پاسخ هايي از نهج البلاغه به بيانيه هفدهم موسوي
کد خبر:۵۵۰۴۶
وبلاگ «سايه ابر»؛

پاسخ هايي از نهج البلاغه به بيانيه هفدهم موسوي

در نوشتن اين نامه کسي را ماني که پاي در گل فرو رفته و در بيغوله ها سرگردان است.مقامي را مي طلبي که از قدر و ارزش تو والاتر است...

به گزارش گروه پاتوق شيشه اي «شبکه خبر دانشجو»، نويسنده وبلاگ «سايه ابر» با استفاده از مفاهيم عميق نهج البلاغه، پاسخ هاي قابل تاملي به بيانيه هفدهم ميرحسين موسوي داده است:

نهج البلاغه اشاره به شخص خاصي(!!) ندارد:
پاسخ به بيانيه ميرحسين موسوي!

نامه اي از تو به دست من رسيده که در سخن پردازي از هر جهت آراسته ،اما از صلح و دوستي نشانه اي نداشت،

و آکنده از افسانه هايي بود که هيچ نشاني از دانش و بردباري در آن به چشم نمي خورد

در نوشتن اين نامه کسي را ماني که پاي در گل فرو رفته و در بيغوله ها سرگردان است.مقامي را مي طلبي که از قدر و ارزش تو والاتر است

 و هيچ عقابي را توان پرواز بر فراز آن نيست و چون ستاره دور دست "عيّوق" از تو دور است.

پناه بر خدا که...براي تو با يکي از مسلمانان پيماني يا قرارداي را امضا کنم.

از هم اکنون خود را درياب و چاره اي بينديش،که اگر کوتاهي کني و براي در هم کوبيدنت بندگان خدا برخيزند،درهاي نجات به روي تو بسته خواهد شد

،وآنچه که امروز از تو مي پذيرند فردا نخواهند پذيرفت.بادرود(نامه 65 نهج البلاغه)

ميرحسين موسوي بايد چه کند؟

پس از ياد خدا و درود!معاويه!وقت آن رسيده که از حقايق آشکار پند گيري.تو ادعاهاي باطل همان گذشتگانت را مي پيمايي،خود را در دروغ و فريب افکندي،

و خود را به آنچه برتر از شان توست نسبت مي دهي،و به چيزي دست دراز مي کني که از تو بازداشته اند،و به تو نخواهد رسيد.

اين همه را براي فرار کردن از حق و انکار آنچه را که از گوشت و خون تو لازم تر است،انجام مي دهي،حقايقي که گوش تو آنها را شنيده و از آنها آگاهي داري.

آيا پس از روشن شدن راه حق،جز گمراهي آشکار چيز ديگري يافت خواهد شد؟و آيا پس از بيان حق،جز اشتباه کاري وجود خواهد داشت؟از شبهه و حق پوشي بپرهيز.

فتنه ها دير زماني است که پرده هاي سياه خود را گسترانده و ديده هايي را کور کرده است.(نامه 65نهج البلاغه)

مردم در اين فتنه چه کنند؟

اي  مردم!امواج فتنه را با کشتي هاي* نجات در هم بشکنيد،و از راه اختلاف و پراکندگي بپرهيزيد،

و تاج هاي فخر و برتري جويي را بر زمين نهيد.رستگار شد آن که با ياران به پا خاست،يا کنارگي نمود و مردم را آسوده گذاشت.

اين گونه زمامداري*، چون آبي بد مزه و لقمه اي گلوگير است،و آن کس که ميوه را کال و نارس بچيند،مانند کشاورزي است که در زمين شخص ديگري بکارد.(خطبه5)

*اشاره به حديث معروف رسول الله(ص):مثل اهل بيت من همانند کشتي نجات است.

*زمامداري پيشنهادي ابوسفيان!!

/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار