حرکت در راه خدا
کد خبر:۵۶۰۳۳

حرکت در راه خدا

در شهادت ها و داوري ها نبايد اغراض شخصي و هواهاي نفسي و مصالح فردي مد نظر باشد؛ بايد انسان تقواي خدا را پيشه خود سازد و در هر حال با تقوا حكم كند و با تقوا شهادت دهد.

«يا أيها الذين آمنوا كونوا قوّامين لله شهداء بالقسط و لا يجرمنّكم شنآن قوم علي ألاّ تعدلوا اعدلوا هو أقرب للتقوي و اتقوا الله انّ الله خبير بما تعملون»

(سوره مائده، آيه 8)

اي اهل ايمان در راه خدا پايدار و استوار باشيد و گواه بر عدالت و دادخواهي باشيد. و همانا شما را نبايد دشمني و عداوت برخي از افراد وادار سازد كه از راه راست عدالت خارج شويد. عدالت داشته باشيد (در همه جا و هر زمان) كه بي‏گمان عدالت به تقوا نزديكتر از هر كاري است و تقوا را پيشه خود سازيد كه همانا خداوند بر هر چه مي‏كنيد آگاه است.

قوّامين: جمع قوّام است. و قوام صيغه مبالغه از «قائم» است و معناي قوام لله كسي است كه در رفتار و كردارش كاملا رضايت خدا را مورد نظر خويش دارد و در هر زمان و مكان او را حاضر و ناظر بر اعمال خود مي‏يابد و جز خشنودي خدا انگيزه اي ندارد.

يجرمنّكم: جَرْم (بر وزن عزم) به معناي قطع است و در اينجا به معناي وادار ساختن مي‏باشد. لا يجرمنّكم: يعني وادار نكند شما را. و برخي استادان لغت گفته‏اند: لا يجرمنّكم، يعني لا يدخلنّكم في الجرم. و با اين معني يجرمنّكم از جُرم و جريمه گرفته شده يعني اين كار شما را داخل در گناه و خطا و جرم نسازد.

شنآن: به معناي عداوت و كينه است.

اعدلوا: يعني با عدالت رفتار كنيد چه نسبت به خويشان و چه نسبت به دشمنان.

اتقوا الله: بترسيد از عقاب خداوند و از گناهان دوري جوئيد.

ان الله خبير بما تعملون: خداوند آگاه است به كارهائي كه شما انجام مي‏دهيد، پس شما را در كارهاي نيك پاداش بخشد و در كارهاي بد كيفر دهد.

اين آيه شريفه شباهت دارد به آيه ديگري كه در سوره نساء وارد شده است و در آن مي‏فرمايد: «يا أيها الّذين آمنوا كونوا قوّامين بالقسط شهداء للّه ولو علي أنفسكم» در اين آيه نيز خداوند مؤمنان را هشدار مي‏دهد كه دست از عدالت و دادخواهي برندارند هرچند مصالح و منافع خودشان به خطر بيفتد يا بخواهند به نفع ديگري شهادت بدهند هرچند خواهر و برادر و نزديكترين خويشان باشند.

در شهادت ها و داوري ها نبايد اغراض شخصي و هواهاي نفسي و مصالح فردي مد نظر باشد. بايد انسان تقواي خدا را پيشه خود سازد و در هر حال با تقوا حكم كند و با تقوا شهادت دهد. اين آيه صراحت دارد كه نبايد هواها دخالت در گواهي ها و داوري ها داشته باشد، كه در آن صورت جامعه به خطر مي‏افتد و ظلم حكمفرما مي‏شود و چه بسا يك گواهي نا بحق انسان هاي بي گناهي را مورد تجاوز و تعدي قرار دهد و حقوقشان را پايمال گرداند. و اگر خداي ناخواسته چنان پيشامدي پيش آيد، انسان به شدت مورد خشم و غضب خداي قهار قرار مي‏گيرد. گو اينكه ظلم و تعدي به ديگران گاهي موجب مي‏شود كه حتي توبه شخص نيز پذيرفته نشود يا موفق به توبه نگردد و اين به خدا از همه چيز سنگين تر و وحشتناكتر است. و لذا خداوند عدالت را از هر كاري، طبق اين آيه مباركه به تقوا نزديكتر مي‏داند چه عدالت است كه حقوق فرد و حقوق جامعه را نگه مي‏دارد.

در روايتي از رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم نقل شده كه فرمود: «بالعدل قامت السموات و الأرض» استواري آسمان ها و زمين بر پايه عدالت است.

يعني تنها زندگي بشر بر روي زمين وابسته به عدل نيست بلكه تعادل نيروها و قرار گرفتن هر چيزي در جاي مناسب خود (كه اين معناي واقعي عدل است) تعادل آسمان ها و زمين و تمام افلاك را نگه داشته است.

آري.. پيوسته عدالت و دادخواهي شعار اسلام در زندگي انسان ها است و قرآن از اين روي بر تربيت انسان ها بر اساس عدالت تأكيد دارد و پيوسته آنان را به عدالت نسبت به دوست و دشمن سفارش مي‏كند تا اينكه تمام آرمان هاي كژ و انحرافي را از درون انسان ها بزدايد و آنها را از حركت در مسير كژي بازدارد.

و اين آيه به همان خاطر نازل شده است كه اشاره به برخي از زواياي كژ در تفكر انسان بنمايد كه اين زاويه‏هاي انحرافي خواه ناخواه او را از راه مستقيم و حركت در خط الهي باز مي‏دارد.

بنابر اين در آغاز آيه، انسان مؤمن را به توجه مطلق به پروردگارش دعوت مي‏كند و از او مي‏خواهد كه جز رضايت خدا انگيزه اي براي قيام و حركت در جهان هستي نداشته باشد و همواره در وجود خود غير خدا را فرض نكند و جز توجه به او و عمل به خواسته‏هاي او توجهي ديگر نداشته باشد و اين اساس تمام دعوت هاي پيامبران و أولياي الهي است در تمام زمان ها و مكان ها.

پس قبل از هر چيز بايد تمام انگيزه ها و احساسات و عواطف رنگ الهي به خود گيرد و در برابر خواسته هاي خدا خاضع شود. اگر چنين شد انسان هيچ عاطفه و احساسي را در راه غلط به كار نمي‏گيرد و از هيچ حكمي جز حكم خدا پيروي نمي‏كند و بي گمان شهادت و داوريش به قسط و عدل خواهد بود. يعني در حقيقت‏نتيجه گيري از فراز اول آيه، همان حكم به عدالت است؛ زيرا مؤمن اگر خدا را در تمام اعمال و كردار و رفتار و احساس و حب و بغض مد نظر داشت و تنها رضايت او را غرض اصلي و فرعي خود دانست، در آن حالت فقط با نور خدا زندگي را مي‏بيند و با نور خدا جهان هستي را احساس مي‏كند «المؤمن ينظر بنور الله» و نور خدا انسان را از تجاوز به حريم ديگران و تعدي بر حقوق مردم قطعا باز مي‏دارد.

پس شهادت به قسط، حركت ايمان روشنگرا است در زندگي مؤمن و در چنين روح خدايي، جايي براي عداوت و صداقت، يا خويشي و كينه توزي و عصبيت نمي‏ماند و انسان با نور تقوا هميشه عدالت را مي‏بيند نه دوست را و نه دشمن را. خدا را مي‏بيند نه خويش را و نه هواها را. حق را مي‏بيند نه مصلحت را./انتهاي پيام/ 

پربازدیدترین آخرین اخبار