عيسي(ع) در منابع اسلامي
کد خبر:۵۶۲۶۹
در محضر آيت الله مکارم شيرازي؛

عيسي(ع) در منابع اسلامي

عيسي (ع) را از آن رو کلمة الله خوانده اند که با اراده مخصوص خداوند و به گونه‌اي خارق العاده متولد شده است، در منابع روايي نيز روح الله، لقب عيسي بن مريم است.

حضرت عيسي (ع) در منابع اسلامي چگونه توصيف شده است؟

از نگاه منابع اسلامي، عيسي (ع) از نسل اسحاق پيامبر (ع) است، پيامبري که برادرش، اسماعيل ذبيح الله (ع) بود (1) و اهل کتاب به دليل اهميت فديه و براي آن که مصلح موعود را از نسل شخص ذبيح مي دانستند، آن را به اسحاق (ع) نسبت دادند (2)، از ميان فرزندان و نوادگان اسحاق (ع) مي توان يعقوب(ع)، که به دليل مجاهدت فراوان در راه يکتاپرستي اسرائيل لقب گرفت،(3)، داوود پيامبر (ع) و سليمان بن داوود(ع) را نام برد که هر يک در طول تاريخ بني اسرائيل پر اهميت‌اند، مريم (س) مادر عيسي(ع) فرزند عمران بن ماثان (ع)، از نوادگان داوود (ع) بود، بنا بر اين مي توان برخي از بشاراتي را که بر مسيحايي از نسل داوود (ع) وارد شده است، بر عيسي (ع) منطبق کرد.(4)

در اعتقاد شيعيان هيچيک از پيامبران خدا از جمله داوود (ع) و سليمان (ع) به گناه آلوده نبودند و ساحت پدران پيامبران هم از گناهاني چون کفر و بت پرستي و آلودگي به شراب پاک بوده است.(5)

در منابع تاريخي قرن اول ميلادي اشاره اي به عيسي (ع) و فعاليت هاي او نشده است، همين نکته سبب شده بود که برخي منتقدان اصولاً عيسي تاريخي را انکار کنند، نکته جالب و در عين حال تعجب برانگيز در منابع شيعه، وجود دو روايت است که کليد حل اين معما را که چرا تا اوايل قرن دوم ميلادي از عيسي پيامبر سخني به ميان نيامده است، به دست مي دهند.

در حديث اول، امام باقر (ع) در پاسخ شخصي مسيحي که از فاصله زماني ميان عيسي (ع) و پيامبر اسلام (ص) پرسيده بود، فرموده‌اند: «به اعتقاد من ميان آن دو بزرگوار 500 سال فاصله است و به اعتقاد تو 600 سال.»(6)

در روايت دوم هم امام صادق (ع) فرموده اند: «ميان عيسي (ع) و محمد (ص) 500 سال فاصله است...»(7)، به جز اين دو روايت که به صراحت به فاصله زماني اين دو پيامبر اشاره مي کند، مي توان قرائن ديگري را در روايات باز جست.(8)

بنا بر اين، مي توان از راز نهفته ماندن عيسي (ع) در قرن اول پرده برداشت، در آن هنگام هنوز عيسايي متولد نشده و قيام نکرده بود، التزام به چنين مطلبي به معناي به هم ريختگي تمام حوادث تاريخي بعيد مي كند، در عين حال که اين روايت مي تواند جرقه اي براي تحقيقات تاريخي بيشتر باشد، بايد به اين نکته توجه کرد که از نگاه بسياري از علماي اسلامي اعتماد به رواياتي که قطعيت آن به اثبات نرسيده است، در امور تاريخي و اعتقادي پذيرفتني نيست.

متون روايي ما تولد اين پيامبر الهي را در ماه ذي الحجه بيان کرده اند، اما در تعيين روز ولادت نظر واحدي وجود ندارد.(9)

از موارد اختلاف موجود ميان منابع اسلامي و کتاب مقدس مي توان به محل ولادت عيسي (ع) اشاره کرد، آيات قرآني بيانگر اين واقعيت اند که عيسي (ع) در مکاني که با محل زندگاني مريم (س) فاصله‌اي داشت، متولد شد:

«فَحَمَلَتْهُ فَانْتَبَذَتْ بِهِ مَكاناً قَصِياً * فَأَجاءَهَا الْمَخاضُ إِلى جِذْعِ النَّخْلَةِ ... »(10) پس مريم به او آبستن شد و هنگام وضع حمل به مکاني دور افتاده رفت تا درد زايمان، او را به سوي درخت نخلي کشاند.

« ... وَ آوَيناهُما إِلى رَبْوَة ذاتِ قَرار وَ مَعِين»(11) مريم و فرزندش را به سرزمين بلندي که داراي مکاني هموار و چشمه سار بود، منزل داديم.

روايات بسياري که در ميان آنها احاديث موثق هم يافت مي شود، اين مکان را بر بخشي از سرزمين عراق تطبيق کرده‌اند، در اين مورد روايات به حدي گويا و متعدد است که مي تواند اطمينان آور باشد، بنا بر اين، تولد اين پيامبر در شهر بيت لحم، در منابع شيعه شاهدي ندارد.(12)

روايات ما در تفسير دو آيه ذکر شده، مکان تولد عيسي (ع) را در حوالي کوفه،(13) حيره (مکاني قديمي ميان نجف و کوفه) (14) و نجف الکوفه (15) و آب گواراي ذکر شده در آيه را آب فرات دانسته اند، اين سه مکان تقريباً در يک نقطه واقع و بر هم قابل تطبيق اند، برخي روايات هم کربل(16) را محل ولادت عيسي (ع) و مکاني مي دانند که مريم (س) پس از ولادت فرزندش خود را در آنجا شست‌وشو داد، اين مکان امروزه در حدود 70 کيلومتر با کوفه فاصله دارد و به همين دليل به نظر مي‌رسد با  روايات قبلي ناهماهنگ باشد؛ اما اگر مراد از کربلا مناطق نزديک به آن باشد، با روايات قبل قابل جمع است.(17)

روايات ديگري هم تولد عيسي (ع) را در ارض براثا تعيين مي کنند(18) که در اطراف بغداد است، در هيچ يک از اين روايات به اين نکته اشاره نشده است که مريم (س) خود را چگونه به اين سرزمين رسانيد و اينکه آيا طي اين مسافت به گونه اي اعجازانگيز بوده است و يا به شکل معمول؛ به نظر مي رسد انگيزه مريم (س) از خروج از وطن و تن سپردن به چنين مسافتي گريز از اتهامات مردم بوده است، داستان حاملگي مريم (س) در عين پاکدامني تا زمان حمل و حوادث پس از آن به گونه اي زيبا در سوره مريم (س) تصوير شده است:

«و در اين کتاب از مريم ياد کن، آنگاه که از کسان خود در مکاني شرقي به کناري شتافت و در برابر آنان پرده‌اي بر خود گرفت، پس روح خود را به سوي او فرستاديم تا به (شکل) بشري خوش اندام بر او نمايان شد، (مريم) گفت: «اگر پرهيزکاري، من از تو به خداي رحمان پناه مي برم.» گفت: «من فقط فرستاده پروردگار توام، براي اين که به تو پسري پاکيزه ببخشم.» گفت: « چگونه مرا پسري باشد با آنکه دست بشري به من نرسيده و بدکار نبوده‌ام؟» گفت: «(فرمان) اين چنين است، پروردگار تو گفته که آن بر من آسان است و تا او را نشانه اي بر مردم و رحمتي از جانب خويش قرار دهيم و (اين) دستوري قطعي بود.» پس (مريم) به او (عيسي) آبستن شد و با او به مکان دور افتاده‌اي پناه جست تا درد زايمان او را به سوي تنه درخت خرمايي کشانيد و گفت: «اي کاش، پيش از اين مرده بودم و يکسر فراموش شده بودم، پس از زير (پاي) او (فرشته) وي را ندا داد که غم مدار، پروردگارت زير (پاي) تو چشمه آبي پديد آورده است و تنه درخت خرما را به طرف خود بگير و بتکان، بر تو خرماي تازه مي ريزد و بخور و بنوش و ديده روشن دار، پس اگر از آدميان کسي را ديدي بگوي من براي (خداي) رحمان روزه نذر کرده‌ام و امروز مطلقاً با انساني سخن نخواهم گفت، پس (مريم) در حالي که او را در آغوش گرفته بود، به نزد قومش آورد؛ گفتند: اي مريم به راستي کار بسيار ناپسندي مرتکب شده‌اي، اي خواهر هارون،(19) پدرت مرد بدي نبود و مادرت (نيز) بدکاره نبود، (مريم) به سوي (عيسي) اشاره کرد، گفتند: چگونه با کسي که در گهواره و کودک است، سخن بگوييم؟ (کودک) گفت: منم بنده خدا، به من کتاب داده و مرا پيامبر قرار داده است و هرجا که باشم مرا با برکت ساخته و تا زنده ام به نماز و زکات سفارش کرده است و مرا نسبت به مادرم نيکوکار کرده و زورگو و نافرمانم نگردانيده است و درود بر من روزي که زاده شدم و روزي که مي ميرم و روزي که زنده برانگيخته مي شود، اين است (ماجراي) عيسي پسر مريم (ع)، همان گفتار درستي که در آن شک مي کنند.»(20)

در سخنان عيسي (ع) در گاهواره چند نکته مهم قابل توجه است:

اول آن که خداوند علم به کتاب آسماني خود را در بدو تولد به عيسي (ع) داده و او را مقام نبوت بخشيده است.

دوم آن که عيسي (ع) موجودي مبارک است و به هر جا که پاي گذارد، آثار رحمت و برکتش به مردم مي رسد.

سوم آن که خداوند او را به نماز و زکات سفارش بليغ کرده است.

چهارم آن که رابطه عيسي (ع) با مادرش را رابطه مبتني بر نيکي و فرمانبرداري تصوير کرده است و بالاخره آن که عيسي (ع) در سه مقطع مهم و مشقت زا، يعني زمان تولد، زمان مرگ و زمان رستاخيز در امنيت و سلامتي از ناحيه خداوند قرار داده شده است.

در قرآن کريم از عيسي (ع) با نام هاي مسيح،(21) روح الله،(22) عبدالله،(23) مبارک(24) و کلمة الله،(25) ياد شده است، عيسي (ع) را از آن رو کلمة الله خوانده اند که با اراده مخصوص خداوند (کلمه تکويني کُن) و به گونه‌اي خارق العاده متولد شده است، در منابع روايي نيز روح الله(26) لقب عيسي بن مريم است، از ديگر القاب وي مي توان معلّم الخير (استاد نيکي)(27) و روح الامين(28) اشاره کرد.

مطالعه منابع اسلامي اطلاعات مفيدي در مورد شخصيت عيسي بن مريم (ع) به دست مي دهد، او همچون برخي پيامبران ديگر مختون به دنيا آمد(29) و در گهواره بود که نبوت خود را اعلام کرد(30)، در سه سالگي حجت خدا بر بندگان و حتي يحيي (ع) بود(31) و در هفت سالگي به رسالت رسيد، (32) در همان سال برخي معجزات از وي ظاهر شد(33)؛ اما در سي سالگي بود که مأموريت يافت رسالت خود را به بني اسرائيل آشکار سازد،(34) در کوه ساعير بود که از سوي خداوند به وي وحي رسيد(35) و در زمان عروج به آسمان سي و سه سال داشت.(36)

از نظر ظاهري داراي قامتي ميانه، سيمايي سفيد مايل به سرخي و موهاي مجعد بود،(37) از لحاظ ويژگي هاي اخلاقي و زهد و ورع و کثرت عبادت(38) مثال زدني بود، بسيار روزه مي گرفت، لباس خشن مي پوشيد و نان جو مي خورد، نه خانه‌اي داشت و نه فرزندي و تا آخر عمر به دنبال هيچ صيدي نيفتاد، آنگاه که آفتاب غروب مي کرد، هرجا که بود به نماز مي ايستاد و در حال عبادت بود تا خورشيد طلوع مي کرد، به مجالس اسرائيليان وارد مي شد و به هر که محتاج بود رسيدگي مي کرد، در هيچ مکاني توقف نمي کرد، مگر آن که دو رکعت نماز به جا مي آورد و اين سيره را تا زماني که خدا وي را به سوي خويش خواند، رها نکرد.(39) براي خود غذايي ذخيره نمي کرد و مي فرمود: «همان خداوندي که غذاي صبح مرا داده است، شامگاهان نيز مرا طعام خواهد داد.»(40)

علي (ع) در وصف عيسي (ع) فرموده‌اند: «سنگ را بالش خود مي ساخت، لباس خشن مي پوشيد و غذايي ناگوار (بدون خورشت) مي خورد و خورشت غذايش گرسنگي بود، نه همسري داشت که فريفته اش سازد و نه فرزندي که اندوهناکش کند و نه مالي که وي را به خود مشغول سازد و نه طمعي که خوارش كند، مرکبش دو پايش و خدمتکارش دستانش بودند.»(41)

او از نگاه شهوت آلود و معاشرت با زنان شديداً گريزان بود،(42) اين ويژگي عيسي (ع) با آنچه در انجيل يوحنا که در مورد شست‌وشوي پاي او با گيسوان زني به نام مريم خواهر ايلعازر، نقل شده است،(43) تعارض آشکاري دارد.

عيسي (ع) دو حرف از اسم اعظم خداوند را مي دانست و با همين دو حرف مردگان را زنده مي ساخت و بيماران را شفا مي بخشيد،(44) او معاصر با يحيي (ع) و برخوردار از پشتيباني وي بود، اين دو پيامبر با يکديگر مصاحبت و فعاليت داشتند،(45) يحيي (ع) پيامبر هميشه گريان خدا از خوف خداوند آرام و قرار نداشت و هرگز نمي خنديد؛ اما عيسي (ع) خنده را با گريه مي آميخت، گاهي لبخند بر لبان داشت و گاه مي گريست، اين ويژگي عيسي (ع) بر ويژگي يحيي (ع) برتري داشت.(46)

بر انگشتري عيسي (ع) اين جمله نقش بسته بود: «خوشا بر کسي که به خاطر او ياد خدا زنده گردد و واي بر آن کس که به خاطر او ياد خدا فراموش شود.»(47) عيسي (ع) در ماه ذي الحجه حج به جا مي آورد و لبيک گويان به سمت کعبه مي‌شتافت،(48) جدّش ابراهيم (ع) صدها سال پيشتر مردم را براي حج به خانه خدا فرا خوانده بود(49) و پيامبران پس از وي در صورت توان حج به جاي مي آوردند.

در ميان پيامبران خدا، عيسي (ع) در زمره پنج پيامبر اولوالعزمي است که در صفاتي چون تقوا و توجه به خداوند، صبر و عفو گناهان ديگران سرآمد پيامبران بودند(50)، گرچه مخالفان اين پيامبر بزرگ او را همچون پيامبر خاتم به سحر و جادو متهم کردند(51)، استهزاي مخالفان لحظه‌اي ترديد در پيگيري رسالتش در پي نداشت، در روش عملي عيسي (ع) علاوه بر صبر، زهد و عبادت، چهار ويژگي تواضع، محبت به مؤمنان، مقابله با ستمگران و اعتراض به فساد روحانيت يهود بسيار مشهود است، او در جلسه اي که با حواريان داشت، خود براي آنان غذا تهيه کرد و دستان آنها را شست تا تواضع را به آنان بياموزد(52).

عيسي (ع) به حواريان گفت: من دنيا را در چشم شما خوار کردم و بر زمين زدم، مبادا پس از من آن را از زمين بلند کنيد(53)، او بارها با جملات پي در پي خود روحانيت يهود را به فساد، حرام خواري و ضعف فضائل اخلاقي متهم کرده بود(54)، از نگاه وي مشکل اساسي روحانيت يهود، علاوه بر کم توجهي به احکام شريعت موسوي، نياميختن شريعت با فضائل اخلاقي بود، اين نکته سبب شده بود که شريعت زدگي و تقدس مآبي شيوه رايج در سازمان روحانيت يهود باشد، شايد به همين دليل بود که تعاليم وي از رنگ و بوي اخلاقي و معنوي خاصي برخوردار بود، عيسي (ع) براي تبليغ رسالت خود بسيار مسافرت مي کرد(55) و در قالب مثال موعظه مي فرمود:(56) تأکيد بر توحيد و يکتاپرستي، تأکيد بر بندگي خود در برابر خدا، توجه به اخلاق در کنار حقوق و عدالت محوري از مهم ترين آموزه هاي تبليغي عيسي (ع) بود.

کتاب مقدس اعلام قريب الوقوع بودن ملکوت خدا را از مهم ترين پيام هاي تبليغي عيسي (ع) دانسته است، با توجه به آيات قرآن و روايات مختلف مي توان دريافت که اين بشارت در حقيقت بشارت ظهور پيامبر آخر الزمان(57) و شريعتي فراگير و فرهنگي نوين است.(58)

1 . صافات، آيه ي 100؛ سيد محمد حسين طباطبائي، الميزان في تفسير القرآن، ج 17، ص 153.

2 . پيدايش 2:22.

3 . به گفته کتاب مقدس، يعقوب (ع) به دليل پيروز شدن بر خداوند در کُشتي به اين لقب مفتخر شد. (پيدايش 28:32).

4 . قبول انتساب عيسي (ع) به خاندان داوود (ع) به اين معنا نيست که تمام بشارات موجود در عهد عتيق بر عيسي منطبق مي شود، از روايات ما بر مي آيد که مهدي موعود (عج) نيز از نسل داوود (ع) است، در حديثي مادر ايشان، نرجس، که نام اصلي وي مليکاست، خود را از نسل شمعون بن حمون (وصي عيسي (ع) معرفي مي کند و روايتي ديگر شمعون را پسر عموي مريم (س) مي داند، از اين دو روايت مي توان نتيجه گرفت که امام دازدهم (ع) نيز چون عيسي (ع) از ناحيه مادر به داوود (ع) مي رسد، بنا بر اين ممکن است برخي پيش گوئي هاي عهد عتيق مربوط به حوادث آخر الزمان و ظهور منجي عالم و مهدي موعود (عج) باشد. ر. ک: محمد باقر مجلسي، بحارالانوار، ج 37، ص 16، ح 3 و ج 51، ص 7، ح 12).

5 . سيد عبدالله الشبّر، حق اليقين في معرفة اصول الدين، ج 1، ص 90؛ محمد بن علي الصدوق، عيون اخبار الرضا(ع)، ج 2، ص 170، باب 14، ح 1.

(6). محمد بن يعقوب الکليني، الکافي، ج 8، ص 120، ح 93 (تمام سند اين روايت، بر اساس نظر نويسنده کتاب معجم رجال الحديث ثقه هستند)؛ محمد باقر مجلسي، بحارالانوار، ج 10، ص 161، ح 13.

7 . محمد باقر مجلسي، بحارالانوار، ج 14، ص 347، ح 7.

8 . از جمله: محمد بن مسعود عياشي، تفسير العياشي، ج 1، ص 208، ح 163، ذيل آيه ي 183 سوره ي آل عمران.

9 . محمد باقر مجلسي، بحارالانوار، ج 14، ص 214، ح 13 و ج 97، ص 188، ص 1.

10 . مريم، آيات 22 – 23.

11 . مؤمنون، آيه 50.

12 . تنها در يک روايت بيت لحم محل تولد عيسي ناميده شده است که دقت در متن حديث اين احتمال را تقويت مي کند که اين قسمت از توضيحات رواي باشد نه از کلام پيامبر (ص): « ثم قال لي (جبرئيل) أنزل فصلّ، فنزلت و صلّيت. فقال لي: أتدري أين صلّيت؟ فقلت لا. صلّيت في بيت لحم بناحية بيت المقدس حيث ولد عيسي بن مريم ... » (محمد باقر مجلسي، بحارالانوار، ج 14، ص 208، ح 4).

13 . بحار، ج 14، ص 239، ح 18.

14. الفضل بن الحسن الطبرسي، مجمع البيان في تفسير القرآن، ج 14، ص 108، ذيل آيه ي 50 سوره ي مؤمنون.

15. بحار، ج 14، ص 239.

16. همان، ص 212، ح 8 و ص 240، ح 19 و ج 53، ص 12، ح 1.

17 . اين احتمال را علامه مجلسي در بحار، ج 14، ص 239، ذکر کرده است.

18. بحار، ج 14، ص 211، ح 7 و ج 38، ص 50 و ج 102، ص 27، ح 2 و ص 28، ح 4 و ص 30، ح 11.

19 . در اين که چرا به مريم خواهر هارون گفته اند، سخنان مختلفي از مفسران نقل شده است، هارون و موسي خواهري به نام مريم داشتند، شايد تشبيه مريم به خواهر هارون به لحاظ تشابه در خانداني وارسته بوده است، بنا بر اين معناي جمله اين گونه مي شود: اي مريم که به حسن خاندان و پدر و مادري نيک سيرت شهره‌اي، چرا چنين عمل قبيحي انجام داده اي؟

20 . مريم، آيات 16 – 34.

21. آل عمران، آيه 45؛ نساء، آيات 157 و 171 – 172؛ مائده، آيات 17 و 72 و 75؛ توبه آيات 30 و 31. عبارت روحٌ من اشاره شده است.

22. نساء، آيه 171. در قرآن به لقب روح الله تصريح نشد.

23. مريم، آيه 30.

24. همان.

25 . آل عمران، آيه 45؛ نساء، آيه ي 171، در اين مورد هم به لفظ کلمة الله تصريح نشده، بلکه به وسيله کلمة منه به آن اشاره شده است.

26 . بحار، ج 14، ص 233، ح 2؛ ص 235، ح 7؛ ص 244، ح 22؛ ص 253، ح 45 و ...

27 . همان، ج 14، ص 287، ح 9؛ ص 331، ح 71.

28 . همان، ج 94، ص 398، ح 3.

29. همان، ج 11، ص 36، ح 32؛ ج 12، ص 3، ح 4.

30. مريم، آيه 30.

31. بحار، ج 50، ص 21، ح 8؛ ج 18، ص 278، ح 38؛ ج 14، ص 255، ح 51.

32 . مرحوم کليني، الکافي، ج 1، ص 382؛ بحار، ج 18، ص 278، ح 38.

33 . بحار، ج 14، ص 251، ح 43.

34 . همان، ج 14، ص 270، ح 1.

35 . همان، ج 13، ص 374، ح 34.

36 . همان، ج 14، ص 247، ح 27.

37 . همان، ج 13، ص 11، ح 15؛ ج 14، ص 248، ح 35.

38.همان، ج 40، ص 81، ح 114؛ ج 39، ص 38، ح 10.

39 . همان، ج 97، ص 104، ح 40.

40. همان، ج 103، ص 56، ح 35.

41 . همان، ج 14، ص 238، ح 16؛ ص 239، ح 17.

42. همان، ج 104، ص 41، ح 50 و 51؛ ج 14، ص 306، ح 17.

43. يوحنا 2:11.

44 . همان، ج 11، ص 63، ح 1؛ ج 14، ص 237، ح 14.

45. همان، ج 14، ص 188، ح 39.

46 . همان، ح 40.

47 . همان، ص 247، ح 31.

48 . همان، ج 6، ص 84، ح 1؛ ج 14، ص 247، ح 28.

(49) . حج، آيه 27.

50 . احقاف، آيه 35؛ آل عمران، آيه 186؛ لقمان، آيه 17؛ شوري، آيه 43.

51. ذاريات، آيه 52، صف، آيه 6.

52 . بحار، ج 14، ص 326، ح 43.

53. همان، ص 327، ح 49.

54. همان، ص 287، ح 10.

55. همان، ج 17، ص 297، ح 7.

56 . همان، ج 14، ص 287، ح 10.

57. صف، آيه 6.

58. محمد رضا زيبائي نژاد، مسيحيت شناسي مقايسه اي، ص 60 – 69.

پربازدیدترین آخرین اخبار