غرب از موضع تقلب در انتخابات ايران عقب نشيني کرده است
کد خبر:۵۶۵۲۳
استاد جامعه شناسي دانشگاه بينگهامتون نيوي:

غرب از موضع تقلب در انتخابات ايران عقب نشيني کرده است

تحولات اخير در ايران و جهان نشان مي دهد که رهبران سياسي در اروپا و حتي برخي از مقامات واشنگتن موضوع دزديده شدن آراء در انتخابات ايران را ديگر نمي پذيرند. دولت آمريکا نيز موضوع مذاکره با ايران را به حالت تعليق درنياورده است.

به گزارش گروه پاتوق شيشه اي «شبکه خبر دانشجو»، سايت الف در يادداشتي به قلم جيمز پتراس؛ استاد جامعه شناسي دانشگاه بينگهامتون نيوي، با اشاره به عقب نشيني غرب از موضع تقلب در انتخابات ايران، نوشت:

اعمال تغييرات براي فقرا به معناي ايجاد شغل و تامين مواد غذايي است نه يک لباس راحت يا وسايل تفريحي. به نظر من سياست در ايران بيشتر به جنگ طبقاتي مربوط مي شود تا مذهب.

آمريکا و حاميانش پيشتر نيز در انتخاباتهاي گذشته در جهان از افراد خاصي حمايت کرده بودند و کمتر انتخاباتي در جهان وجود داشته که آمريکا و هم پيماناش در آن دخالت نکرده باشند. حال آنکه اگر هم حاميان آمريکا در اين انتخابات شکست مي خوردند، واشنگتن و دنباله روهايش کانديداي شکست خورده را نامشروع نمي دانستند. در انتخابات اخير در ونزوئلا و غزه، آمريکايي ها و دوستانش در خود فرو رفتند چون حاميانشان شکست خوردند و در حالي که ائتلاف حامي حزب الله در لبنان بيش از 53 درصد آراء را به خود اختصاص داده بود، آمريکا و دوستانش تظاهر مي کردند که انتخابات در لبنان  يک پيروزي براي اين کشور و مردمش محسوب مي شود در حالي که در واقع دشمن آمريکا در لبنان پيروز شده است.

انتخابات رياست جمهوري در ايران يک موضوع کلاسيک است. محمود احمدي نژاد 63.3 درصد و ميرحسين موسوي تحت حمايت غرب 34.2 درصد را از آن خود کردند.

در انتخابات اخير ايران، حضور راي دهندگان در پاي صندوق هاي راي نيز رکوردي در تاريخ اين کشور برجاي گذاشت.(بيش از 80 درصد از مردم ايران در اين انتخابات شرکت کردند) حاميان ميرحسين موسوي شکست در انتخابات را نپذيرفتند و يکسري تظاهرات گسترده که به خشونت کشيده شد و باعث به آتش کشيده شدن و تخريب اتومبيل ها، ساختمان هاي عادي و مقابله با نيروهاي پليس شد، را سازماندهي کردند.

تقريبا کل رسانه هاي غربي از جمله رسانه هاي مکتوب و سايت ها از هر حزب و گروهي در آمريکا و غرب، اعتقاد مخالفان در ايران مبني بر تقلب در انتخابات را به طور گسترده در سراسر جهان انعکاس دادند. نومحافظه کاران، محافظه کاران ليبرال و حاميان مکتب تروتسکي به صهيونيست ها در ستايش از معترضان انتخاباتي در ايران پيوستند. دموکرات ها و جمهوري خواهان در آمريکا نيز دولت ايران را محکوم کردند، از به رسميت شناختن نتايج انتخابات امنتاع ورزيدند و از اقدامات معترضان براي تغيير نتايج انتخابات حمايت کردند.

روزنامه نيويورک تايمز، واشنگتن پست، شبکه سي.ان.ان، وزارت خارجه رژيم صهيونيستي و سرکردگان سازمانهاي مهم يهودي در آمريکا خواستار اعمال تحريم هاي جديد و سخت تر عليه ايران شدند و پيشنهاد مذاکره با ايران از سوي باراک اوباما را رد کردند.

* حُقه تقلب انتخاباتي

رهبران غرب نتيجه انتخابات ايران را نپذيرفتند چون آنها مي دانستند که کانديداي اصلاح طلبشان با اطلاعات و برآوردهاي آنها نمي تواند فرد شکست خورده باشد. ماهها بود که آمريکا و غربي ها  مصاحبه هاي روزانه، سرمقاله و گزارشهايي از جزئيات ناکامي دولت احمدي نژاد منتشر کرده بود. آنها به حمايتهاي برخي روحانيون، مقامات سابق، برخي بيزنسمن ها و فراتر از همه؛ به حمايت برخي جوانان از موسوي دل خوش کرده بودند تا اين را نشان بدهند که موسوي در راستاي يک پيروزي قاطعانه گام بر مي دارد.

پيروزي موسوي به عنوان "پيروزي ميانه روي" در رسانه هاي جهان توصيف شده بود. دانشگاهيان ليبرال برجسته در ايران نيز نتيجه گرفتند که در شمارش آراء تقلب شده است چون موسوي حتي در ميان آذري زبان ها نيز آراء خوبي کسب نکرده بود. ديگر کارشناسان دانشگاهي اعلام کردند که آراء جوانان براساس مصاحبه ها با دانشجويان طبقه متوسط و طبقه مرفه از تهران و حومه تهران به نفع موسوي است.

آنچه در مورد رد نتيجه انتخابات ايران از سوي غرب تعجب برانگيز است اين مي باشد که حتي پيش و پس از انتخابات، غرب مدرکي دال بر تقلب در انتخابات چه به صورت مکتوب و چه به صورت بياني؛ ارائه نکرد.

پيش از انتخابات، رهبران غربي به شدت معتقد بودند که موسوي در انتخابات حتما پيروز خواهد شد. پس از انتخابات رسانه هاي غربي با بي توجهي و کم اهميت جلوه دادن آراء احمدي نژاد، تظاهرات گسترده مخالفان را پوشش دادند. بدتر از همه اين بود که  رسانه هاي غربي اين حقيقت را که احمدي نژاد از حمايت شمار زيادي از فقرا و افراد طبقه متوسط، طبقه کارگري، کشاورزان و پيشه وران برخوردار است، فراموش کردند.

به علاوه اينکه اکثر مقامات غربي و خبرنگاران مستقر در تهران، برآوردهاي خود را فقط از شمال تهران نتيجه مي گرفتند و به آراء شهرستان ها توجه اي نداشتند. آنها نسبت به استان ها و ديگر شهرهاي کوچک و بزرگ ايران که احمدي نژاد از پايگاه حمايتي گسترده اي در آنها برخوردار بود، بي توجه بودند.
با نگاهي دقيق تر به آراء انتخابات در آذربايجان شرقي مشخص شد که موسوي فقط در شهر شبستر ميان افراد طبقه متوسط و مرفه ( که عده اندکي در اين شهر هستند) پيروز شد. حال آنکه موسوي در اکثر مناطق روستايي شکست خورد؛ جايي که سياستهاي احمدي نژاد به آذري ها در بهبود شرايط معيشتي آنها و گرفتن وام هاي آسان کمک زيادي کرد. اما موسوي در آذر بايجان غربي به دليل ورابط نزديکش با راي دهندگان پيروز شد. موسوي همچنين با به دست آوردن آراء طبقه متوسط و مرفه در تهران و شميرانات، در پايتخت؛  احمدي نژاد را شکست داد.

رسانه هاي جهان از جمله روزنامه فايننشال تايمز ضمن اينکه آراء احمدي نژاد را دزدي توصيف کردند، نسبت به نظرسنجي از سوي دو کارشناس آمريکايي سه هفته پيش از انتخابات مبني بر اينکه احمدي نژاد از موسوي پيش خواهد بود، بي توجه بودند. در اين نظرسنجي مشخص که در ميان آذري هاي محلي، آراء احمدي نژاد نسبت به آراء موسوي 2 به 1 است. در اين نظرسنجي همچنين مشخص شد که  بيش از دو سوم از جوانان ايراني بسيار فقيرهستند تا به کامپيوتر دسترسي داشته باشند و افراد بين سنين 24- 18 قوي ترين جبهه حامي احمدي نژاد در مقايسه با تماي گروههاي ديگر را تشکيل داده است.

تنها گروهي که اکثر حاميان موسوي در آن حضور داشتند: دانشجويان، تحصيل کرده ها، صاحبان صنايع و افراد طبقه متوسط و مرفه بودند. "راي جوانان" که رسانه هاي غربي از آن به عنوان راي حامي کانديداي اصلاح طلب ياد کرده بودند، اقليت کمتر از 30 درصد را شامل مي شد. در کل، احمدي نژاد در استانهاي داراي نفت و توليدکننده مواد شيميايي خوب عمل کرد. اين ممکن است بازتاب مخالفت کارگران نفتي با برنامه و سياستهاي موسوي بوده باشد. احمدي نژاد همچنين در استانهاي مرزي نيز خوب عمل کرده بود.

مفسران غربي نسبت به  تاثير چشمگير جنگهاي آمريکا و اشغال عراق و افغانستان بر افکار عمومي در ايران بي توجه بودند. موضع قاطع احمدي نژاد بر امور دفاعي مغاير با موضع ضعيف موسوي در اين رابطه بود. اکثريت قريب به اتفاق راي دهندگان به احمدي نژاد احساس مي کردند که منافع امنيت ملي، همگرايي در کشور، ايجاد سيستم رفاه عمومي با تمامي نقص هايش مي تواند از سوي احمدي نژاد بهتر از موسوي به اجرا درآيد.

پيروزي احمدي نژاد در انتخابات اخير ايران را نبايد يک اتفاق عجيب دانست. در انتخابهاي مشابه پوپوليست ها عليه ليبرال هاي تحت حمايت آمريکا در جهان معمولا پوپوليست ها پيروز شده اند. براي نمونه مي توان به پيروزي چاوس در ونزوئلا، مورالس در بوليوي و لولا داسيلوا در برزيل اشاره کرد.

تحولات اخير در ايران و جهان نشان مي دهد که رهبران سياسي در اروپا و حتي برخي از مقامات واشنگتن موضوع دزديده شدن آراء در انتخابات ايران را ديگر نمي پذيرند. دولت آمريکا نيز موضوع مذاکره با ايران را به حالت تعليق درنياورده است. تنها واکنش وحشيانه عليه ايران پس از انتخابات، از سوي بنيامين نتانياهو نخست وزير رژيم صهيونيستي بود. او به حاميات يهوديان در آمريکا گفته بود که آنها بايد از حُقه دزديده شدن آراء انتخابات ايران استفاده کنند تا به اوباما فشار بياورند گزينه تعامل با ايران را کنار بگذارد./انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار