«پروژه سزامي» و ترور شهيد عليمحمدي
به گزارش گروه پاتوق شيشه اي «شبکه خبر دانشجو»، حميد رضا زين الدين در وبلاگ «خط شکن» با اشاره به پشت پرده ترور ناجوانمردانه دکتر مسعود علي محمدي و نقش سرويسهاي جاسوسي اسرائيلي در اين ماجرا، نوشت:
پروژه سزامي:
SESAME stands for: “Synchrotron light for Experimental Science and Application in the Middle East”
سيب
سزامي به معناي : «تابش سينکروترون براي تحقيقات علوم کاربردي و بکارگيري آن در خاورميانه» است. درباره اين پروژه ميتوانيد اين (از مرورگر اينترنت اکسپلورر استفاده نماييد) را بخوانيد. اين جايش جالب است:
کشورهاي عضو سزامي:
- کشورهاي ايران، اردن، رژيم اشغالگر قدس ، ترکيه، فلسطين و پاکستان در زير چتر يونسکو مؤسسين سزامي در سال 2002 بوده اند.
- کشورهاي ايران، اردن، رژيم اشغالگر قدس ، بحرين، ترکيه، فلسطين، مصر، پاکستان و قبرس، اعضاي رسمي سزامي تا اين تاريخ مي باشند و درخواست عراق براي عضويت در دستور کار شورا است.
- کشورهاي فرانسه، يونان، ايتاليا، کويت، آلمان، ژاپن، سوئد، روسيه، پرتقال، انگلستان و آمريکا عضو ناظر هستند.
خب حالا نکته جالب بعدي اين است که وقتي سراغ نمايندگان ايران در سزامي ميرويم اين دو اسم را مي بينيم:
1. دکتر مسعود علي محمدي 2. دکتر بابک شکري
نکته بسيار مهم:
عضويت ايران در پروژه سزامي ميتواند روياي ساخت شتابدهنده ملي و دستيابي به بيم لاينهاي اختصاصي را که در حال حاضر از سوي محققان سازمان انرژي اتمي ايران و پژوهشگاه دانشهاي بنيادي (IPM) دنبال ميشود محقق کند. حدود دو سال است که عضويت ايران در سزامي به حالت تعليق در آمده و در ژوئن آينده نسبت به عضويت دائمي ايران يا لغو عضويت تصميم گيري ميشود و اين در حالي است که نمايندگان برخي کشورهاي عضو از اين موضوع (عدم پرداخت بدهيها از سوي ايران) براي کنار گذاشتن ايران سوء استفاده مي کنند؛ البته مسوولان يونسکو و سزامي مايل به باقي ماندن ايران در اين پروژه به عنوان عضوي ارزشمند با پتانسيل بالا از نظر تعداد محققان و رشد علمي و صنعتي شدن هستند. در شرايط کنوني عضويت در چنين پروژههاي بين المللي که جزو علوم هستهيي نيز محسوب ميشود بسيار مفيد بوده و همانگونه که تاکنون محققان ايراني از طريق سزامي آموزشهاي زيادي ديدهاند ميتوانند توليد علم بالقوهاي را براي پايه ريزي اين فنآوري در کشور ايجاد کند. از اينجا
چند سؤال:
کدام يک از اعضاي سزامي خاورميانه از تضعيف ايران بهره مي برند؟ چه کساني بودند که ادعا ميکردند دکتر عليمحمدي شخصيت مهمي براي ترور نيست؟ چرا چنين شخصيتي نبايد از محافظت نيروهاي امنيتي برخوردار باشد؟ مسئولان امنيتي چه جوابي دارند در قبال اين سهل انگاري؟ دعواي نمايشي انجمن پادشاهي و تکاوران تندر به نفع چه کسي است؟ چرا دکتر بايد در اين موقعيت سياسي به شهادت برسد؟ جلسات اخير دکتر با دانشجويانش نشان دهنده دغدغه اوست اما چرا اينهمه اصرار؟
زمان – شايد – پرده از برخي اسرار بردارد.
چند نکته بي ربط:
نه سايتهاي خبري غيردولتي و نه صدا و سيما هيچ خبري از اين پروژه مشترک ايران و اسرائيل و اردن درج نمي کنند و حتي فرهاد رهبر رئيس دانشگاه تهران – که خود زماني معاون اقتصادي وزارت اطلاعات بوده است – تنها از اين صحبت ميکند که دکتر شهيد فيزيک تهران، کانديداي معاونت پژوهشي وي بوده است.
برخي خبرهاي تابناک را بايد جدي بگيريم. مخصوصاً اين يکي. اين خبر فارس هم مهم است.
بعد از المپيک مونيخ يک سري از فعالان فکري و فرهنگي عربي در نقاط مختلف دنيا توسط يک سري گروه که مثل قارچ سبز ميشدند و بعد از مدتي از بين ميرفتند ترور ميشدند. اين فعالان عمدتا ضدصهيونيست بودند. بعضي از اين ترورها باعث شد برخي از کشورهاي عربي در روابطشان با هم دچار تنش بشوند. «انجمن پادشاهي» اسم چندان مهمي نيست.
اهميت ترور دکتر علي محمدي و ربوده شدن / فرار آقاي شهرام اميري در سفر حج، کمتر از وقايع افغانستان و يمن و (اغتشاشات) تهران نيست.
مدتها پيش گاردين و بي بي سي از آموزش کردها توسط اسرائيل خبر داده بودند. بعد از انتخابات اخباري غيررسمي مبني بر دستگيري چند کرد در وقايع کوي دانشگاه به گوش مي رسد. «مجاهدين خلق» و «پژاک» اسمهاي چندان مهمي نيستند.
حماقت نيست که اين مسئله دعواي جديد حزب الهي ها و سبزها بشود؟ چرا احمقانه است! و تاريخ پر است از اين وقايع احمقانه!
اين روزها تاريخ دارد شکل ميگيرد، ساده لوح نباشيم: هيچ رسانه اي صادق نيست./انتهاي پيام/