پى‏جويى حقيقت كنيم يا پرخاشگرى و جدال؟
کد خبر:۵۶۶۰۱
برگرفته شده از کتاب زندگى در پرتو اخلاق؛

پى‏جويى حقيقت كنيم يا پرخاشگرى و جدال؟

چرا از مباحثات خود نتيجه نمى‏گيريم؟ براى اينكه اين بحثها به منظور پى‏جويى از حقيقت نبوده، بلكه بخاطر غلبه و پيروزى بر حريف صورت گرفته است، و ميان اين‏دو فرق بسيار است اگرچه در ظاهر يكى مى‏باشند. 

امور زير را همه به هنگام مباحثه با ديگران كراراً دريافته‏ايم:

1- زياد ديده‏ايم كه پس از ساعتها گفتگو هيچ گونه موفقيتى در پيشرفت مذاكرات بدست نياورده‏ايم در حالى كه به عقيده ما مطلب كاملًا واضح و قابل قبول بوده، ولى طرف از پذيرفتن آن سرباز زده است.

2- بسيار ديده شده كه طرف ما پس از مباحثات فراوان در عقيده خود راسختر و متعصب‏تر شده است!

3- بسيار مى‏شود كه پس از مباحثه طولانى احساس مى‏كنيم كه در دل خود آن صفا و صميميت گذشته را نسبت به طرف نداريم و نسبت به او كينه و نفرت بى‏دليلى احساس مى‏كنيم!

4- تاريخ مباحثات و مناقشات مذهبى و مكتبهاى سياسى نشان مى‏دهد كه از نيروهاى فراوانى كه در راه اثبات يك عقيده يا يك مكتب بكار رفته و كتابهاى زياد با زحمات و هزينه‏هاى فراوان تهيه شده بسيار كم بهره گرفته شده است.

5- بسيار ديده شده كه مذاكرات علمى كه در يك محيط صميمانه آغاز گرديده منجر به نزاعها و گاهى گلاويز شدن افراد و يا ضرب و جرح آنها شده با اينكه ظاهراً ميان «ضرب و جرح» و «بحث علمى» هيچگونه رابطه‏اى وجود ندارد و هرگز يكى را بوسيله ديگرى نمى‏توان ثابت نمود!                  

6- بسيار ديده‏ايم كه طرف مقابل، پاسخى در برابر منطق نيرومند ما نداشته و ساكت شده، اما با اين حال زير بار آن مطلب نرفته و در برابر آن خاضع نيست و يا از آن تنفر دارد!

اينها حقايقى است كه غالب افراد كه با مباحثات علمى، اجتماعى، سياسى و غير آن سروكار دارند كم و بيش در آزمايشها و رويدادهاى زندگى آن را درمى‏يابند و بسيار قابل دقت مى‏باشد.

چرا چنين است؟ براى اينكه اين بحثها به منظور پى‏جويى از حقيقت نبوده، بلكه بخاطر غلبه و پيروزى بر حريف صورت گرفته است، و ميان اين‏دو فرق بسيار است اگرچه در ظاهر يكى مى‏باشند.

هدف از تحقيق و پى‏جويى حقيقت، اين است كه چيزى را به كسى كه ندارد بدهند، بدون اينكه چيزى از او بگيرند، يعنى تعليمى به او بدهند بدون اينكه شخصيت او را درهم بشكنند؛ اما هدف مشاجرات و جدالهاى به ظاهر منطقى اين است كه افتخار و غرور و شخصيت را از طرف بگيرند و عواطف او را جريحه‏دار سازند، در برابر تعليم دادن چيزى كه شايد در نظر او يا در واقع چندان مهم و جالب نباشد.

بنابراين جاى تعجب نيست اگر در برابر آن مقاومت نشان دهد و از آن متنفر باشد، لذا روانشناسان مى‏گويند:

1- ممكن است با مشاجره و جدال كسى را منكوب كرد ولى هرگز موافقت صميمانه او را بدست نخواهيم آورد.

2- هرگز نادانى را به قوه منطق و بصورت جدال نمى‏توان متقاعد نمود.

3- بهترين وسيله براى پيروزى در بحث، احتراز از بحث است، اصولًا بحثهايى كه بصورت كشمكش يا هجوم و دفاع و به تعبير عادى «جر و بحث» درمى‏آيد كمتر ممكن است اثر قابل ملاحظه‏اى در جلب موافقت باطنى افراد از خود بگذارد و اينكه مى‏بينيم طرف مقابل مقاومت به خرج مى‏دهد نشانه اين است كه چيزى از شؤون خود را در خطر مى‏بيند؛ و گرنه در برابر آموختن مطلبى به كسى مقاومت منفى نشان دادن معنى ندارد.

بحثهايى كه طرف را تحريك مى‏كند و به مقاومت وامى‏دارد ممكن است به يكى از طرق زير صورت گرفته باشد:

1- بحثهايى كه آميخته با تحقير طرف يا عقايد او باشد، مثل اينكه گفته شود: نظر شما هيچ منطقى نيست، عاقلانه نيست، احدى با آن موافق نمى‏باشد، از مثل شما اين سخن دور است و يا عجيب است!...

2- بحثهايى كه در برابر فرد ثالثى صورت گيرد كه طرف از وى مقيد باشد (و مردم غالباً از يكديگر مقيد هستند).

3- بحثى كه طرز اداى آن صورت تعليم داشته باشد در صورتى كه طرف بحث، شاگرد او محسوب نگردد و يا لااقل خودش درباره خود چنين وضعى را قبول ندارد.

4- بحثى كه پيروزى در آن نشانه برترى و تقدم گوينده باشد و روح «برترى طلبى» طرف مقابل را بكوبد.

5- بحثى كه مفهوم آن تخطئه بعضى از اعمال گذشته يا امروز طرف، يا يكى از نزديكان و دوستان يا افراد مورد علاقه او باشد.

6- بحثى كه بر اثر تلقين محيط يا پدر و مادر و مانند آن جزء زيربناى افكار او شده و براى او اصالت پيدا كرده است.

در تمام اين موارد براى نفوذ در فكر و روح طرف مقابل، هرگز نبايد از شيوه‏هاى بحثى متداول استفاده نمود بلكه بايد از راههايى‏ استفاده شود كه مطلقاً از جر و بحث به‏دور باشد. /انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار