت اول حرف رَويِ «راستي» با باقي قافيه هاي شعر سازگار نبوده و قافيه رعايت نشده است، اما چون خوش نشسته ديگر دست کاريش نکردم.
/انتهاي پيام/