در حسرت آبی!
ضرغام نصرتي - گروه اجتماعي؛ نفس بند آمده بود، آژير آمبولانس در كوچه مي چرخيد، بيمار در بلانكارد بي اختيار به سوي بيمارستان رهسپار بود. همراهان سراسيمه آمبولانس را تعقيب مي كردند، نگراني چشمها را مي نورديد و افسوس، سكوت را در شيشه هاي اتومبيل مي شكست.
راهروهاي بيمارستان، بيمارش را تا «سيسييو» راه مي برد، تمام دمندهها به كار افتاد تا دم بيمار دوباره شروع شود. همه آلايندهها قلب را نشانه رفته تا رگهاي حياتي، مسدود شود.
در هر جامعهاي به فراخور صنعتي شدن، ميزان اهميت سلامتي افراد و رعايت حقوق يكديگر، ميزان استنشاق هواي سالم معين مي شود. هواي سالم، اين موهبت خداوندي چقدر از طريق انسانها به سهل انگاري آلوده ميشود و خود و ديگران را در راهروي بيمارستانها رژه مي برند.
همين سيگار كشيدن كه در اماكن عمومي ممنوع شده، اگر چند ثانيهاي را در پيشخوان دكه روزنامه فروشي، تيترها را مرور كني، دود سيگار مشامت را اشغال خواهد كرد و در هر بازدم جناب سيگاري، سعي خواهي كرد به خلاصه تيترها بسنده كني.
در اتوبوسها و مسافربرها، رانندهها آزاد هستند سيگار روشن كنند و معمولا كسي هم اعتراض نميكند ولي اگر مسافري چنين خطائي انجام دهد با چندين تذكر خُرد و ريز مواجه خواهد شد و اعتراض در تركيب صداها، گوش مسافر را خواهد نواخت.
راهروي بيمارستان به سرعت روشنائيها را با خود مي برد و مهتابيهاي سقف در هاله اي از نور در حال دور شدن هستند، اتاق «سيسييو» همراهان را از بيمار جدا مي كند و رژههاي راهرو شروع ميشود./انتهاي پيام/