شوخي هاي جدي آدل خان
* شوخي ها از محمد خوشه گير/
سردار آجورلو مديرعامل استيل آذين شد.
* مبارك سردار باشه
پسر پروين: مثل ملي پوشان نيستيم که دايي را زمين بزنيم.
* مگه كسي جرات داره دايي رو زمين بزنه؟
درگيري ليدرهاي پرسپوليس با آرفي و خليلي.
* مثل اينكه تو فوتبال ما همه درگيرند
دايي: پرسپوليس را درست مي کنم و مي روم.
* يا پرسپوليس رو درست مي كني و ميري يا خودت درست ميشي و ميري
دايي: اين دايي و بازيکنان لياقت نداشتند با هواداران عکس بگيرند!
* ما هم با شما موافقيم دايي جان
ديوار سوءتفاهم فرو ريخت؛ نکوونام: گله دارم از 90 توقع نداشتم!
* هيچ كس از نود توقع نداره ولي ميشه ديگه
کريمي: به خاطر هواداران پرسپوليس، در استيل آذين ماندم.
* ماندن شما در استيل آذين چه ربطي به پرسپوليس داره؟
شيوه جديد امير براي حمله به مخالفانش؛ قلعه نوعي: اعتراف مي کنم به استقلال خيانت کردم!
* اي ژنرال خيانتكار
اعلام استقلال؛ صمد در جلسه کادر فني، مرفاوي: مشورت بي مشورت، فقط خودم تصميم مي گيرم.
* يه بازي كه بيشتر نيست هرجور عشقت ميكشه عمل كن
لغو ميزباني ايران در تورنمت کشورهاي اسلامي؛ فداي سر خليج هميشه فارس.
* صد البته
مجيدي: امسال خداحافظي مي کنم.
* حالا چه عجله اي داري پيرمرد؟
عاقبت کبوترکشي؛ احتمالاً محروميت استقلال از ميزباني.
* اي استقلال قاتل
رفتم تا جاي بقيه مهاجمان باز شود؛ عنايتي: قسمت من روي بد فوتبال بود.
* آرش برهاني: دمت گرم آقا رضا كار عاقلانه اي انجام دادي
تنها بازي استيل برايم مانده، مرفاوي: به اولتيماتوم فکر نمي کنم.
* ولي اولتيماتوم شديدا به شما فكر مي كند
بازگشت ترکي با استقلال – استيل.
* مباركه صاحبش باشه
جشن و پايکوبي در بندر؛ بوشهر تا صبح نخوابيد.
* منم بودم تا چند شب نمي خوابيدم
صادقي: از فوتباليست بودن شرمم مي آيد.
* ولي از پولش خوشت مياد
صادقي: به جاي ضرب الاجل به مرفاوي دنبال پول باشند.
* پول كجا بود دلت خوشه
مظلومي: فعلا درباره استقلال حرف نمي زنم اول بگذاريد تکليفم با ابومسلم معلوم شود.
* پس به استقلال هم فكر مي كني؟
حجازي همکلاسي منصوريان و دايي.
* خوش به حال دايي
طالب لو: عصباني نبودم، حرفم همان است که بود.
* مرغ يه پا داره
گروه 3 نفره کميته المپيک، زير بار حذف نام خليج فارس از روي مدال و پوستر مسابقات نرفت.
* خوشا به غيرتشون
عرب ها، ميزباني بازي هاي اسلامي را از ايران گرفتند.
* به خاطر همينه كه بهشون ميگند عرب
شهنازي: شيخ نشين ها کارشکني کردند.
* مگه بار اولشون هستش؟
افشارزاده: توطئه عرب ها از پيش طراحي شده بود.
* كاملاً مشخص بود
نه جادوگر مي رود، نه کعبي.
* پس اين همه قيل و قال براي چي بود؟
علي کريمي: از استيل آذين مي رفتم بي معرفتي بود.
* نكنه پول عرب ها كم بوده؟
دوربين بازي و سنگ پراني در تمرين پرسپوليس.
* پس دايي چيكار مي كنه تو اين تيم؟
پيشنهاد سخاوتمندانه شفيعي زاده به باقري نيا در جلسه با عابديني: فيروز را مي آوريم تو برو داماش.
* واقعا سخاوتمندانه بود
ديديد پرسپوليس 4 گل خورد.
* كور كه نبوديم
برهاني: مرفاوي را اخراج نکنيد.
* امر ديگهاي باشه آرش جون
مازيار زارع: قطبي مردي شکاک، بدبين و کينهاي است.
* پس خيلي كارش درسته
ذوالفقار نسب: قطبي توهم دارد.
* نكنه كه قرص خورده؟
شرمساري استقلال از کبوترکشي روي سکوهاي آبي.
* مگه با شرمساري كبوتر زنده ميشه؟
معمارزاده: برخي بازيکنان لياقت پوشيدنم پيراهن پرسپوليس را ندارند.
* بعضي ها يا اكثرشون؟
بخشش هوار ملا محمد در نشست امروز.
* يعني جداً قضيه هوار تموم شده؟
دايي: مي خواستم به خاطر هواداران گريه کنم.
* تازه مي خواستي؟ بايد همون لحظه گريه مي كردي
دايي: صحنه را خالي نمي کنم.
* با اين نتايج مجبوري
محاکمه سرخپوشان در تمرين پرسپوليس.
* كي برسه محاكه مديرعامل و سرمربي
کريمي: به خاطر هواداران پرسپوليس در استيل آذين ماندم!
* شما لطف داريد
تاکيد دايي به شيث: بايد خودت را آماده کني.
شيث: شما لب تر كن دايي جان
بعد شکست تلخ مقابل شاهين بوشهر؛ گرد و خاک ليدرها مقابل بازيکنان پرسپوليس.
* تازه شانس آوردند درگيري فيزيكي پيدا نكردند
جلسه خصوصي دايي و کاشاني در فرودگاه بوشهر.
* احتمالاً كاشاني از خجالت دايي در اومده
ابراهيمي: فاجعه نبود، طبيعي بود.
* ما هم همين رو ميگيم
احمدزاده: دايي وارث سيستم دفاعي گذشته است.
* جدا!! نمي دونستيم
دايي: در تيم ملى تنها بودم، هيچكس حمايتم نكرد.
* دقيقا مثل قطبي كه الان تنهاست و كسي رو نداره!!!
دايى: مى خواستم در رختكن گريه كنم.
* منم بودم زار زار گريه مي كردم
كريمي: دايى به من لطف دارد.
* دايي به همه لطف داره
كريمى: بى معرفتى بود استيل آذين را ترك كنم.
* جادوگر با معرفت نديده بوديم كه ديديم
نامجومطلق: بايد مثل قلعه نويى به مرفاوى هم 3 سال فرصت بدهند.
* اون ژنراله اين گروهبانه نميشه كه
شاهرودى: اگر جاى دايى بودم، عابدزاده را حفظ مى كردم.
* خوش به حالت كه جاي دايي نيستي
كرمانى مقدم: اين بازيكنان به درد نيمكت نشينى پرسپوليس هم نمى خورند.
* به درد توب جمع كني هم نمي خورند
شمس: براى ديدن دادكان بايد از 6 ماه قبل وقت مى گرفتيم.
* آخه كلاس كارش خيلي بالا بوده
ناصر ابراهيمى پيشكسوت پرسپوليس: از پرسپوليس فقط يك پيراهن قرمز مانده است.
* يعني مقصر كي مي تونه بشه؟
عنايتى: رفتم تا جاى مهاجمان استقلال باز شود!
* خيلي با معرفتي آقا رضا
پرسپوليس شانس آورد كه 4 گل از شاهين خورد.
* بايد 14 تا مي خورد
عزيزى: من و دايى حتى در عالم رفاقت هم نمى توانيم با هم كار كنيم.
* حالا مشكل از شماست يا دايي؟
عابدزاده: نتيجه تمهيدات دايى، اين بود؟
* حالا كجاش رو ديدي
عابدزاده: آقايانى كه ادعا مى كردند حالا بايد جواب بدهند.
* جواب دهي تنها كاري كه مسئولان انجام نمي دهند
دايي: يک روزه نيامده ام که با يک باخت خرابم کنند.
* ولي شرمنده دايي جان گمون كنم خراب شدي
دايي: پرسپوليس را مي سازم و بعد مي روم.
* پس تو كار ساخت و ساز هم هستي
ياوري: نمي گذارم بازيکنانم زيادي بخوابند!
* مگه آزار داري؟
ياوري: پيروزي شاهين مديران را قلقلک داد.
* پس مديران قلقلكي هم هستند
معمارزاده: فقط گل آخر تقصير من بود.
* فقط گل آخر و سه گل اول
بعضي ها لياقت پيراهن پرسپوليس را ندارند.
* خيلي ها اين لياقت رو ندارند
با وجود حمايت قاطعانه واعظ از صمد؛ شايعه مذاکره با مربي خارجي در تهران!
* از اولش هم معلوم بود
پرويز مظلومي: استقلالي ها صحبتي با من نکرده اند.
* خيلي دوست داري صحبت بكنند؟
عنايتي: به خاطر پول از استقلال جدا نشدم.
* پس براي رضاي خدا براي اعراب بازي مي كني؟
رضا عنايتي: رفتم تا استرس مهاجمان کم شود!
* پس چرا از اولش اومدي؟
برهاني: رفتن صمد دردي را دوا نمي کند.
* رفتن واعظ چي؟
برهاني: متاسفم که ديگر عنايتي پيش ما نيست.
* پس چرا قيافت خوشحال نشون مي ده
مقابله به مثل اعضاي کميته فني با قطبي؛ ما به اندازه کافي صندلي داريم.
* ما هم چندتا خونه داريم
اعتراض هواداران بر سر پرسپوليسي ها؛ شما به درد محلات هم نمي خوريد!
* صد رحمت به محلات
نامجو مطلق: مشکل روحي طالب لو بايد برطرف شود.
* خوب برطرف كن
دايي: فقط خدا مي تواند مرا خراب کند؛ مي خواستم در رختکن گريه کنم.
* دايي جان خدا كسي رو خراب نمي كنه اين بنده خداست كه خودش رو خراب مي كنه
کريمي: گفتم بي معرفتي است بروم؛ آخر فصل به پيشنهاد دايي جواب مي دهم.
* پس جاي اميد هست
هدايتي: «کريمي گيلاني» به يک «بچه تهراني» نه نگفت؛ جادوگر در استيل آذين ماندني شد.
* پس خوش به حال مرفاوي براي بازي با استيل آذين
آقاي کاشاني ! دايي خراب شود، شما مقصريد.
* كاشاني: اون با من
فعلا جوابي به حرف دايي نمي دهم.
* مگه مي توني چيزي هم بگي؟
تاج: اين حرف قطبي زيبنده نبود.
* چه عجب بالاخره شما از قطبي انتقاد كرديد
جباري: دوست دارم در آسيا ستاره شوم.
* البته اگه مصدوم نشي
جنجال بعد از شکست پرسپوليس؛ اختلاف ليدرها در ارتفاع 34 هزار پايي.
* اختلاف و درگيري
عنايتي: رفتم تا جايشان باز شود.
* دست شما درد نكنه؛ زود تر اين كار رو مي كردي
حمله شهريار به معمارزاده: آقا ميثاق؛ مثل خودم گلري کردي.
* مگه شما هم گلري بلدي؟
درگيري خليلي با ليدرها.
* همه درگيرند
سکوت شهريار شکست؛ دايي: در تيم ملي تنها و غريب بودم.
* دقيقا مثل قطبي!!!
شنبهاي که بوشهر پايتخت جهان بود!
* خوش به حال پرسپوليس و استقلال!