برسد به دست آقا محسن!
به گزارش گروه پاتوق شيشه اي «شبکه خبر دانشجو»، حامد رضايي در وبلاگ «براي اسلام ناب» با اشاره به موضوع نامه محسن رضايي به رهبر انقلاب و موج انتقادها از وي، نوشت:
سلام برادر محسن
اگر يادتان باشد وقتي شما مي خواستيد از فرماندهي سپاه استعفا دهيد و وارد دنياي سياست شويد مقام معظم رهبري به شدت با اين موضوع مخالف بودند و بارها از پذيرش استعفاي شما امتناع مي ورزيدند ولي بالاخره شما حرف خود را به کرسي نشانديد.سوالي که ذهن ها را درآن برهه ي زماني به خود مشغول مي کرد اين بود که دليل اين همه مخالفت رهبري با کت و شلواري شدن شما چيست؟چرا آقاي خامنه اي تا اين حد روي شما حساسيت داشته و مانع از اين مي شدند که شما از سپاه خارج شويد؟اين سوالي بود که کم کم وپس از سالها مي رود که پاسخ آن بر مردم روشن شود.
سابقه ي جنابعالي در خدمت به انقلاب و رهبري بسيار درخشان است شما در سالهاي سخت جنگ تحميلي با فرماندهي کم نظير خود موفقيت هاي زيادي براي کشور به ارمغان آورديد و حضرت امام هم ازشما رضايت داشتند.پس از جنگ نيز مديريت قوي شما بر سپاه و تقويت اين ارگان در جهت خدمت به نظام و رهبري بر کسي پوشيده نيست.اما زماني فرامي رسد که شما اصرار فراوان بر از تن درآوردن لباس نظامي و ورود به دنياي سياست لباس شخصي ها داريد و با اصرار فراوان خود به رهبري به اين خواسته ي خود مي رسيد و اين نقطه ي عطفي مي شود در زندگي سياسي آقا محسن . شما دوره ي جديدي از از فعاليت سياسي خود را در سمت دبير مجمع تشخيص آغاز مي کنيد و اين سمت سبب نزديکي شما به مرد پيچيده ي سياست شده و کم کم تحت تاثير افکار او قرار مي گيريد وبه شکلي نامحسوس به اجراي سياست هاي آفاي هاشمي پرداخته و در جهت اهداف ايشان حرکت مي کنيد و بقيه ماجرا که مجالي براي ذکر آن نيست.
من در انتخابات به شما راي دادم و بسياري ازشايعات مبني بر اينکه شما نيروي هاشمي هستيد را باور نمي کردم و تا چند روز پيش نيز در مقابل اين صحبت ها مقاومت مي کردم ولي نامه ي شما بلافاصله پس از بيانيه آقاي فتنه گر تمام وجهه ي شما را نزد من به يکباره فروريخت.
عده اي اين نامه را ناشي از درک سياسي پايين شما مي دانند اما با شناختي که ما از شما داريم اين موضوع را بعيد مي دانيم.شما در نامه اي پس از بيانيه مير حسين که در آن عقب نشيني منفعلانه اي ديده مي شود که نه از روي اختيار بلکه با ديدن جمعيت عظيمي که مرگ بر موسوي مي گفتند و نيمي از جمعيت هم همان کساني بودند که به او راي داده بودند و از کرده ي خود پشيمان بودند دچار ذوق زدگي شده و خواهان وحدت با اين جريان مي شويد.سوالي که مطرح مي شود اين است که اگر مشکل فقط به رسميت شناختن دولت توسط ميرحسين بوده که با حل آن تمام قضايا حل و فصل شود؟يعني تمامي فتنه اخير و کودتاي رنگي اي که در مملکت رخ داد به همين خاطر بود؟اگر آقاي موسوي از مواضع ضد نظام و ضد ولايت فقيه خود عقب نشيني کرده که ما با او وحدت ايجاد کنيم؟در ضمن شما در چه جايگاهي هستيد که براي رهبر انقلاب تعيين تکليف کرده و از ايشان تقاضاي سخنراني در جهت وحدت خيالي خود مي کنيد؟اگر نامه ي شما از روي دلسوزي براي نظام است چرا دشمنان انقلاب را اين گونه سر ذوق آورده؟و ده ها سوال ديگر...
اما آقا محسن:
ما جوانان اين کشور دلتنگ آن آقا محسن سرباز رهبر به معناي واقعي اش هستيم و هنوز اعتقاد داريم شما نيرويي ولايي هستيد که مي توانيد براي اين انقلاب بسيار مفيد و مثمر ثمر باشيد و براي اينکه بيش از اين از راه ولايت خارج نشويد به شما توصيه مي کنيم که راه خود را از هاشمي جدا کنيد تا ما از رايي که به شما داديم شرمزده نشويم./انتهاي پيام/