اسير محبت!
هر نوع ترتيب مجلس براى ذكر مصائب و مشكلات پيشوايان دينى نوعى اظهار محبت و مهر ورزيدن به آنان است، اگر يعقوب ساليان درازى بر فقدان عزيزش يوسف گريه كرد و اشگ ريخت (1) ريشه آن، علاقه باطنى او به فرزندش بود، هرگاه علاقمندان به خاندان رسالت در پرتو مهرى كه به آنان دارند، در روزهاى درگذشت آنان، اشك بريزند و گريه كنند، در حقيقت از يعقوب پيامبر پيروى كردهاند.
اصولاً تشكيل مجلس براى فقدان عزيزان كارى است كه رسول خدا(ص) آن را در جنگ احد پىريزى كرد، آنگاه كه از گريه زنان انصار بر شهداى احد آگاه گشت و به ياد عموى بزرگوار خود افتاد و فرمود: «و لكن حمزة لا بواكى له (2): ولى كسى بر حمزه گريه نمىكند»، وقتى ياران پيامبر علاقه رسول خدا (ص) را به برپايى مجلس عزا بر عموى خويش احساس كردند، به زنان خود دستور دادند تا مجلسى برپا كرده و بر عموى پيامبر سوگوارى كنند، مجلس تشكيل شد و رسول اكرم(ص) از ابراز عواطف آنان تقدير و در حق آنان دعا كرد و فرمود: «رحم الله الأنصار»، سپس از سران انصار خواست به زنان دستور دهند تا به خانههاى خود بازگردند. (3)
گذشته از اين، سوگوارى براى شهيدان راه حق فلسفه ديگرى نيز دارد و آن اينكه بزرگداشت ياد آنان مايه حفظ مكتب آنهاست، مكتبى كه اساس آن را فداكارى در راه دين و تن ندادن به ذلت و خوارى تشكيل مىدهد و منطق آنان اين است كه «مرگ سرخ به از زندگى ننگين است» و در هر عاشوراى حسينى اين منطق احياء مىشود و ملتها از نهضت او درس آموخته و مىآموزند.
1ـ يوسف/ .184
2ـ سيره ابن هشام: 1/ .99
3ـ مدرك قبل، و مقريزى، امتاع الأسماع: 11/ .164