شيوه هاي مبارزه با فتنه
الف) شيوه هاي مبارزه کوتاه مدت و رو بنايي:
1-جلوگيري از مسلح شدن فتنه گران
يکي از کارهاي اوليه اي که بايد انجام شود اين است که به هر ترتيبي جلوي مسلح شدن فتنه گران و آشوب گران گرفته شود.
امام صادق (ع) در پاسخ کسي که گفت من اسلحه خريد و فروش مي کنم، فرمود: «لا تبعه في فتنه: به هنگام فتنه از فروش اسلحه خودداري کن.»
2-مقاومت در برابرخواسته هاي نا مشروع فتنه گران
فتنه گران مي کوشند با برنامه ريزي و گام به گام اهداف خود را دنبال کنند. به همين دليل در هر مرحله اي ممکن است خواسته هاي جزئي و کوچکي را مطرح کنند. برخي سطحي نگران تصور مي کنند خواسته هاي جزئي مهم نيستند و مصلحت نظام اسلامي اقتضا مي کند از برخي قوانين کوتاه آمد. اما کافي است يک گام با آنان همراهي شود تا نتايج هولناکي حاصل شود.
طلحه و زبير هرگز هدف نهايي خود را در ابتداي کار بر زبان نياوردند. خواسته ابتدايي آنها مشارکت در امر حکومت يا منصوب شدن به عنوان مشاور عالي امام (ع) بود. اما اين در خواست با مخالفت شديد امام علي (ع) مواجه شد و زماني که ديدند به هيچ وجه نمي توانند به اين هدف دست پيدا کنند تقاضاي حکومت بر شهرهاي بصره و کوفه را نمودند.
در مقابله با فتنه ها حکومت اسلامي بايد تا جايي که ممکن است در مقابل زياده خواهان ايستادگي کند و از اجراي قوانين کوتاه نيايد. نتيجه اين پايداري و استقامت در دراز مدت به نفع حکومت اسلامي و درس عبرتي براي ديگر فتنه گران است.
3-بردباري و مدارا
شيوه ديگري که امام علي (ع) در برابر فتنه گران به کار مي برد مدارا بود. وقتي گفت و گوها و روشنگري ها به نتيجه نمي رسيد.
چنين نبود که بي درنگ با مخالفان به خشونت بپردازد، حتي آن حضرت در برابر تقاضاي عمومي براي زنداني کردن سران فتنه مي فرمود: هر کس تا زماني که به رويارويي مسلحانه عليه حکومت اسلامي بر نخيزد و به توطئه عليه نظام اسلامي اقدام نکند در امان خواهد بود.
4- هوشياري در برابر فرصت طلبان
پس از محقق شدن جريان سقيفه عده اي نزد حضرت امير(ع) آمدند و از ايشان خواستند براي احقاق حق خود قيام کند و در مقابل گردانندگان سقيفه بايستد و قول دادند که از هيچ کمکي به آن حضرت دريغ نکنند.
ابو سفيان در گفت وگويش با امام علي(ع) گفت: جز با بارش خون نمي توان گرد و غباري که توسط گردانندگان سقيفه فضاي مدينه را گرفته است، پاک کرد. او به امام وعده داد که اگر براي احقاق حق خويش قيام کند در حمايت از او مدينه را از جنگجويان پياده و سواره پر خواهد کرد.
امام علي (ع) که با بصيرت خود پشت صحنه حمايت هاي ابو سفيان را به خوبي مي ديد با جمله اي آتشين او را سر جاي خود نشاند:
به خداقسم تو جز فتنه انگيزي مقصود ديگري نداري و دير زماني است که بد خواهي را براي اسلام پيشه خود ساخته اي. ما را به خير خواهي تو حاجت نيست.
امام (ع) به همگان سفارش مي کنند که در فتنه ها هوشياري خود را حفظ کنند:
کن في الفتنه کابن اللبون لا ظهر فيرکب و لا ضرع فيحلب: در فتنه ها همچون شتر دوساله باش، نه پشتي دارد تا سوارش شوند و نه پستاني که شيرش را بدوشند.
نه ياريگر فتنه گران بايد بود و نه مورد سوئ استفاده آنان قرار گرفت.
5-روشنگري و افشاگري
شيوه امام علي(ع) در مبارزه با فتنه هاي زمان خويش روشنگري و تبيين بود. آن حضرت تا حد ممکن در مواجهه با مخالفان خود به گفت و گو مي پرداخت و ادله و براهين آنان را مي شنيد و تلاش مي کرد آنها را به راه حق باز گرداند.
در جريان فتنه نهروان، روشنگري هاي امام و برخي از ياران ايشان مانند ابن عباس موجب شد حدود دو سوم جمعيت دوازده هزار نفري خوارج نهروان به سپاه امام برگردند و از فتنه نهروان رهايي يابند.
6- نشان دادن ظاهري بودن وحدت فتنه انگيزان
در تئوري فتنه اصل بر اين است که همه کساني را که کمترين وجه اشتراکي با هم دارند به منظور تقويت جبهه فتنه و ايجاد سياهي لشکر در زير يک پرچم جمع کنند. به عبارت ديگر مي کوشند تا وحدت نقطه اي داشته باشند.
وحدت نقطه اي هرچند در کوتاه مدت موجب افزايش کمي فتنه گران و جبهه مخالفان مي گردد، در دراز مدت يکي از نقاط ضعف جدي براي آنان خواهد بود؛ زيرا چنين وحدتي کاملا شکننده است. براي مبارزه با فتنه گران بايد از همين نقطه ضعف استفاده کرد و افکار عمومي را از وحدت صوري و ظاهري آنان آگاه نمود.
وجه مشترک همه مخالفان حضرت علي(ع) در يک جمله سلبي خلاصه مي شد و آن اين که «علي نبايد حاکم باشد»
اما در بعد ايجابي شايد هيچ نقطه مشترکي بين آنها نبود.
علي(ع) اين اختلاف دروني سران فتنه را اين گونه بيان مي کنند:
هر يک از آن دو (طلحه و زبير) اميدوار است که حکومت به او برسد و آن را به سوي خودش مي کشاند و از دوستش بر مي گرداند.
...هر يک کينه دوستش را در دل دارد و ديري نپايد که اين واقعيت آشکار گردد. به خدا سوگند اگر آنچه مي خواهند به چنگ آورند يکي از آنها ديگري را به هلاکت رساند و او را از ميان بر دارد.
7- تلاش براي آرام کردن اوضاع
برخورد حساب شده وتلاش براي آرام کردن اوضاع و فراهم کردن زمينه هاي فرهنگي، اجتماعي و رواني به منظور فهم حقايق، يکي ديگر از وظايف رهبران جامعه اسلامي بعد از بروز فتنه و آشوب هاي فکري و فرهنگي و اجتماعي است.
امام علي(ع) پس از جريان حکميت و بهانه گيري هاي برخي از اصحابش در پاسخ به اين پرسش که چرا ميان خود و آنان براي داوري، مدت و مهلت قرار دادي و چرا به سرعت و شتابزده عمل نکردي؟ فرمود: علتش اين بود که بي خبران در جستجوي حقيقت بر آيند و آنها که آگاهند به مشورت پردازند، شا يد خداوند در اين فاصله کار اين امت را اصلاح کند و راه تحقيق حق به روي آنها بسته نشود تا در جستجوي حق عجله نکنند و تسليم نخستين فکر گمراه کننده نشوند.
امام علي (ع) چند فايده را براي مهلت قرار دادن براي داوري و حکميت برشمرده اند:
الف: برخورد صبورانه موجب مي شود تا کساني که همه جوانب امور را نمي دانند و از واقعيت ها آگاهي لازم را ندارند، بتوانند در فرصتي مناسب به تحقيق و بررسي بپردازند و از ابعاد مختلف مسئله آگاهي يابند و در نتيجه هدف و انگيزه اصلي فتنه گران را در يابند.
ب: اشخاصي که بر حقايق آگاهي داشتند با رفع برخي از ابهام ها بر دانايي و ايمانشان افزوده شود و استوارتر و دلگرم تر به دفاع از عقيده خود بپردازند.
ج: در اين مدت احتمال قانع ساختن افراد نا آگاه، به وسيله انديشمندان و نخبگان جامعه فراهم گردد.
د: در شرايط آرام، شناختن و شناساندن حقايق ميسر است.
در شرايط التهاب و اضطراب، بسياري از مردم نمي توانند ارزيابي درستي از اوضاع داشته باشند.
8- جدا کردن صف فتنه گران و فتنه زدگان
امام علي (ع) مي فرمايند: «ما کل مفتون يعاتب» هر فريب خورده اي را نمي توان سرزنش کرد.
بسياري از کساني که فريب فتنه را مي خورند از ناداني خود آگاه نيستند و فريفته شعارهاي زيبا و فريبنده سران فتنه مي شوند.
پيامبر اکرم (ص) مي فرمايند: زماني که بدعتي در امت من ظاهر شد، عالمان بايد علمشان را ظاهر کنند و به مقابله با آن ها بپردازند و اگر چنين نکنند مشمول لعنت خداوند خواهند بود.
9- برخورد به هنگام و شجاعانه
وقتي که فتنه بروز کرد بايد شجاعانه با آن به مبارزه برخاست، هر چند فتنه انگيزان از ياران و هم رزمان پيشين باشند و اگر درنگ بيش از اندازه در اين زمينه رخ دهد ممکن است اين بيماري فرا گير شود و مهارش با مانع روبرو شود.
علي (ع) در باب فتنه خوارج مي فرمايند: من فتنه را نشاندم و کسي جز من شجاعت اين کار را نداشت، از آن پس که موج تاريکي آن برخاسته بود و گزند آن همه جا را فرا گرفته بود.
ب) شيوه هاي مبارزه بلند مدت و زير بنايي:
1- ترويج ارزش ها
از آنجا که يکي از علل پيدايش فتنه در جامعه اسلامي، ضعف اخلاقي افراد است، بايد نظام جامع اخلاقي و رفتاري انسان مسلمان تدوين و عملياتي شود.
بايد اخلاق اجتماعي، اخلاق سياسي، اخلاق تعليم و تعلم، اخلاق نقد، اخلاق معاشرت، اخلاق شهروندي و ...همگي بر اساس مباني اسلامي تدوين شده و محور همه فعاليت ها قرار گيرد.
2- تقويت باورها
اگر در خداشناسي مردم ضعف وجود داشته باشد، به تبع آن، اين ضعف در دين شناسي و پيامبر شناسي و در نوع شديد تر در امام شناسي نمود پيدا مي کند و در نهايت و به طريق اولي، ضعف در اعتقاد به ولايت فقيه و نظام مردم سالار ديني را نيز به همراه خواهد داشت. در اين صورت نمي توان از مردم انتظار داشت از روي اعتقاد ديني خود، از حکومت اسلامي و نظام ولايي و مردم سالاري ديني دفاع کنند و از از ايثار جان و مال در راه دفاع از اين نظام دريغ نکنند.
3- تقويت دانش دشمن شناسي
هرکسي بايد خوبي ها را بشناسد تا به آنها عمل کند و بدي ها و رذيلت ها را نيز تشخيص بدهد تا از آنها دوري کند.
اگر کسي مي خواهد در راه حق گام بردارد نيازمند شناخت راه باطل و باطل گرايان است.
تاکيد حضرت امام (ره) و رهبر معظم انقلاب بر اينکه اگر دشمنان و راديوهاي بيگانه به امري تاکيد کردند، مردم ما بر خلاف آن عمل کنند و اگر از فرد يا جرياني دفاع کردند مردم بايد حساسيت ويژه اي به آنها داشته باشند حاکي از همين حقيقت است.
امام علي (ع) نيز بر اين واقعيت تاکيد مي کنند که هرگز به حقيقت و سعادت دست نمي يابيد مگراينکه روي گردانان از راه حق و در ماندگان از سعادت را بشناسيد:
آگاه باشيد هيچ گاه حق را نخواهيد شناخت مگر اينکه آنها را کهآن را ترک کرده اند بشناسيد و هرگز به پيمان قرآن وفادار نخواهيد بود مگر اينکه از کسي که آن پيمان را شکسته است آگاه باشيد و هرگز به آن تمسک نخواهيد جست مگر اينکه به کسي که آن را دور انداخته پي ببريد.
برگرفته از: «موج فتنه از جمل تا جنگ نرم» - احمد حسين شريفي./انتهاي پيام/