امام خميني و تئوري نظام سياسي
گروه انديشه؛ از ديرباز مسألهي «ولايت فقيه» در فقه شيعه مورد بحث بوده، اما كمتر كسي از فقيهان از ديدگاه حكومتي با يك نظام سياسي به آن نگريسته است. هر چند از لابلاي گفتار متأخران معاصر فقها به دست ميآيد كه ولايت فقيه را همانند نظامي سياسي ميدانسته اند لكن به دليل يأس از موفقيت از برپايي چنان نظامي هيچگاه جدي به نظريهپردازي دربارهي آن نپرداختهاند. مرحوم آيت الله شيخ محمدحسين ناييني در دوران مشروطيت كتابچهاي مستقل با عنوان «تنبيه الامه و تنزيه المله» براي اثبات مشروعيت مشروطيت نوشت و در آن كتاب به شكلي غير مستقيم به اصول سياسي و اجتماعي حكومت اسلامي نيز پرداخت. علامهي ناييني در اين كتاب به يأس از برپايي حكومت اسلامي اذعان ميكند و حكومت مشروطه را گامي نزديكتر به منافع ميداند: «آنكه در اين عصر غيبت كه دست امت از دامان عصمت كوتاه و مقام ولايت و نيابت نواب عام در اقامهي وظايف مذكور هم منصوب و انتزاعش غير مقدور، ايا ارجاعش از نحوهي اولي(استبداد مطلق) كه ظلم زائد و غضب اندر غضب است به نحوهي ثانيه(مشروطه) و تحديد استيلا، جوري بقدر ممكن واجب است و با آنكه مغصوبيت موجب سقوط اين تكليف است؟(1) علامهي ناييني صراحتاً هم به حكومت فقها تصريح دارد هم به غصبي بودن حكومتها حتي مشروطه.
اولين نفر از فقيهان، كه جدا به تئوري پردازي حكومت اسلامي پرداخت و براي ايجاد آن سخت مجاهدت كرد، امام خميني(ره) است. معظمٌ له اين نظريهپردازي و تلاش براي ايجاد حكومت اسلامي را در پنج مرحله انجام دادهاند:
1- دوران دفاع از نظريهي حكومت اسلامي
حضرت امام(ره) در كتاب كشفالاسرار، كه آن را در دوران جواني خود نگاشتهاند، از ايجاد حكومت اسلامي شديداً دفاع ميكنند. امام(ره) در سرتاسر اين كتاب ميكوشد تا روشن كند كه اسلام نظام سياسي مستقلي دارد و در پاسخ به اينكه اسلام داراي تئوري حكومت نيست، ميفرمايند: «شما از كجا ميگوييد دين تكليف حكومت را تعيين نكرده است؛ اگر تعيين نكرده بود پيغمبر اسلام چطور تشكيل حكومت كرد...»(2)
امام(ره) حتي بنيادهاي اساسي حكومت اسلامي را در اين كتاب برميشمارد: «اساس حكومت اسلامي بر قوهي مقننه و قوهي قضاييه و قوهي مجريه و بودجهي بيتالمال است ...»(3) امام(ره) براي اينكه ثابت كنند طرح حكومت اسلامي يك كليت بيبرنامه نيست، ادلهاي از كتاب و سنت براي سازماندهي بسيج، ارتش، دادگستري و حتي ثبت اسناد ميآورند و در مورد بودجهي دولت به تشريح نظام مالياتي حكومت اسلامي ميپردازند: «يكي ماليات ساليانه و هميشگي است و آن در وقتي است كه كشور در آرامش است... دوم ماليات به طور فوقالعاده است و آن در وقت انقلاب خارجي يا داخلي است. اين ماليات كه در اين موقع گرفته ميشود ميزان محدودي ندارد و ماليات غيرمحدود بايد ناميد آن را، زيرا بسته به نظر دولت اسلامي است...»(4)
جالب اين است كه ايشان حتي به چگونگي انتخاب رييس اين حكومت هم ميپردازد و تشكيل مجلس مؤسساتي از فقهاي ديندار و عالم به احكام و عادل براي انتخاب رييس حكومت را پيشنهاد ميدهد.(5)
گرچه اين پيشنهاد تعريض به مجلسي است كه رضاخان را به عنوان شاه انتخاب كرد ولي ايشان در پايان گفتارشان، آن را به عنوان يك طرح جدي مطرح ميكنند.
2- دوران آغاز مبارزه عليه استبداد و استعمار
حضرت امام در سالهاي 43-41 تلاش نمودند عليه استعمار و استبداد كه رويكردي از آن بود به جهادي افشاگرانه قيام نمايند ولي كمتر نظريهي جايگزيني حكومت اسلامي را به جاي حكومت پهلوي طرح نمودند و تنها به صورت كلي اشاراتي داشتند؛ از جمله اينكه كليه ي احكام اسلام، سياسي است يا اسلام عين سياست است و روحاني بايد سياسي باشد و در يك مورد هم فرمودند: اگر بنا باشد حكومت اسلامي باشد اگر بنا باشد ديانت اسلام حكومت كند تمام ثغور اسلام حفظ ميشود.(6) شايد علت انتخاب اين روش، جلوگيري از تبليغات رژيم بود كه روحانيت را به قدرت طلبي متهم ميكرد.
3- دوران تبيين حكومت اسلامي
امام براي اينكه انديشهي حكومت اسلامي را به صورتي زيربنايي مطرح و احيا كنند، پس از وقفهاي كوتاه، در سال 48 در نجف اشرف در درس خارج به تشريح مباني حكومت اسلامي پرداختند. و اين براي اولين بار بود كه در حوزهي انديشهي فقه شيعي، ولايت فقيه با گرايش حكومتي و سياسي در اين حد وسيع، دقيق و همه جانبه مورد بحث قرار ميگرفت. بي شك طرح حكومت اسلامي در حوزهي نجف تأثير همه جانبهاي در حوزهي اسلام داشت به طوري كه پس از كمتر از 10 سال تأثير عملي آن در كشور شيعي ايران تبلور يافت.
امام(ره) هدف اصلي از طرح حكومت اسلامي را ايجاد سرچشمهي يك تفكر اعلام نمودند و از «نسلهاي حاضر و نسلهاي آينده» خواستند تا «در اطراف آن بحث و فكر نمايند» و مطالعه در پيدا كردن راه وصول به آن را نيز به نسلها واگذار نمودند.(7)
4- دوران گسترش تفكر حكومت اسلامي
امام در اين دوره تلاش كرد تا انديشهي حكومت اسلامي را از محدودهي نجف به خارج از مرزها سرايت دهد. ايشان در تمام نامههايي كه به دانشجويان مسلمان اروپا و آمريكا مينوشتند به آنها گوشزد ميكردند كه با توجه به تلاش استعمار براي مخدوش كردن حكومت اسلامي، مشكل است ما بتوانيم حكومت اسلامي و تشكيلات اساسي و سياسي و اقتصادي و اجتماعي آن را به جوامع بشري حتي مسلمين بفهمانيم؛ پس بايد كوشش نماييد تا طرز حكومت اسلامي و رفتار حكام اسلامي را با ملتهاي مسلمان به اطلاع دنيا برسانيد. بر شما جوانان ارزندهي اسلام كه مايهي اميد مسلمين هستيد لازم ميباشد كه... براي پياده كردن طرح حكومت اسلامي و بررسي مسائل آن اهتمام بيشتري به خرج دهيد.(8)
امام در اين پيامها به دانشجويان خارج از كشور توصيه ميكند تا علاوه بر مطالعهي راههاي رسيدن به حكومت اسلامي، براي بررسي مسائل آن نيز كوشش كنند. به نظر ميرسد امام (ره) اعتقاد داشتهاند كه تدوين چهارچوب حكومت اسلامي علاوه بر بررسي مباني فقهي كه قاعدتاً بايد در حوزههاي علميه مي بايست تببيين ميگرديد، احتياج به بحثهاي سياسي و كارشناسي اجرايي هم دارد كه بايد توسط روشنفكران مذهبي و تحصيل كردههاي علوم جديد بررسي ميگرديد.
امام در راستاي گسترش انديشهي حكومت اسلامي در بيانات و پيامهايي كه براي ملت ايران ميفرستادند نيز از حكومت اسلامي سخني به ميان ميآوردند. در بياناتي كه به مناسبت جشنهاي 2500 ساله در تاريخ 6/3/50 ايراد نمودند با لحني تأسفانگيز، مشكلات موجد را ناشي از بر پا نشدن حكومت اسلامي دانستند، مصيبت سلب حكومت از حضرت امير(ع) را اعظم مصائب و حتي بالاتر از عزاي كربلا دانستند و آنگاه فرمودند :«الآن هم نميدانند مردم كه معني اسلام چيست؟ حكومت اسلامي چيست؟»(9)
در تاريخ 20/6/51 در يك پيام، خطاب به ملت ايران فرمودند «شما اي ملت ايران اي مسلمانان پاك طينت... حكام اسلام و كيفيت حكومت اسلامي را تحقيق و نصب العين خود قرار دهيد.»(10)
5- دوران مبارزه براي ايجاد حكومت اسلامي
امام در آغاز اوجگيري نهضت در سال 56 بدون ابهام، هدف قيام خويش را تشكيل حكومت اسلامي اعلام نمودند و در هر موقعيتي سعي در تشريح حكومت اسلامي و ويژگيهاي آن داشتند. در تاريخ 15/5/57 در پيام به مردم اصفهان طليعهي حكومت اسلامي را پيشبيني كردند و در پاسخ، به سخنراني شاه فرمودند: هر كس كه سخنان او را شنيده باشد خوب ميفهمد كه شاه با طرح مسألهي انتخابات ميخواهد سير اصلي حركت اسلامي ايران را، كه سرنگوني اين دودمان است، تغيير دهد و ملت را اغفال نمايد ولي ديگر دير شده و طرح حكومت اسلامي را عروق مردم ايران ريشه رويانده است»(11)
و در پيام به نهضت آزادي ميفرمايند: «دست در دست يكديگر نهاده و در اين امر حياتي، كه برچيده شدن رژيم پهلوي است، مبارزه و بدون مناقشات، ملت را به سوي هدف غايي، كه ايجاد حكومت اسلامي است، هدايت نماييد.»(12)
6- شيوهي حكومت اسلامي
امام(ره) براي اولين مرتبه در تاريخ 22/7/57 در مصاحبه با روزنامهي فيگارو در فرانسه اعلام نمود كه سيستم حكومت اسلامي آرماني وي يك سيستم جمهوري است.(13) چون جمهوري اسلامي براي غربيان يك سيستم ناآشنا بود،(14) سيل سؤالات توسط خبرنگاران اروپايي و آمريكايي دربارهي اين نظام سياسي شروع شد. از مهمترين و اصليترين سؤالات خبرنگاران در مورد ماهيت و شكل آن بود و امام در هر مصاحبهاي گوشهاي از اين ابهامات را توضيح ميدادند و در آن مصاحبهها به تشكيل مجلسي منتخب از نمايندگان مردم، مشاركت مردم در تصميمگيريها و... اشاره ميكردند، اما در تمام اين مصاحبهها شكل نهايي اين حكومت را به تعيين مردم موكول ميكردند و تنها شمايي كلي از اين حكومت را، كه به شكل دموكراسي هدايت شده است، براي خبرنگاران ترسيم مينمودند. ايشان در يك مصاحبه اعلام كردند شكل اين حكومت در جهان ديده نميشود و هيچ يك از خصوصيات اصولي آن در عربستان ديده نميشود و به غربيان هشدار دادند كه اين رژيم تفكر خود ماست.(15) آنگاه امام در چند نوبت فرمودند رژيم جمهوري اسلامي يك پيشنهاد است كه به آراء عمومي رسماً مراجعه خواهد شد.(16)
امام بعد از ورود به ايران، مهندس بازرگان را مأمور تشكيل كابينهي موقت ميكند، و يكي از وظايف او را انجام رفراندوم و رجوع به آراي عمومي ملت دربارهي تغيير نظام سياسي كشور به جمهوري اسلامي برشمردند.
اقليتي تلاش ميكردند كه حكومتي با ماهيت اسلام تشكيل نگردد و رژيم پيشنهادي، از محتواي اسلام بيگانه باشد؛ به همين منظور طرحهايي به نام رژيم جمهوري يا رژيم دموكراتيك اسلامي و... پيشنهاد كردند و بناي اصرار را گذاشتند. امام(ره) با درايت مخصوص خود، كه اهداف آنان را درك كرده بودند، در يك سخنراني كه طلاب را براي تبليغات ترغيب مينمودند، فرمودند: «دعوت كنند به اينكه رأي بدهند به جمهوري اسلامي؛ اين هم با همين كلمه؛ نه يك حرف زيادتر و نه يك حرف كمتر. براي اينكه الآن شياطين افتاده اند دنبال اينكه جمهوري محض همين جمهوري باشد، جمهوري دموكراتيك باشد.»(17)
سرانجام امام به وعدهاي كه به امت خويش داده بود عمل كرد و مردم ايران با 98% در تاريخ 12/1/58 به نظام سياسي پيشنهادي امامشان رأي مثبت دادند و امام بعد از تلاش بيوقفه به آرمان خويش، كه همان تشكيل حكومت اسلامي بود، نايل آمد. از اين پس دوران مبارزهي امام را، حفظ حكومت اسلامي و تجربهي آن بايد نامگذاري كرد كه خود احتياج به يك بحث مستقل و جداگانه دارد.
پي نوشت ها:
-تنبيه الامه و تنزيه المله يا حكومت از نظر اسلام ص 42.
2- كشف الاسرار ص 237
3- همان مأخد ص 237
4- همان مأخد ص 255
5- همان مأخذ ص 185
6- صحيفهي نور ج 1 ص 90
7- حكومت اسلامي ص66
8- صحيفهي نور ج 1 ص 152 و 161 و 186
9- همان مأخذ ج 1 ص 166
10- همان مأخذ ج 1 ص 190
11- همان مأخذ ج 2 ص 87
12- همان مأخذ ج 2 ص 93
13- همان مأخذ ج 2 ص 159
14- قبلاً فقط چند كشور از قبيل پاكستان و موريتاني، جمهوري اسلامي را براي نوان رسمي كشور خود انتخاب كرده بودند كه در واقع اشاره به يك نظام خاص حكومتي نبود.
15- صحيفهي نور ج 2 ص 280
16- همان مأخذ ج 3 و 16 و 27و 47 و 52
17- همان مأخذ ج 5 ص 147
/انتهاي پيام/