پيدايش اسلام، محمدى است و بقاى ‏آن، حسينى!
کد خبر:۵۵۰۵۳
روز شمار محرم/ بيست و سوم محرم؛

پيدايش اسلام، محمدى است و بقاى ‏آن، حسينى!

احياگر دين پيامبر، نهضت‏ حسينى بود، خود ابا عبد الله‏«ع‏» در خطبه‏اى كه فلسفه و قيام‏ خويش را بيان كرد، اشاره فرمود كه هدف، حركت در مسير سيره پيامبر و على‏«ع‏» و امر به ‏معروف و نهى از منكر است.

حسين منى و انا من حسين‏«ع‏»

حسين‏«ع‏» از من است و من از حسينم، متن كامل حديثى كه رسول خدا«ص‏» فرموده است و در كتب حديثى شيعه و اهل سنت آمده،  به اين شرح است: «حسين منى و انا من‏حسين احب الله من احب حسينا و ابغض الله من ابغض حسينا، حسين سبط من الاسباط، لعن‏الله قاتله‏»(1) اينگونه تعبير (من از اويم و او از من است) نشانه وحدت كامل فكرى، روحى، مرامى، جسمى و خط مشى است و رسول خدا«ص‏» نيم قرن پيش از حادثه كربلا، خواسته قيام و نهضت‏حسينى را تداوم راه خويش بداند و دشمنان سيد الشهدا را كه دست ‏خود را به خون او آلودند، دشمنان و قاتلان خود به حساب آورد؛ چرا كه خشم و رضا و جنگ و صلح و يارى يا جفا بر حسين‏«ع‏»، همسان با خشم و رضا و جنگ و صلح و يارى ‏و جفا بر پيامبر خداست؛ زيرا اين دو، يك جان در دو بدن و يك فكر و مرام، در دو زمانند. (2) اين گونه بيان همبستگى كامل، ترسيم كننده خط صحيح حركت اجتماعى و دينى ‏و مبارزاتى و سياسى در طول تاريخ است. چنين نيست كه از هم بودن اين دو حجت الهى، تنها پيوند جسمى و از نسل پيامبر بود حسين‏«ع‏» را بگويد، بلكه عمده‏ترين مفهوم، هم‏خطى آن دو است.

مفهوم بلند ديگرى كه در اين حديث نهفته، آن است كه وجود پيامبر«ع‏» و آيين و مكتب او در وجود ابا عبد الله‏«ع‏» تداوم يافته است، آن هم نه تنها تداوم جسمى، بلكه ‏نگهبان دين پيامبر«ص‏»، امام حسين است و قيام و شهادت او سبب بقاى دين رسول‏خداست؛ سخن، اين تنها بار عاطفى ندارد، بلكه بيانگر يك حقيقت اجتماعى و تاريخى است.

اگر كه دين مصطفى هنوز در جهان به پاست/ از آن سر بريده تو هست و از نواى تو

احياگر دين پيامبر، نهضت‏ حسينى بود، خود ابا عبد الله‏«ع‏» در خطبه‏اى كه فلسفه و قيام‏ خويش را بيان كرد، اشاره فرمود كه هدف، حركت در مسير سيره پيامبر و على‏«ع‏» و امر به ‏معروف و نهى از منكر است و اينگونه است كه انحراف ها زدوده شده و دين استوار و پا برجا مى‏ماند.

اينكه گفته‏اند: «ان الاسلام محمدى الحدوث،حسينى البقاء» اشاره به همين ‏احياگرى دين پيامبر در سايه قيام عاشوراست، يعنى پيدايش اسلام، محمدى است و بقاى ‏آن، حسينى!

گر جز به كشتنم نشود دين حق بلند           اى تيغ ها، بياييد بر فرق من فرود

اين نكته در شعرى كه از زبان حسين بن على‏«ع‏» سروده شده است (و حديث و شعر امام نيست) اينگونه مطرح شده است: ان كان دين محمد لم يستقم الا بقتلى يا سيوف خذينى (3)

اگر دين محمد«ص‏» جز با كشته شدن من استوار نمى‏شود، پس اى شمشيرها مرا دريابيد! به تعبير امام خمينى‏«ره‏»: «با زنده نگه داشتن او اسلام زنده مى‏شود. «انا من‏حسين‏»، كه روايت ‏شده است كه پيغمبر فرموده است، اين معنايش، معنا اين است كه ‏حسين مال من است، و من هم از او زنده مى‏شوم.» (4)

1- احقاق الحق،قاضى نور الله تسترى،ج 11 ص 265،بحار الانوار،ج 43 ص 261،تاريخ الاسلام،ذهبى،ج 5،ص‏97.

2- به مقاله ارزشمند «حسين منى و انا من حسين‏» ا محمد باقر بهبودى در«يادنامه علامه امينى‏»،مقاله چهاردهم،ص 305 مراجعه كنيد.

3- اين شعر، بيتى از قصيده بلند شاعر و خطيب كربلايى، مرحوم شيخ محسن ابو الحب(م 1305)است و آنچه ‏مشهور است كه از سروده‏هاى سيد الشهداست، بى اصل است.ر.ك:«تراث كربلا»،سلمان هادى طعمه،ص 86.

4- صحيفه نور،ج 13 ص 158.

پربازدیدترین آخرین اخبار