شما در برابر يك نقشه قرار داريد...
کد خبر:۵۶۷۳۷
گفتگوي الجزيره با محمد حسنين هيكل درباره انتخابات ايران؛

شما در برابر يك نقشه قرار داريد...

به طور يقين كسي مخالفت نمي‌كند با اين كه احمدي‌نژاد برنده بود و اين كه اكنون قدرت رهبري هنوز كنترل اوضاع را در دست دارد و اين كه اين، معنايش اوضاع بسيار با ثبات نظام است؛ بيش از آن‌چه كه ما تصور مي‌كنيم. اين نظام داراي دستاوردهاي حقيقي است. با اين شكل نمي‌توان آن را شكست داد.

 به گزارش گروه پاتوق شيشه اي «شبکه خبر دانشجو»، نشريه «راه» در شماره 43 خود گفت و گوي خبرنگار الجزيره با محمد حسنين هيكل روزنامه نگار و نويسنده مشهور مصري درباره انتخابات ايران و وقايع پس از آن را منتشر کرد.

اين روزنامه نگار و نويسنده مشهور مصري يكي دو هفته بعد از انتخابات ايران گفتگويي كرد با شبكه تلويزيوني الجزيره و در آن انتخابات ايران و پيامدهاي پس از آن را تحليل كرد نگاه يك روزنامه نگار عرب به انتخابات ايران و حوادث پس از آن خواندني است. آنچه در ادامه مي آيد خلاصه ايست از گفتگوي او با الجزيره:

حسين عبدالغني: خوش‌آمد مي‌گوييم به بينندگان اين ويژه برنامه درباره اوضاع كنوني ايران و پيامدهاي آن در داخل ايران، در معادلات بين‌الملل و مهم‌تر از همه پيامدها آن بر كل منطقه عربي و نبرد اعراب با اسراييل و نظام‌هاي حكومتي عرب كه به نظر مي‌رسد در بازي شطرنج بين‌المللي فقط در جايگاه تماشاچي قرار دارند. استاد هيكل به شما خوش‌آمد مي‌گوييم.

محمد حسنين هيكل: سلام

عبدالغني: در آغاز دهه پنجاه شما كتاب مشهور خود را نوشتيد با نام «ايران بر فراز آتشفشان» به نظر مي‌رسد كه ايران مجددا بر فراز آتشفشان قرار دارد ...

هيكل: بله بنده سال‌ها قبل كتاب «ايران بر فراز آتشفشان» نوشته‌ام. در واقع من توجه بسيار زيادي به ايران و انقلاب اسلامي دارم. اين اهتمام من به ايران بخشي از اهتمام آن به مصر است. ايران و مصر دو نيروي اصلي در منطقه هستند. يكي در شمال شرق است و يكي در آفريقا در لبه قاره‌هاي آفريقا و آسيا.
من در زمان مصدق در سال 1951 به آن جا رفتم و آن انقلاب را پوشش دادم و اولين كتابم را نوشتم كه همان «ايران بر فراز آتشفشان» است. بعدها در انقلاب آيت الله خميني در سال 1980 به ايران رفتم و همچنين قبل از آن و پس از آن. در پاريس و قم او را ديدم و برخي از وقايع انقلاب را براي سن تايمز پوشش دادم و كتابي نوشتم كه تقريبا به 29 زبان چاپ شد. آمريكايي‌ها اسم آن را براي چاپ در آمريكا «داستاني كه ديده نمي‌شود» گذاشتند.

آن چه كه اين بار در ايرن رخ داد (جهت اطلاع شما مي‌گويم) تحول بزرگي در سطح انقلاب مصدق يا در سطح انقلاب خميني نيست. اما اكنون ما در برابر لحظه‌اي قرار داريم كه به نظرم براي ايران بسيار حساس است. عمق استراتژيك بزرگي به بحث مي‌دهيد.

هيكل: اين توجه، توجه به امنيت منطقه است. بگذاريد بگويم در ايران چه رخ داده است. هر كشوري در جهان بر پايه‌هايي استوار است. هر نظام اولا بر نيرويي حقيقي تكيه دارد كه عبارت است از پيشينه تاريخي آن در منطقه، نياز دوم هر نظام اين است كه روي جايگاه جغرافيايي و تاريخي‌اش امكاناتي حقيقي مانند صنعت و كشاورزي و غيره بنا شود. نياز سوم اين است كه اين نظام بر اطراف خود نفوذ داشته باشد؛ چون ارزش هر كشور در عصر جديد با ميزان نفوذش در داخل مرزهايش ارزيابي نمي‌شود؛ بلكه با تأثيرات آن» در بيرون مرزها اندازه‌گيري مي‌شود. در اين جا معيار قدرت در جامعه و رقابت ميان كشورها و ميان قدرت‌ها است. نياز چهارم عبارت است از شخصيت‌ و اقتدار كه از همه اينها مهم‌تر است.
به نظرم آن چه كه در ايران رخ داد بر روي چهره نظام تإثير گذاشت . چه بخواهند يا نخواهند، نظام دچار يك آبروريزي شد كه به نظرم ضرورت براي آن و جود نداشت. بخش‌هايي از نفوذ ايران در منطقه تحت تأثير قرار گرفت ولي به طور يقين آسيب نديد. خيلي آسان است كه كسي بگويد كه همه اين‌ها توطئه‌هاي خارجي است. و بسيار آسان است كه كسي بگويد كه همه اين‌ها اشتباهات داخلي است. اشتباهات داخلي وجود دارد ولي ...

عبدالغني : ولي يك سوء استفاده از آن رخ داد.

هيكل: نمي‌توان سوء استفاده كرد مگر اين كه زمينه‌اي در برابرتان باشد. طولاني‌شدن موجوديت باعث ايجاد اعتماد به نفس زيادي شد تا غافلگير شوند. يك اشتباه وقتي بود كه وارد انتخابات شدند. آن‌ها تمايل داشتند از شيوه‌هاي مدرن تقليد كنند و گفتند مناظره‌هايي مستقيم ميان كانديدها برگزار خواهند كرد. اين در ذات خود بسيار خوب است. ولي در ذهن‌تان بايد باقي بماند كه همه اين كانديدها از فرزندان انقلاب اسلامي هستند هر چهار تا، احمدي‌نژاد و موسوي و كروبي و رضايي . قضايايي مورد اختلاف ميان‌شان نيست و اختلاف حتما شخصي است و در نتيجه ما شاهد بوديم كه احمدي‌نژاد سخني مي‌گويد عليه رفسنجاني ....
 
عبدالغني: و فساد خانواده‌اش ...

هيكل: و فساد خانواده‌اش... عليه موسوي سخن مي‌گويد و موسوي به احمد‌ي‌نژاد پاسخ مي‌دهد. به دليل ماندن زياد در  حاكميت، قضايا و مشكلات متراكم ميان قطب‌هاي نظام وجود دارد و هنگامي كه همه شروع به سخن گفتن كردند حقايقي فاش شد، كه به نظرم بيشتر از آن بود كه آنها قصد داشتند فاش شود. وقتي كه دچار يك اشتباه مي‌شويد اگر يك طرح براي مقابله با آن نداشته باشيد در برابر يك مشكل قرار مي‌گيريد. بنده به نظرم نظام با اين مشكل روبه‌رو شد و آن را پيش‌بيني نمي‌كرد.

عبدالغني: ايران حتي در دوران انقلاب اسلامي شاهد موجي از اعتراضات بود. آن چه اين دفعه متمايز بود فقط طولاني بودن راهپيمايي‌ها و جمعيت هزاران نفري كه در آن شركت كردند، و مقابله خشني كه شايد در موردش مبالغه‌گوي شده نبود، ماجراي اين دفعه باعث شكاف در ميان نخبگان شد. همچنين در ميان مجموعه روحانيون اصلي ايران. برخي از روحانيون مانند منتظري طرف موسوي و رفسنجاني را گرفتند و برخي طرف رهبر و احمدي‌نژاد را.

هيكل: در ظاهر رويدادها، اين درست است ولي پايه‌هاي اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي نظام پابرجاست. قم پشت سر رهبر محكم است. مسئله اختلافات ميان افراد است. نظام انقلاب ايران هنوز تا اين لحظه استوار است.

عبدالغني: بسيار خوب ، چه اتفاقي رخ داده است؟ آيا در مشروعيت نظام شكاف ايجاد شده است؟

هيكل: من مي‌گويم نه. شما در مورد مشروعيت نظام صحبت مي‌كنيد. مي‌خواهم به شما بگويم كه احمدي‌نژاد با رأي اكثريت انتخاب شد كه به نظرم بنا بر گواهي همه خبرنگاران و همه ناظران و حتي گواهي غربي‌ها  و همه كساني كه در صحنه بودند، شكي بر آن نيست. اين، سكوت طولاني مدت اوباما را در مورد نتايج انتخابات توجيه مي‌‌كند. ممكن است برخي دخالت‌ها صورت گرفته باشد ولي به طور يقين كسي مخالفت نمي‌كند با اين كه احمدي‌نژاد برنده بود و اين كه اكنون قدرت رهبري هنوز كنترل اوضاع را در دست دارد و اين كه اين، معنايش اوضاع بسيار با ثبات نظام است؛ بيش از آن‌چه كه ما تصور مي‌كنيم. اين نظام داراي دستاوردهاي حقيقي است. با اين شكل نمي‌توان آن را شكست داد.

عبدالغني: يعني شما با ديدگاه يك نويسنده آمريكايي كه نوشته بود «نظام بر خطرناك‌ترين شورشي كه پس از تقريبا 30 سال با آن روبرو شد و نتيجه دخالت زيادي احساست در انتخابات بود پيروز خواهد شد»

هيكل: ما موافق هستيم با اينكه كسي ترديد نكرد در پيروزي احمدي‌نژاد

عبدالغني: شما مي‌گوييد كه شكاف جديد در مشروعيت نظام به وجود نيامده، خللي در نظام ولايت فقيه روي نداده و زود است كه گفته شود نظام جمهوري انقلاب اسلامي پايان يافته. در عين حال مي‌گوييد كه آن چه رخ داد، ضربه زد به اقتدار و چهره آن ...

هيكل: اگر اين مسائل به حال خود رها شود، اقتدار از بين مي‌رود و اين بر از بين رفتن نفوذ و ساير عوامل تأثير دارد. به نظرم اين امتحاني پيش روي رهبر انقلاب ايران است. اعتقاد دارم كه آنها در برابر از بين رفتن اقتدار يا ضربه خوردن اقتدار قرار دارند. مسئله‌اي براي نظام به وجود آمد كه مي‌توان آن را طبق زبان عربي رايج عمليات آبروريزي ناميد، چون جناح‌هاي نظام، در برابر همديگر متخاصم به نظر مي‌رسيدند و رهبر وارد عمل شد و سعي مي كرد كه مسائل حل شود. اين در ذات خود بسيار خطرناك است چون رهبر وظيفه‌اش اين است كه داوري كند ميان جريان‌ها.

عبدالغني: و بنابراين يك جناح به نظر مي‌رسد ...

هيكل: نه ، من نمي‌خواهم بگويم كه رهبر طرف يك جناح بودند. احمدي‌نژاد ايستادو خانواده رفسنجاني را متهم كرد، من سخنراني رهبر را دنبال كردم كه ايستاد و از رفسنجاني دفاع كرد، راجع به خانواده‌اش صحبت نكرد؛ ولي از رفسنجاني دفاع كردند. در اين جا من رييس جمهوري را مي‌بينم كه چيزي گفته و رهبري را مي‌بينم كه صحبت ديگري داشته است. رهبري در تمايلش براي بهبود بخشيدن به اوضاع راه‌حل‌هاي مياني اعمال كرد كه جزو وظيفه‌اش نيست. چون او بالاخره يك مرجعيت عالي است. در اين جا بنده تصور مي‌كنم كه نظام واقعا شروع به تلاش جهت بهبود بخشيدن به اوضاع كرد. ولي هميشه و همواره همه مشكلات مربوط به افراد است. محدوده‌اي براي اختلافات وجود دارد. ولي فاجعه بزرگ وقتي است كه مسائل به جايي مي‌رسد كه عنصر شخصي در آن تأثيرگذار است.

عبدالغني: آيا ما در برابر مرحله‌اي قرار داريم كه سلسله نخبگان حاكم در ايران از هم خواهد پاشيد و يا اين كه ما شاهد مرحله‌اي خواهيم بود كه ممكن است اين شكاف ترميم شود ....

هيكل: بنده به چند دليل اعتقاد دارم كه مي‌توان مسائل را ترميم و از آن عبور كرد. دليل اول اين كه نظام هنوز قوي است. دليل دوم اين كه قدرت رهبر هنوز مورد احترام است و همه اطراف وي را داور مي‌دانند. مسئله سوم اين كه هيچ جايگزيني وجود ندارد.
از مسائلي كه به نظرم شايد نظام انقلاب ايران خوب به آن توجه نكرد اين است كه در ايران يك طبقه بورژوازي اشرافي و يك طبقه متوسط و يا طبقه‌اي شبه آريستو كراسي است وجود دارد. بنده خيلي خوب افراد اين طبقه را مي‌شناسم و مي‌دانم كه وجود تأثيرگذاري در جهان خارج در زمينه فرهنگي و سياسي و اقتصادي دارند.
با اين حال تصور مي‌كنم كه نظام تحت تهديد نيست. گاهي فراموش مي‌كنم كه اين كشور كشوري است كه به لحاظ امنيت در معرض تهديد است. اين كشور دو حكومت و دو ارتش دارد. شما حكومت رهبر و حكومت دولت را داريد. شما سپاه انقلاب و ارتش كشور را داريد. شما در مورد نظامي سخن مي‌گوييد كه بسيار قوي است و اين زلزله‌ها در آن اثر ندارد.
پس از آن كه رهبر بعد از انتخابات سخنراني كرد صداي راهپيمايي‌ها در خيابان‌ها كاهش يافت. آن چه بعد از آن مشاهده كرديم تحركات بسيار كوچك و محدودي است مخصوصا در شمال تهران جايي كه طبقه متوسط سكونت دارند.

عبدالغني: حجم تحريك غربي‌ها رد اين بحران چقدر است. آيا همان گونه كه رهبران نظام گفته‌اند كه راپيمايي‌كنندگان در خيابان‌هاي تهران از طرف تلويزيون انگليس و CIA و غيره كه آنها را بازيچه خود قرار مي‌دادند تحريك شده‌اند؟

هيكل: من فكر مي‌كنم كه موضوع خيلي بزرگ‌تر از اين است. بياييد فكر كنيم. ما حافظه كوتاهي داريم. تصاوير تلويزيوني ما را مي‌گيرد و همه پيش زمينه‌ها را فراموش مي‌كنيم. فراموش مي‌كنيم كه قبل از جنگ عراق زماني كه بوش به قدرت رسيد، محور شرارت اعلام كرد. عراق را در محور آن قرار دادند و سوريه را برداشتند و كره شمالي را در آن گنجاندند و ايران را هم وارد آن محور كردند.
از همان اوايل كه رژيم شاه سقوط كرد ايالات متحده آمريكا اقدام به دشمني با اين نظام نمود. ما دشمني راسخ عليه سياست آمريكا در ايران را كه از زمان مصدق وجود داشت فراموش مي‌كنيم. فراموش مي‌كنيم كه آمريكا در ايران چه كرد. آمريكا و انگليس را فراموش مي‌كنيم كه در ايران در انقلاب مصدق چه كردند. بعد وارد بحران گروگان‌ها شديم. بعد ماجراي محاصره و بلوكه كردن دارايي‌هاي ايران شديم. يك دشمني روشن و صريح داريم. ما سال 2006 را فراموش مي‌كنيم كه چه رخ داد. فراموش مي‌كنيم كه كنگره يك اعتبار مالي به ارزش 400 ميليون دلار به رييس جمهور آمريكا مي‌دهد (و اين اعتبار با رقمي كمتر در سال‌هاي بعد هم تخصيص يافت) . تا در ايران بي‌ثباتي ايجاد شود. شما در برابر يك نقشه قرار داريد ... مي‌خواهيد من چه بگويم؟
بگويم كه اين توطئه نيست؟ كشوري مي‌خواهد يك نظام را ساقط كند. با همه ابزارها عليه وي مي‌جنگند . بنده در اين جا روزي كه اوباما انتخاب شد با استاد كريشان صحبت مي‌كردم. گفتم به احتمال زياد حمله‌اي صورت نخواهد گرفت ولي تلاش براي تغيير نظام ايران وجود دارد. چون آمريكا مي‌خواهد از شر نظامي كه با وي مخالف است رها شود .....
بياييد يك مسئله بسيار عجيب را با هم بررسي كنيم. آن پديده «تويتر» است. تويتر يك شركت اينترنتي جديدي است كه مانند گوگل ابزار ارتباطات ايجاد مي‌:ند. خيلي عجيب بود. عمليات زير سوال بردن نتيجه انتخابات حتي قبل از اين كه نتايج اعلام شود، شروع شد. به بنده بگوييد كه تابلوهايي كه يك دفعه به زبان انگليسي در تهران پيدا شد عليه چه كساني بود؟ (مي‌دانم كه جوانان زيادي در ايران وجود دارند كه مجذوب عصر مدرن و ابزارهايش هستند و هيچ اطلاعي از تاريخ ندارند و با تاريخ اصلا كاري ندارند. الگوي آمريكايي شايد براي آن ها جذاب باشد، ولي آن چه رخ داده اين بود كه از همه اين ابزارها سوء استفاده شد) اين بسيار توجه برانگيز است كه چند روز قبل از انتخابات در سايت تويتر ده‌ها هزار صفحه بوجود آمد. در روز رأي‌گيري فعال شدند. در روز انتخابات 18 هزار سايت تويتر فعال شد. تويتر يك ابزار تماس است ولي با ابزارهاي ديگر متفاوت است. ابزار تويتر ، ايميل نيست پيامي نيست كه از طرف شخصي به شخصي ارسال مي‌شود. اين يك پيام باز است و هر كس كه بخواهد آن را دريافت مي‌كند. يك پيام كوتاه است . جوانان خيلي وقت است كه اين شيوه را به كار مي‌برند و محدوديت آن اين است كه نمي‌توانيد بيش از تقريبا 100 كلمه براي كسي پيام بفرستيد. مشكل آن اين است كه نمي‌توانيد كسي را كه پيمان فرستاده شناسايي كنيد. من ميگويم اثرشان از طرف اسراييل است ولي نمي‌توانيد بدانيد از چه كسي است: «به راهپيمايي برويد« «ما الان در يك راهپيمايي هستيم« «صد نفر كشته شده‌اند». شما در برابر يك وضعيت سوء استفاده از فضاي اينترنت هستيد. از موضع‌گيري‌ها سوء استفاده و آتشي شعله مي‌شود.
من جزو كساني هستم كه خيلي عمگين مي‌شوند اگر يك نظام مجبور شود جهت محافظت از خود گلوله شليك كند ....


عبدالغني : به سوي شهروندانش ...

هيكل: درون خيابان‌هاي كشورش. هنگامي كه نظام به اين مرحله برسد كه چنين كند هر چند كه درجه ضرورت باشد، بنده احساس مي‌كنم كه وارد بحران شده است. انشاءالله كه اين چنين نباشد چون هيچ نظامي نمي‌تواند به خود اجازه دهد در خيابان‌هاي كشورش، گلوله شليك كند. ولي من اين وضع را درك مي‌كنم. مي‌دانم كه اكثريت مردم موافق نظام هستند كه آنها در محافظت از امنيت كشورمجبور شده‌اند كه كارهايي انجام دهند كه مطابق ميل آن‌ها و جزو اهدافشان نبوده است.
در حال حاضر نبردي عليه ايران وجود دارد. من كاري به نظام‌هاي حكومتي كشورهاي عربي ندارم ولي مي‌خواهم درباره كساني صحبت كنم كه ...


عبدالغني (قطع مي‌كند): از اوضاع كنوني ايران ابراز خشنودي كردند ...

هيكل: بله. يك نبرد عليه ايران در حال شكل‌گيري است. آمريكايي‌ها و مهمتر از آنها اسراييلي‌ها سعي خواهند كرد كه به هدفشان برسند. بزرگ‌ترني خسارت كه اسراييل دجار آن شده روي كار آمدن نظام انقلاب اسلامي بود. نظام انقلاب اسلامي شاه را، يك هم پيمان قوي را از اسراييل گرفت. اسراييل با همه ابزارهايش به وي كمك مي‌كرد. امكاناتي كه در اسراييل وجود داشت براي ايران زمان شاه غير محدود بود.  اسراييل مي‌خواهد جايگاه خود را در ايران بازپس بگيرد.
الان يك مسئله خيلي عجيب رخ داده است. ما زماني عليه شاه، به دليل طرفداري‌اش از اسراييل و آمريكا، مقاومت مي‌كرديم و انقلابيون ايران را تشويق و آرزو مي‌كرديم كه نزد ما بيايند. اما هنگامي كه نزد ما آمدند ما تغيير مسير داديم و آن‌ها را رها كرديم كه با اسراييل دشمني كنند و ما دنبال كار ديگري رفتيم ....

عبدالغني: شما در سخنانتان اشاره كرديد كه نقش منطقه‌اي ايران شايد مقداري به دليل تنش يا اعتراضاتي كه رخ مي‌دهد، تحت تأثير قرار گيرد....

هيكل (قطع مي‌كند): نه ، گفتم نفوذ تحت تأثير قرار مي‌گيرد ....

عبدالغني: در همين بحث نفوذ، آيا روابط مستحكم با سوريه و حزب‌الله و حماس و جهاد در فلسطين و نفوذ بزرگان در اوضاع عراق كاهش خواهد يافت؟ مخصوصا اين كه شايد ايران مقداري به درون خود باز گردد تا اين كه شكاف پديد آمده در ميان نخبگان را ترميم نمايد.

هيكل: نه هر كس كه به درون خود باز گردد عقب نشيني مي‌كند. من اعتقاد دارم كه نظام ايران در بعد ياري رساندن به عامل قدرت و نفوذ خود در خارج قوي‌تر و قدرتمند‌تر باقي خواهد ماند. سخنان رهبري را ملاحظه كنيد. رهبري مي‌توانست عقب‌نشيني كند يا موضع ملايم بگيرد ولي ايشان موضع قاطع گرفت چون هنگامي كه نظام مورد تهديد قرار بگيرد، محكم مي‌ايستد. اين همان چيزي است كه در موضع رهبر شاهد آن بوديم. همه انتظار داشتند كه عقب‌نشيني كنند و يا حداقل جانب احتياط را بگيرد. اما او تصميم مياني نگرفت و ايستاد. ايران عقب‌نشيني نكرد. اگر شروع به عقب نشيني كند ديگر پاياني براي آن وجود ندارد. ايران پيشرفته‌تر خواند شد.

عبدالغني: آيا شما اعتقاد داريد كه تضعيف و يا تلاش براي تضعيف ايران در اين بحران براي كمك به سناريوي حل و فصل سياسي مناقشه خاورميانه بويژه درباره فلسطين است؟ آيا معتقديد ايران و دوستان و هم پيمانانش نخواهند توانست با اجحاف در حق فلسطيني‌ها در روند حل و فصل مسئله فلسطين مقابل كنند؟

هيكل: ايران و هم پيمانانش با حل و فصل اين قضيه در صورتي كه با اجحاف به فلسطيني‌ها همراه باشد مخالفت خواهند كرد.

عبدالغني: يعني در روند حل و فصل ماجراي خاورميانه در صورتي كه همراه با اجحاف به مردم فلسطين باشد ، مانع تراشي خواهند كرد.

هيكل: يك مسئله به شما بگويم. حل و فصل نهايي ماجراي فلسطين غير ممكن است؛ چه مداخله ايران باشد چه نباشد. فلسطينيان در فلسطين حضور دارند. در كشورهاي اطراف فلسطين حضور دارند. قضيه قضيه ملتي است كه سرزميني دارد در حال گم شدن. با ايران و بدون ايران باري اين‌ها راه حل پيدا نمي‌شود. خواهيد ديد كه تلاش‌هايي جه اعمال برخي مسائل انجام خواهد شد و وارد مرحله‌اي بسيار سخت خواهيم شد. ولي من اعتقاد دارم كه آن چه راه حل و فصل‌ نهايي مي‌نامند جز با نسل‌كشي ملت فلسطين امكان تحقق ندارد.

عبدالغني: آيا آن چه كه شاهدش خواهيم بود يك كشمكش براي در دست گرفتن رهبري منطقه خاورميانه ميان ايران و اسراييل خواهد بود؟

هيكل: قصه رهبري را فراموش كند. موضوع رهبري مربوط به يكه ‌تازي است. قدرت‌ها همه رقابت مي‌كنند تا در صحنه حضور داشته باشند. ديگر نمي‌توان به تنهايي رهبري كرد. مي‌خواهم به شما بگويم كه حقيقت بزرگ اين است كه ما بايد از اسراييل سبقت بگيريم جهت رسيدن به ايران. ما بايد از آمريكا سبقت بگريم جهت رسيدن به ايران. چون اين عنصر بسيار مهم است در معادله استراتژي و انساني و فرهنگي و امنيتي در اين منطقه.

عبدالغني: يعني نگاه كساني كه در جهان عرب از اوضاع ايران ابراز خشنودي كردند اشتباه بود ....

هيكل: من نمي‌دانم صحبان منصبان عرب ماند من فكر مي‌كنند يا نه ولي به هر حال معتقدم هر كس نسبت به اوضاع ايران ابراز خشنودي كند، خود را در طرف اشتباه قرار داده است.

مترجم: محمد حريري

/انتهاي پيام/
 

پربازدیدترین آخرین اخبار