میانه روی ابزاری
سمیرا مرادی - گروه سیاسی؛ از جالب ترين وقايع روزگار ما شايد همين باشد كه كساني كه طي ماه هاي پس از برگزاري انتخابات رياست جمهوري دهم، به اشكال مختلف در مسير تحريك برخي غافلان و احيانا معاندان به نافرماني مدني و سپس تئوريزه كردن خشونت براي جنبش موسوم به سبز تلاش كردند، اين روزها كه به وضوح موج خروشان ملت در دفاع از هستي نظام اسلامي و خشم قاطبه ايرانيان در قبال هتاكي هاي بي سابقه خود و اذنابشان را مي بينند، دم از آشتي و صلح و اعتدال گرايي و ... مي زنند.
جالب اين كه اين طيف افراد همان كساني هستند كه با وجود داعيه هايشان در باب لزوم حركت جامعه ايراني به سمت و سوي تساهل و تسامح و گفتوگو در سال هاي به اصطلاح خودشان اصلاحات، کارشان در نيمه دوم سال كنوني حتي به تئوريزه کردن خشونت رسيد و اينك كه تيرشان به سنگ خورده و از درافتادن با نظام اسلامي و رهبري انقلاب طرفي نبسته اند، اين گونه از لزوم مدارا و آرامش سياسي در كشور، سخن مي گويند گو اين كه اگر كسي در اين ممملكت نبوده باشد نمي داند اين افراد در طول ماه هاي پس از انتخابات زمينه ساز چه فتنه ها، آشوب ها و خشونت هايي در سايه ديكتاتوري سبز شدند!
در اين بين واقعا جاي بسي تاسف است برخي از اصولگرايان در روزها و هفته هاي اخير در مصاحبه ها و يادداشت هاي خود، همان اهداف جنبش قانون شكن سبز را بر زبان مي رانند و با تمسك به اصل لزوم آرامش سياسي به نوعي موجب فرار قانون شكنان از چنگال عدالت مي شوند.
هرچند معتقديم با همه اين مسائل و حتي اگر بنا بر احتمالاتي خداي ناكرده در اين امر توفيقي هم داشته باشند، هيچ گاه نمي توانند از پاسخ گويي در محضر پروردگار در درجه نخست و در مرتبه بعد پيشگاه آگاه و بيدارملت شريف فرار كنند.
چندي پيش يكي از شخصيت هاي سياسي به ظاهر موجه كه برخي رسانه ها با آب و تاب فراوان او را اصولگرايي معتدل تبليغ مي كنند، گفته است كه برخورد قضايي با سران فتنه مصداق افراطي گري است حال آن كه رهبر معظم انقلاب بارها در طول ماه هاي اخير بر ضرورت برخورد قانوني با فتنه گران تاكيد داشته اند.
همچنين يكي ديگر از به ظاهر اصولگرايان در مواضعي قابل تامل چنين گفته است: «به نظر من براي اينکه بتوان فضا را در شرايط کنوني از حالت هيجاني(!) خارج کرد بايد شخصيت هاي مستقل و شخصيت هاي شناخته شده جريانات فعال سياسي، از جمله جريان ريشه دار چپ و راست که هميشه در همه صحنه هاي مهم انقلاب نگاه مشخص و ويژه اي (!) به اين مسائل داشتند، وارد صحنه شوند و جلوي افراطي گري و رفتارهاي راديکالي را بگيرند.»
اشتباه نشود، كسي با اصل اعتدال گرايي مخالف نيست و همه براين مسئله اتفاق نظر داريم كه حركت هاي خودسرانه با توجه به رهنمودهاي چندي پيش مقام معظم رهبري در جمع مردم ولايت مدار قم امري مذموم است اما اين كه كساني با شعار اعتدال بخواهند به فكر تطهير جريان قانون شكني باشند كه با دروغ بي شرمانه تقلب، موجبات هتك نظام را فراهم آورد مسئله اي نيست كه به راحتي بشود از كنارش گذشت و دم برنياورد.
به راستي اين كه برخي ها مدام در بوق و كرنا مي كنند كه براي كاهش التهابات سياسي در كشور بايد ريش سفيدان و بزرگان بنشينند و فكري كنند چه معنايي دارد در حالي كه در كشور ما قانون ملاك باشد و مهم تر از آن اين كه ولي فقيه به عنوان كسي كه گفته او براي ما حجيت دارد، در راس كار است.
آن چه مشخص است اين كه در حال حاضر بدنه عمومي جامعه ما مشكلي در برقراري آرامش ندارند. مردم با نظام هستند اما مشكل اصلي ما برخي نخبگان هستند، اين افراد به دليل كمتوجهي به قانون، گاهي اوقات به خصوص آنجايي كه از مسير نظام و انقلاب خارج مي شوند آرامش را بر هم ميزنند و جالب اين كه خود را افرادي معتدل و خواستار آرامش جا مي زنند!
سخن ما با اين افراد اين است كه اگر واقعا خواستار حاکميت آرامش در جامعه هستيد بايد دنبال وحدت حقيقي و نه تاكتيكي باشيد و بي ترديد اين وحدت حول محور قانون اساسي و تبعيت از مقام معظم رهبري ميسر است و بس و غير از اين راه هاي ديگر همه بيراهه است./انتهاي پيام/