از خدا چه بخواهيم؟
در تـعـاليـم اسـلام سـفارش شده كه انسان در پي درخواستهاى خود همتى والا و بلند داشته باشد و هـمـواره در جـهـت خشنودى خدا قدم برداشته و از درگاهش، سلامتى دين و ايمان، حفظ و پايدارى اسـلام و نـظام اسلامى، حسن توفيق، زندگى سعادتمندانه، عاقبت به خيرى، برخوردارى از درجـات شـهـدا، مـحـشور شدن با پيامبر اكرم صلّى الله عليه وآله و خاندان پاكش و مانند آن را طـلب كـنـد و براى چيزهاى بى ارزش و يا كم ارزش دنيا و نيز براى كارهاى حرام يا نشدنى و غير ممكن، دعا نكند.
نـقـل شـده اسـت كـه مـردى نـزد رسـول خـدا(ص) آمـد و بـعـد از عـرض سـلام گـفـت : يـا رسـول اللّه! آيـا مـرا مى شناسى؟ پيامبر فرمود: تو كيستى؟ مرد گفت : من صاحب آن منزلى از طائف هستم كه در جاهليت، در فلان روز، به خانه من آمدى و من تو را گرامى داشتم.
رسول خدا(ص): فرمود: مرحبا به تو! حاجتت را از من بخواه، آن مرد گفت: 2 هزار گوسفند، همراه چوپان مىخواهم!
رسول خدا(ص) حاجتش را بر آورده، سپس به اصحاب خود فرمود: چـه مـى شـد اگـر ايـن مـرد مـانـنـد آن پـيـره زن بـنى اسرائيل از من چيز مهمّى درخواست مىكرد؟ (نـقـل شـده كه حضرت موسى (ع) از پيره زنى پرسيد: قبر حضرت يوسف (ع ) كجاست؟ پير زن گـفـت: نـمـى گـويـم مگر اينكه ضمانت كنى در روز قيامت، در بهشت و در درجه تو باشم!!!)(1)
هـمـچـنـيـن از مـردى بـه نـام (رَبـيـعـة بـن كـَعـب) نـقـل شـده كـه گـفـت: روزى رسول خدا صلى الله عليه و آله به من فرمود: اى ربيعه! تو هفت سال به من خدمت كردى، آيا حاجتى از من نمىخواهى؟
گـفـتم: يا رسول الله! به من مهلت بده، تا فكر كنم، چون شب را صبح كردم ، نزد حضرت رفتم، فرمود: اى ربيعه حاجتت را بگو؟ گفتم: از خدا مى خواهم كه مرا همراه تو وارد بهشت كند.
رسـول خـدا(ص) فـرمـود: چـه كـسـى ايـن را بـه تـو تـعـليـم داده؟ گـفـتـم: يـا رسـول الله كسى به من تعليم نداده، ليكن پيش خودم فكر كردم و گفتم: اگر مالى بخواهم، خواه ناخواه نابود مى شود و اگر طول عمر يا اولاد بخواهم، باز عاقبتش مرگ است.
سپس رسول خدا(ص) ساعتى سر مباركش را پايين انداخته، بعد فرمود: من اين كار را مي كنم، پس تو هم با زياد سجده كردن يارىام كن.(2)
در دنـبـاله بـحـث چـنـد حـديـث از امـيـر مـؤمـنـان عـلى عـليـه السـلام نقل مىكنيم:
(سَلُوا اللّهَ الْعَفْوَ وَالْعافِيَةَ وَحُسْنَ التَّوْفيقَ)(3) از خدا آمرزش گناهان، سلامت و حسن توفيق را بخواهيد.
(نـَسـْاءَلُ اللّهَ سـُبـْحـانـَهُ مـَنـازِلَ الشُّهـَداءِ وَمـَعـايـَشـَةَ السُّعـَداءِ وَمـُرافـَقـَةَ الاَْنـْبـِيـاءِ وَالاَْبْرارِ)(4) از خـداى سبحان مرتبه شهيدان، زندگانى نيكبختان و رفاقت پيمبران و نيكوكاران را درخواست مى كنيم.
(هَبِ اللّهُمَّ لَنارِضاكَ وَاَغْنِنا عَنْ مَدِّالاَْيْدى اِلى سِواكَ)(5) خـداونـدا! خـشـنـودى خـود را به ما ببخش و ما را از دراز كردن دستها به سوى غير خود بى نياز گردان.
1- ميزان الحكمه، ج 3، ص 264، به نقل از تفسير نورالثقلين، ج 2، ص 474.
2- همان مدرك، ص 264، به نقل بحارالانوار، ج 93، ص 327.
3- شرح غررالحكم، آمدى، ج 4، ص 137، دانشگاه تهران.
4- همان مدرك، ج 6، ص 189.
5- همان مدرك، ص 212.