تو اگر يادت نيست، اين به خاطر بسپار!
به گزارش گروه پاتوق شيشه اي «شبکه خبر دانشجو»، احسان ترابي در تازه ترين شعرش درباره حوادث پس از انتخابات و عملکرد مدعيان دروغين خط امام، چنين نوشته است:
يادتان هست که احساس خطر مي کرديد؟
از کلامي که دروغش خوانديد،
از جماران و کلام پيرش که تو فرياد زدي گم شده است.
اين خطر چيست؟ کدامين احساس؟
انعکاس رخ چون آينه روح خدا و آتش؟
هر کلامش که بريديد و به دلخواه از آن راه بجوييد، خطر مي داني؟
هلهله در غم سالار شهيدان، آتش دامن غمبار سياهي عزا هم خطري آيا هست؟
آتش و صفحه قرآن را چه؟
سنگباران عزادار حسين بن علي را تو خطر مي داني؟
با توام مرد! که انگار به خواب ابدي مهماني.
يادتان هست؟! تبارت به همان خيمه تنهاي غم انگيزترين لحظه تاريخ شباهت دارد؟
يادتان هست چرا چادر خاکي؟ در و ديوار؟ کبودي بر چشم؟
يادتان هست که صفين، که قرآن، نيزه؟
يادتان هست که کربي و بلايي بودست؟
يادتان هست که لعنت کردند، تا دم صبح ابد، هر که را «حاربهم» تيغ کشيدست و "ولي" گم کرده است؟
تو اگر يادت نيست،
يادمان هست که چندين فرسنگ مانده تا داغ ترين هرم عطش، فتنه را بن بکنيم،
خولي و شمر و يزيد و عمر سعد، نه که در کرب و بلا،
بلکه قبل از حکميت، ما به عمار، به مالک بسپاريم و علي، پور علي، شاد کنيم.
تو اگر يادت نيست، اين به خاطر بسپار.
/انتهاي پيام/