آقاي احمدي نژاد! کجايي؟!
به گزارش گروه پاتوق شيشه اي «شبکه خبر دانشجو»، مالک شريعتي در وبلاگ «محرمانه» با اشاره به مواضع و رفتارهاي اخير احمدي نژاد نوشت:
برادر بزرگوارم تقي دژاکام در وبلاگ آب و آتش در بخشي از گزارش مشاهداتش درباره قيام حسيني 9 ديماه 88 مردم تهران نوشته است:
«يک نکته مهم و کمتر توجه شده در اين راهپيمايي اين بود که بر خلاف تصاوير پر شمار امام خميني و رهبر عزيز انقلاب آيت الله خامنه اي، تصاوير رئيس جمهور احمدي نژاد در دستهاي مردم مشاهده نمي شد. (خود دکتر هم ظاهراً در راهپيمايي حضور نداشت و اخبار هم چيزي در اين باره نگفت)»
مدتي بود مي خواستم از کمرنگ شدن نقش دکتر احمدي نژاد در دفاع از نظام و رهبري در ماههاي اخير و دور از انتظار بودن اين اتفاق بنويسم.
نه ايشان و اطرافيانشان و نه هيچ يک از ما اصولگرايان، نمي توانيم حمايتهاي بي دريغ رهبر معظم انقلاب اسلامي از دکتر احمدي نژاد را خصوصا در زمان دولت نهم و نقش اين حمايتها را در تحکيم جايگاه رئيس جمهور در ميان نخبگان و عموم مردم فراموش کنيم. تکرار و کيفيت اين حمايتها تا جايي پيش رفت که عده اي از سياسيون به دليل عدم فهم دليل آن، بارها از رهبر حکيم انقلاب درخواست مي کردند کمي حمايت خود را کاهش دهند يا عده اي ديگر سعي در جناحي و سياسي جلوه دادن آن مي نمودند.
مقام معظم رهبري بارها علت حمايتهاي کلان خود از مجموعه دولت نهم و شخص رئيس جمهور را احياي ارزشهاي انقلاب اسلامي، هجمه زياد دشمنان به او و سخت کوشي اش عنوان فرمودند و بارها توضيح دادند که حمايت رهبري به معناي تعيين تکليف سياسي براي مردم در انتخابات و يا چشم پوشي از خطاهاي اجرايي دولت و يا پرهيز دادن نمايندگان مجلس از نقش نظارتي آنها نيست. در تمامي اين تاييدات، بخشي مربوط به ويژگي ها و ارزشهاي دولت و برخي نيز به شخص رئيس جمهور مرتبط ميشود.
شايد نخستين تاييد رهبري در حکم تنفيذ رياستجمهوري دكتر احمدينژاد در سال 1384 بود:
«ملت ما با اكثريتي قاطع، شخصيتي انقلابي و دانشمند و مديري شايسته و كارآزموده و داراي سوابق مجاهدت صادقانه در صحنههاي گوناگون را، به رياست جمهوري برگزيده است. سخن صريح و قاطع و صادقانهي ايشان در تعهد به خدمتگزاري و رفع محروميت و مبارزه با فساد، و لحن افتخارآميز ايشان در پايبندي به اسلام و آرمانهاي انقلاب، كه با منش مردمي و سادهزيستي همراه بود، دلها و آراء مردم را متوجه ايشان كرد و مسووليت مهم رياست جمهوري را بر دوش ايشان نهاد.»
و آخرين تاييد نيز در حکم تنفيذ رياستجمهوري دكتر احمدينژاد در سال 1388 بود:
«اين، رأى به گفتمان پربركت و عزتمدار انقلاب اسلامى است؛ رأى به استكبارستيزى و ايستادگى شجاعانه در برابر سلطهطلبان بينالمللى است؛ رأى به مبارزه با فقر و فساد و تبعيض و مبارزه با اشرافيگرى است؛ رأى به سادهزيستى و نزديكى با مردم و غمگسارى از ضعيفان و مستضعفان است؛ رأى به كار و تلاشِ بىوقفه و خستگىناپذير است. اينجانب ... به پيروى از ملت بزرگوار ايران، رأى آنان را تنفيذ و اين مرد شجاع و سختكوش و هوشمند را به رياست جمهورى اسلامى ايران منصوب ميكنم.»
شکي نيست که به سبب همين ويژگيها، شخص رهبر انقلاب هم يکي از علاقه مندان به آقاي احمدي نژاد بوده است، اما از آن پس، آقاي احمدي نژاد به چه کاري مشغول شده است؟
در ماجراي انتصاب آقاي مشايي به معاون اولي توسط رئيس جمهور، مقام معظم رهبري آنرا موجب سرخوردگي ميان علاقمندان او دانستند.
بعد از آن آقاي مشايي با اختيارات ويژه رئيس دفتر او شد و آقاي رحيمي با تمام حرف و حديثها در موردش - که لااقل نداشتن مدرک دکتري قطعي است - به معاون اولي دولت رسيد و دست آخر هم جناب دادستان سابق تهران - که حامي سرسخت جاسبي بوده و در مظان اتهام در پرونده کهريزک است - با حکم احمدي نژاد، مشاور او و رئيس ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز شد. اين اتفاقات البته در هياهوي مسائل سياسي کشور خصوصا از 16 آذر به اين طرف چندان مجال پيگيري نيافته اند و جز اندکي، افراد، جمعيتها و تشکلهاي عدالت طلب هم ظاهرا مسائل مهمتري در دستور کار دارند.
از همه اينها که بگذريم بايد از آقاي احمدي نژاد پرسيد چرا در ماجراهاي ماههاي اخير و خصوصا اهانت به امام خميني، ولايت فقيه و رهبري در 16 آذر و پس از آن در ماجراي ننگين روز عاشورا، پرچمدار اعتراض انقلابيون نبوده است؟ چرا به مصاحبه هاي کمرنگ و ديرهنگام بسنده کرده است؟ ايشان درباره وقايع عاشورا که يکشنبه اتفاق افتاد، صبح چهارشنبه مطالبي بيان کرد که خيلي ديرهنگام بود.
بايد گفت اقدامات و اظهار نظرهاي مسوولين دولتي مانند وزير کشور، وزير اطلاعات و ... پاسخگوي انتظار امت حزب الله براي ايفاي نقش نخست از سوي دکتر احمدي نژاد در حمايت از نظام و رهبري نيست.
سخن پاياني اينکه در سالهاي گذشته که آقاي احمدي نژاد آماج حملات مخالفين نظام و در واقع سيبل حملات دشمنان به نظام شده بود، در چشم مردم مومن و انقلابي، سپر بلاي مقام معظم رهبري بود ولي در اين روزها کسي چندان کاري با دکتر ندارد و حملات مستقيما متوجه نظام و رهبر معظم انقلاب شده است. مردم که انصافا قيام حسيني کردند اما آيا اين وظيفه همه ما خصوصا رئيس جمهور را در دفاع از رهبري دوچندان نمي کند؟! نکند عده اي با خيال باطل در مورد ما قضاوت کنند که چون کسي کاري با ما ندارد، ما خود را کنار کشيده ايم و نظاره گر شده ايم؟/انتهاي پيام/