دعواي انتخاباتي تمام شده و مسئله بين ساختارشكنان و اصل نظام است
به گزارش خبرنگار «شبکه خبر دانشجو» از شيراز، در اين نامه سرگشاده با اشاره به اينکه دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام هر زمان كه بخواهد، قادر به ملاقات حضوري با رهبر معظم است، تصريح شده است: چرا از نامه خصوصي براي پيشنهاد خود استفاده کرده ايد؟
اين نامه آورده است: نامه سرگشاده جناب عالي خطاب به مقام معظم رهبري داراي نكاتي تامل و سوال برانگيز بود و لازم است با شما در ميان گذاشته شود؛ كما اينكه اين گونه مسائل در گذشته براي نخبگان جامعه مان اتفاق افتاده ولي به خاطر نپرداختن ديگران، موجبات انحرافات بزرگ تر ايشان را به وجود آورده است.
اين نامه مي افزايد: در متن نامه خود از حضور مردم تشكر و بر عنصر وحدت تاكيد كرده ايد، اما مسئله اي كه كماكان نامفهوم و تعريف نشده باقي مانده، معناي وحدت است كه ظاهرا هنوز براي خود درست تعريف نفرموده ايد؛ به نظر شما حضور چندين ميليوني مردم در روز چهارشنبه كه از آن تقدير کرده ايد، به طور همزمان در سراسر كشور با يك هدف واحد و انگيزه مشترك، اگر وحدت نيست، پس چه چيز مي تواند، باشد؟
بسيج دانشجويي دانشگاه شهيد باهنر شيراز در نامه خود عنوان کرد: بر همگان واضح است كه مردم در همكاري با مسئولان كشوري آنگاه كه برنامه اي به صلاح آنان انجام شود، نظير ندارند كه خود نشانگر وحدت مردم و مسئولان است در نتيجه اگر منظور شما از وحدت روش افرادي است كه شما ايشان را بزرگان انقلاب مي خوانيد، بحث ديگري است.
اين نامه مي افزايد: مردم وحدت واقعي را بارها بعد از انتخابات به نمايش گذاردند؛ كما اينكه در مراسمي چون راهپيمايي روز قدس مردم هدف يگانه اي داشتند و آن آرمان هاي امام راحل بود، اگر شما آن عدّه ساختار شكن را نيز جزء مردم مي دانيد، بايد حساب كار را جدا کرد؛ شما كه به گفته خودتان بين جمعيت حضور بوديد؛ اگر واقعا با بدنه مردم تماس داشتيد، پس چطور ابراز انزجار آن ها از ساختارشكنان را نشنيديد، حضور مردم را ديده ايد، ولي ظاهرا علّت اصلي حضور ميليوني مردم را فراموش كرده ايد! خودتان آيه «واعتصموا بحبل الله» را در نامه تان ذكر کرده ايد، چطور انتظار داريد مردم به ريسماني كه BBC و VOA تبليغ مي كنند و ضد انقلاب و منافقين خود را از آن آويزان كرده اند، چنگ بزنند؟!
اين نامه ادامه مي دهد: آيا واقعا شما هنوز اتفاقات اخير را به ديد دو جبهه معترض مي بينيد؟ دعواي انتخاباتي درون خانوادگي مدت هاست پايان يافته و اكنون مسئله بين ضدانقلاب و مردم است، مسئله ساختارشكنان و اصل نظام است، چگونه جام زهر را به رهبر معظم انقلاب تعارف مي كنيد يا شرايط را براي خوراندن اين جام به ايشان فراهم مي آوريد؟
اين نامه با بيان اينکه واقعا تحليل شما از مسائل چگونه است كه هنوز به دنبال آشتي دو گروه معترض هستيد، تصريح مي کند: چرا نمي خواهيد قبول كنيد از نام طرفداري موسوي سوء استفاده مي شود و عده اي محارب دست به ساختارشكني ها مي زنند و در مقابل اين اقدامات افراطي است كه برخورد به وجود مي آيد و شما هنوز در اين خواب به سر مي بريد كه دو گروه معترض با هم مشكل دارند و برخورد را افراطي گري مي دانيد؟
بسيج دانشجويي دانشگاه شهيد باهنر شيراز در اين نامه با اذعان به اينکه شما از پيشنهادات سازنده آقاي موسوي صحبت كرده ايد، ادامه مي دهد: به نظر شما پيشنهاد تغيير در قانون انتخابات، آزادي زندانيان وقايع اخير، دادن مجوز رسمي به معترضان معلوم الحال براي تجمع و اعتراض و پيشنهاداتي از اين دست، سازنده است؟ شما چرا مي خواهيد چهره اي موجه از او بسازيد؟ چه كسي كشور را از پيشرفت باز داشته است؟ مگر نه اينكه براي ارضاي حس قدرت طلبي و رياست خود هفت ماه از سال شروع حركت در دهه پيشرفت و عدالت را به لجن كشيده اند؟ مسئولان ارشد تا به فضاحت هاي سياسي آقايان بپردازند، ديگر امور كشور از دست رفته است؟ مشكل شخصي با آقاي موسوي وجود ندارد، چه اين كه اگر ايشان مواضع خود را اصلاح كند، از سوي مردم پذيرفته خواهد شد، اما هنوز بر مواضع خود دربرابر عزم ملّت باقي مانده است.
اين نامه در پايان بيان مي کند: راه حل بهتري براي جلوگيري از افراطي گري و بهبود اوضاع وجود دارد كه مي توانيد با انجام آن ها موثرتر باشيد؛ مثلا چرا به موسوي نامه نمي دهيد و پيشنهاد نمي كنيد كه راهش را ازساختارشكنان جدا كند و برائت خود را از ايشان اعلام کند؟ چرا به هاشمي نامه و پيشنهاد نمي دهيد كه دست از سكوت مرگ بار و تاخير در اعلام موضعشان بر دارند و جهت گيري هايشان را شفاف و يك رنگ مطرح کند؟ يا با توجيه و تذكر به خاندانشان، از حضور فائزه هاشمي در جمع اغتشاشگران و تحريك آن ها جلوگيري به عمل آورند يا حداقل اعلام برائت از اين رفتار فرزندشان کند؟ يا آنكه جهت حفظ آبرو يشان هر چه سريع تر به وضعيت قضايي مهدي هاشمي رسيدگي کند تا از هاله اتهام خارج شود؟ البته شايد اين پيشنهادات را هم خصوصي و در خفا داده باشيد؛ ولي چرا در معادلات سربازان بي حواس هميشه بايد براي رفع مسائل، منزلت و شان رهبري هزينه شود؟ و به راستي، چرا بايد دوري نخبگان از بدنه جامعه و تحليل نادرست خود يا اطرافيانشان از مسائل سياسي - اجتماعي، منجر به اقداماتي از اين دست شود؟/انتهاي پيام/