بهره ای از کلام موسی ابن جعفر
کد خبر:۵۶۷۵۲
بمناسبت ولادت امام موسي کاظم(ع)

بهره ای از کلام موسی ابن جعفر

امام کاظم(ع) فرمود: هرکس به رأى و سليقه خود اهميت دهد و در مسائل دين به آن عمل کند، هلاک مى‌شود، و هرکس اهل بيت پيغمبر(ص) را رها کند گمراه مى‌گردد، و هرکس قرآن و سنت رسول خدا را ترک کند، کافر است.

1- قالَ الإمام موسى بن جعفر الکاظم (عليه السلام) : وَجَدْتُ عِلْمَ النّاسِ فى أرْبَع: أَوَّلُها أنْ تَعْرِفَ رَبَّکَ، وَالثّانِيَهُ أنْ تَعْرِفَ ما صَنَعَ بِکَ، وَالثّالِثَهُ أنْ تَعْرِفَ ما أرادَ مِنْکَ، وَالرّبِعَهُ أنْ تَعْرِفَ ما يُخْرِجُکَ عَنْ دينِکَ.([1])

حضرت امام موسي کاظم (عليه السلام) فرمود: تمام علم مردم را در چهار مورد شناسايى کرده ام:

اولين آنها اين که، پروردگار و آفريدگار خود را بشناسى و نسبت به او شناخت پيدا کنى.

دوم، اينکه بفهمى که از براى وجود تو و نيز براى بقاي حيات تو چه کارها و تلاش هايى صورت گرفته است.

سوم، بدانى که براى چه آفريده شده اى و منظور چه بوده است.

چهارم، معرفت پيدا کنى به آن چيزهايى که سبب مى شود از دين و اعتقادات خود منحرف شوى (يعنى راه خوشبختى و بدبختى خود را بشناسى و در جامعه چشم و گوش بسته حرکت نکنى.)

2- قالَ(عليه السلام) : ما مِنْ بَلاء يَنْزِلُ عَلى عَبْد مُؤْمِن فَيُلْهِمُهُ اللّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الدُّعاءَ إِلاّ کانَ کَشْفُ ذلِکَ الْبَلاءِ وَشيکاً، وَ ما مِنْ بَلاء يَنْزِلُ عَلى عَبْد مُؤْمِن فَيُمْسِکُ عَنِ الدُّعاءِ إلاّ کانَ ذلِکَ الْبَلاءُ طَويلاً، فَإذا نَزَلَ الْبَلاءُ فَعَلَيْکُمْ بِالدُّعاءِ وَ التَّضَرُّعِ إلَى اللّهِ عَزَّ وَ جَلَّ.([2])

فرمود: نيست بلايى که بر مؤمن وارد شود، مگر آن که به وسيله دعا سريع برطرف گردد؛ و چنانچه دعا نکند طولانى خواهد، پس هنگامى مصيبتى و بلايى وارد شد، به درگاه خداوند دعا و تضرع کنيد.

3- قالَ(عليه السلام) : لَيْسَ مِنْ دَواء إلاّ وَ هُوَ يُهَيِّجُ داءً، وَ لَيْسَ شَيْءٌ فِي الْبَدَنِ أنْفَعَ مِنْ إمْسَاکِ الْيَدِ إلاّ عَمّا يَحْتاجُ إلَيْهِ.([3])

فرمود: هيچ دارويى نيست مگر آن که در اثر عوارض جنبى آن، دردى ديگر را تهييج و تحريک مى كند و هيچ درمانى بهتر و سودمندتر از امساک و خوددارى نيست مگر در حال نياز و ضرورت.

4- قالَ(عليه السلام): رَحِمَ اللهُ عَبْداً تَفَقَّهَ، عَرَفَ النّاسَ وَلايَعْرِفُونَهُ.([4])

فرمود: خداوند متعال رحمت کند بنده اى را که در مسائل دينى تفقه و تحقيق كند (فقيه و عالم باشد) و نسبت به مردم شناخت پيدا کند، گر چه مردم او را نشناسند و قدر و منزلت او را ندانند.

5- قالَ (عليه السلام) : إنَّ أهْلَ الاْرْضِ مَرْحُومُونَ ما يَخافُونَ، وَ أدُّوا الاْمانَهَ، وَ عَمِلُوا بِالْحَقِّ.([5])

فرمود: اهل زمين مورد رحمت - و برکت الهى - هستند، مادامى که خوف و ترس - از گناه و معصيت- داشته باشند، اداى امانت كنند و حق را دريابند و مورد عمل قرار دهند.

6- قالَ (عليه السلام) : بِئْسَ الْعَبْدُ يَکُونُ ذاوَجْهَيْنِ وَ ذالِسانَيْنِ.([6])

فرمود: بد شخصى است آن که داراى دو چهره و دو زبان مى باشد، - که در پيش رو چيزى گويد و پشت سر چيز ديگر -.

7- قال (عليه السلام) : مَنِ اسْتَشارَ لَمْ يَعْدِمْ عِنْدَ الصَّوابِ مادِحاً، وَ عِنْدَالْخَطإ عاذِراً.([7])

فرمود: کسى که در امور زندگى خود ـ با اهل معرفت ـ مشورت کند، چنانچه درست و صحيح عمل کرده باشد، مورد تعريف و تمجيد قرار مى گيرد و اگر خطا و اشتباه کند، عذرش پذيرفته است.

8- قالَ (عليه السلام) : مَنْ لَمْ يَکُنْ لَهُ مِنْ نَفْسِهِ واعِظٌ تَمَکَّنَ مِنْهُ عَدُوُّهُ ـ يعني الشّيطان ـ.([8])

فرمود: هر کسى عقل و تدبيرش را مورد استفاده قرار ندهد، دشمنش - يعنى شياطين إنسى و جنّى و نيز هواهاى نفسانى - به راحتى او را مى فريبند و منحرف مى شود.

9- قالَ (عليه السلام): ما قُسِّمَ بَيْنَ الْعِبادِ أفْضَلُ مِنَ الْعَقْلِ، نَوْمُ الْعاقِلِ أفْضَلُ مِنْ سَهَرِالْجاهِلِ.([9])

فرمود: چيزى با فضيلت تر و بهتر از عقل، بين بندگان توزيع نشده است، (تا جايى که) خواب عاقل - هوشمند - افضل و بهتر از شب زنده دارى جاهل بى خرد است.

10- قالَ (عليه السلام) : لا تَدْخُلُوا الْحَمّامَ عَلَى الرّيقِ، وَ لا تَدْخُلُوهُ حَتّى تُطْعِمُوا شَيْئاً.([10])

فرمود: بعد از صبحانه، بدون فاصله حمام نرويد؛ همچنين سعى شود با معده خالى داخل حمام نرويد، بلکه حتى الامکان قبل از رفتن به حمام قدرى غذا بخوريد.

11- قالَ (عليه السلام) : اِيّاکَ وَ الْمِزاحَ، فَاِنَّهُ يَذْهَبُ بِنُورِ ايمانِکَ، وَ يَسْتَخِفُّ مُرُوَّتَکَ.([11])

فرمود: بر حذر باش از شوخى و مزاح ـ بيجا ـ چون که نور ايمان را از بين مى برد و جوانمردى و آبرو را سبک و بى اهميّت مى گرداند.

12- قالَ (عليه السلام) : اللَّحْمُ يُنْبِتُ اللَّحْمَ، وَالسَّمَکُ يُذيبُ الْجَسَدَ.([12])

فرمود: خوردن گوشت موجب روييدن گوشت در بدن و فربهى آن مى شود، ولى خوردن ماهى، گوشت بدن را آب و جسم را لاغر مى گرداند.

13- قالَ (عليه السلام) : مَنْ صَدَقَ لِسانُهُ زَکى عَمَلُهُ، وَ مَنْ حَسُنَتْ نيَّتُهُ زيدَ فى رِزْقِهِ، وَ مَنْ حَسُنَ بِرُّهُ بِإخْوانِهِ وَ أهْلِهِ مُدَّ فى عُمْرِهِ.([13])

فرمود: هر که زبانش صادق باشد اعمالش تزکيه است، هر که فکر و نيتش نيک باشد در روزيش توسعه خواهد بود، هر که به دوستان و آشنايانش نيکى و احسان کند، عمرش طولانى خواهد شد.

14- قالَ (عليه السلام) : اِذا ماتَ الْمُؤْمِنُ بَکَتْ عَلَيْهِ الْمَلائِکَهُ وَ بُقاعُ الاَْرضِ.([14])

فرمود: زمانى که مؤمن بميرد، ملائکه و ممتازترين قسمت هاي زمين براى او گريه مى کنند.

15- قالَ (عليه السلام) : الْمُؤْمِنُ بِعَرْضِ کُلِّ خَيْر، لَوْ قُطِّعَ أنْمِلَهً أنْمِلَهً کانَ خَيْراً لَهُ، وَ لَوْ وَلّى شَرْقَها وَ غَرْبَها کانَ خَيْراً لَهُ.([15])

فرمود: مؤمن (هميشه، در همه حالات) در معرض خير و سعادت خواهد بود، چنانچه (در سختى قرار گيرد و) بندهاى بدنش قطعه قطعه شود، برايش خير و خوشبختى است و اگر هم تمام شرق و غرب دنيا در اختيارش قرار گيرد نيز برايش خير و سعادت است.

16- قالَ(عليه السلام): مَنْ اَرادَ أنْ يَکُونَ أقْوىَ النّاسِ فَلْيَتَوَکَّلْ علَى اللّهِ.([16])

فرمود: هرکس بخواهد (در هر جهتى) قوى ترين مردم باشد بايد در همه امور بر خداوند سبحان توکل كند.

17- قالَ (عليه السلام) : أداءُ الاْمانَهِ وَ الصِّدقُ يَجْلِبانِ الرِّزْقَ، وَ الْخِيانَهُ وَ الْکِذْبُ يَجْلِبانِ الْفَقْرَ وَ النِّفاقَ.([17])

فرمود: امانتدارى و راستگويى، هر دو موجب توسعه روزى مى شوند، وليکن خيانت در امانت و دروغگويى موجب فلاکت و بيچارگى و سبب تيرگى دل است.

18- قالَ (عليه السلام) : أبْلِغْ خَيْراً وَ قُلْ خَيْراً وَ لا تَکُنْ إمَّعَه.([18])

فرمود: نسبت به همنوع خود خير و نيکى داشته باش، و سخن خوب و مفيد بگو، و خود را تابع بى تفاوت و بى مسئوليت قرار مده.

19- قالَ (عليه السلام) : تَفَقَّهُوا فى دينَ اللهِ، فَاِنَّ الْفِقْهَ مِفْتاحُ الْبَصيرَهِ، وَ تَمامُ الْعِبادَهِ، وَ السَّبَبُ اِلَى الْمَنازِلِ الرَفيعَهِ وَ الرُّتَبِ الْجَليلَهِ فِى الدّينِ وَ الدّنيا.([19])

فرمود: مسائل و احکام اعتقادى و عملى دين را فراگيريد، چون که شناخت احکام و معرفت نسبت به دستورات خداوند، کليد بينايى و بينش و انديشه است و موجب تماميت کمال عبادات و اعمال مى شود و راهي به سوى مقامات و منازل بلندمرتبه دنيا و آخرت است.

20- قالَ (عليه السلام) : فَضْلُ الْفَقيهِ عَلَى العابِدِ کَفَضْلِ الشَّمْسِ عَلَى الْکَواکِبِ، وَ مَنْ لَمْ يَتَفَقَّهْ فى دينِهِ لَمْ يَرْضَ اللّهُ لَهُ عَمَلاً. وَ قالَ (عليه السلام) : عَظِّمِ العالِمَ لِعِلْمِهِ وَدَعْ مُنازَعَتَهُ، وَ صَغِّرِالْجاهِلَ لِجَهْلِهِ وَلاتَطْرُدْهُ وَلکِنْ قَرِّبْهُ وَ عَلِّمْهُ. ([20])

فرمود: ارزش و فضيلت فقيه بر عابد همانند فضيلت خورشيد بر ستاره هاست و کسى که در امور دين فقيه و عارف نباشد، خداوند نسبت به اعمال او راضى نخواهد بود.

و نيز فرمود: عالم را به جهت عملش تعظيم و احترام کن و با او منازعه منما، و اعتنايى به جاهل مکن، ولى طردش هم نگردان، بلکه او را جذب نما و آنچه نمى داند تعليمش بده.

21- قالَ (عليه السلام) : دَخَلْتُ إلَيْهِ، فَقالَ: لا تَسْتَغْني شيعَتُنا عَنْ أرْبَع: خُمْرَه يُصَلِّي عَلَيْها، وَ خاتَم يَتَخَتَّمُ بِهِ، وَ سِواک يَسْتاکُ بِهِ، وَ سُبْحَه مِنْ طينِ قَبْرِ أبي عَبْدِ اللّهِ ع فيها ثَلاثٌ وَ ثَلاثُونَ حَبَّهً، مَتى قَلَّبَهَا ذاکِراً لِلّهِ کُتِبَ لَهُ بِکُلِّ حَبَّه أرْبَعُونَ حَسَنَهً، وَ إذا قَلَّبَها ساهِياً يَعْبَثُ بِها کُتِبَ لَهُ عِشْرُونَ حَسَنَهً.([21])

فرمود: شيعيان و دوستان ما (در هر حال و در هر کجاکه باشند) از چهار چيز نبايد بى نياز باشند: جانمازى که بر آن نماز بخوانند، انگشترى که در دست نمايند، مسواکى که دندان هاى خود را به وسيله آن مسواک کنند و تسبيحى از تربت امام حسين (عليه السلام) که داراى 34 دانه باشد و به وسيله آن ذکر گويد، که خداوند متعال در مقابل هر دانه آن چهل حسنه در نامه اعمالش ثبت مى كند؛ و چنانچه آن را دست گيرد بدون آن که ذکرى و دعايى بخواند 20 حسنه به او داده مى شود.

22- قالَ (عليه السلام) : صَلوهُ النّوافِلِ قُرْبانٌ اِلَى اللهِ لِکُلِّ مُؤمِن.([22])

فرمود: انجام نمازهاى مستحبى، هر مؤمنى را به خداوند متعال نزديک مى كند.

23- قالَ (عليه السلام) : مَثَلُ الدّنيا مَثَلُ الْحَيَّهِ، مَسُّها لَيِّنٌ وَ فى جَوْفِهَا السَّمُّ الْقاتِلِ، يَحْذَرُهَاالرِّجالُ ذَوِى الْعُقُولِ وَ يَهْوى اِلَيْهَاالصِّبْيانُ بِأيْديهِمْ.([23])

فرمود: مثل دنيا همانند مار است که پوست ظاهر آن نرم و لطيف و خوشرنگ، ولى در درون آن سم کشنده اى است که مردان عاقل و هشيار از آن گريزانند و بچه صفتان و بوالهوسان به آن عشق مى ورزند.

24- قالَ (عليه السلام) : مَثَلُ الدُّنيا مَثَلُ ماءِالْبَحْرِ کُلَّما شَرِبَ مِنْهُ الْعطْشانُ اِزْدادَ عَطَشاً حَتّى يَقْتُلُهُ.([24])

فرمود: مثل دنيا (و اموال و زيورآلات و تجملات آن) همانند آب دريا است که انسان تشنه، هر چه از آن بياشامد بيشتر تشنه مى شود و آنقدر ميل مى کند تا هلاک شود.

25- قالَ (عليه السلام) : لَيْسَ الْقَبْلَهُ عَلَى الْفَمِ اِلاّ لِلزَّوْجَهِ وَ الْوَلَدِ الصَّغيرِ.([25])

فرمود: بوسيدن لب ها و دهان ـ براى يکديگر در هر حالتى ـ صحيح نيست مگر براى همسر و يا فرزند کوچک.

26- قالَ (عليه السلام) : مَنْ نَظَرَ بِرَأيْهِ هَلَکَ، وَ مَنْ تَرَکَ أهْلَ بَيْتِ نَبيِّهِ ضَلَّ، وَ مَنْ تَرَکَ کِتابَ اللهِ وَ قَوْلَ نَبيِّهِ کَفَرَ.([26])

فرمود: هرکس به رأى و سليقه خود اهميت دهد و در مسائل دين به آن عمل کند هلاک مى شود، و هرکس اهل بيت پيغمبر (ص) را رها کند گمراه مى گردد، و هرکس قرآن و سنت رسول خدا را ترک کند، کافر مى باشد.

27- قالَ (عليه السلام) : إنَّ اللهَ لَيُبْغِضُ الْعَبْدَ النَّوّامَ، إنَّ اللهَ لَيُبْغِضُ الْعَبْدَ الْفارِغَ.([27])

فرمود: همانا خداوند دشمن دارد آن بنده اى را که زياد بخوابد، و دشمن دارد آن بنده اى را که بيکار باشد.

28- قالَ (عليه السلام) : التَّواضُعُ: أنْ تُعْطِيَ النّاسَ ما تُحِبُّ أنْ تُعْطاهُ.([28])

فرمود: تواضع و فروتنى آن است که آن چه دوست دارى، ديگران درباره تو انجام دهند، تو هم همان را درباره ديگران انجام دهى.

29- قالَ (عليه السلام) : يُسْتَحَبُّ غَرامَهُ الْغُلامِ فى صِغَرِهِ لِيَکُونَ حَليماً فى کِبَرِهِ وَ يَنْبَغى لِلرَّجُلِ أنْ يُوَسِّعَ عَلى عَيالِهِ لِئَلاّ يَتَمَنَّوْا مَوْتَهَ.([29])

فرمود: بهتر است پسر را در دوران کودکى به کارهاى مختلف و سخت، وادار نمايى تا در بزرگى حليم و بردبار باشد؛ و بهتر است مرد نسبت به اهل منزل خود دست و دل باز باشد و در حدّ توان رفع نياز کند تا آرزوى مرگش را نكنند.

30- قالَ (عليه السلام) : لَيْسَ مِنّا مَنْ لَمْ يُحاسِبْ نَفْسَهُ فى کُلِّ يَوْم، فَإِنْ عَمِلَ حَسَناً إسْتَزادَ اللهَ، وَ إنْ عَمِلَ سَيِّئاً إسْتَغْفَرَاللهَ وَ تابَ اِلَيْهِ.([30])

فرمود: از شيعيان و دوستان ما نيست، کسى که هر روز محاسبه نَفْس و بررسى اعمال خود را نداشته باشد، که اگر چنانچه اعمال و نياتش خوب بوده، سعى کند بر آن ها بيفزايد و اگر زشت و ناپسند بوده است، از خداوند طلب مغفرت و آمرزش کند و جبران نمايد.

31- قالَ (عليه السلام) : ما مِنْ بَلاء يَنْزِلُ عَلى عَبْد مُؤْمِن، فَيُلْهِمُهُ اللّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الدُّعاءَ، إلاّ کانَ کَشْفُ ذلِکَ الْبَلاءِ وَشيکاً، وَ ما مِنْ بَلاء يَنْزِلُ عَلى عَبْد مُؤْمِن فَيُمْسِکُ عَنِ الدُّعاءِ إلاّ کانَ ذلِکَ الْبَلاءُ طَويلاً، فَإذا نَزَلَ الْبَلاءُ فَعَلَيْکُمْ بِالدُّعاءِ، وَ التَّضَرُّعِ إلَى اللّهِ عَزَّ وَ جَلَّ.([31])

فرمود: بلا و گرفتارى بر مؤمنى وارد نمى شود مگر آن که خداوند جل و علا بر او الهام مى فرستد که به درگاه بارى تعالى دعا كند و آن بلا سريع برطرف خواهد شد؛ و چنانچه از دعا خوددارى كند، آن بلا و گرفتارى طولانى شود. پس هر گاه فتنه و بلايى بر شما وارد شود، به درگاه خداوند مهربان دعا و زارى كنيد.

32- قالَ (عليه السلام) : ما فِى الْميزانِ شَيْيءٌ أثْقَلُ مِنَ الصَّلاهِ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمّد.([32])

فرمود: در ميزان الهى نيست عمل و چيزى، سنگين تر از ذکر صلوات بر محمد و اهل بيتش (صلوات الله عليهم اجمعين).

33- قالَ (عليه السلام) : قَليلُ الْعَمَلِ مِنَ الْعاقِلِ مَقْبُونٌ مُضاعَفٌ وَ کَثيرُالْعَمَلِ مِنْ أهْلِ الْهَوى وَالْجَهْلِ مَرْدُودٌ.([33])

فرمود: اعمال شخص عاقل مقبول است و چند برابر اجر خواهد داشت؛ گرچه قليل باشد، ولى شخص نادان و هوسران گر چه زياد کار و خدمت و عبادت کند، پذيرفته نخواهد بود.

34- قالَ (عليه السلام) : وَشَعْرُ الْجَسَدِ إذا طالَ قَطَعَ ماءَ الصُّلْبِ، وَأرْخىَ الْمَفاصِلَ، وَ وَرِثَ الضَّعْفَ وَالسِلَّ، وَ إنَّ النُّورَهَ تَزيدُ فِى ماءِالصُّلْبِ، وَ تُقَّوِى الْبَدَنَ، وَتَزيدُ فى شَخْمِ الْکُلْيَتَيْنِ، وَ تَسْمِنُ الْبَدَنَ.([34])

فرمود: موهاى بدن ـ زير بغل و اطراف عورت ـ چنانچه بلند شود سبب قطع و کمبود آب کمر، سستى مفاصل استخوان و ضعف سينه و گلو خواهد شد، استعمال نوره سبب تقويت تمامى آنها مى باشد.

35- قالَ (عليه السلام) : ثَلاثَهٌ يَجْلُونَ الْبَصَرَ: النَّظَرُ إلَى الخُضْرَهِ، وَ النَّظَرُ إلَى الْماءِالْجارى، وَ النَّظَرُ إلَى الْوَجْهِ الْحَسَنِ.([35])

فرمود: سه چيز بر نورانيت چشم مى افزايد: نگاه بر سبزه، نگاه بر آب جارى و نگاه به صورت زيبا.

36- قالَ (عليه السلام) : إنَّ الاْرْضَ لا تَخُلُو مِنْ حُجَّه، وَ أنَا وَ اللهِ ذلِکَ الْحُجَّهُ.([36])

فرمود: همانا زمين در هيچ موقعيتى خالى از حجت خدا نيست و به خدا سوگند که من خليفه و حجت خداوند هستم.

37- قالَ (عليه السلام) : ألْمُؤْمِنُ مِثْلُ کَفَّتَىِ الْميزانِ کُلَّما زيدَ فى ايمانِهِ زيدَ فى بَلائِهِ.([37])

فرمود: مؤمن همانند دو کفه ترازو است که هر چه ايمانش افزوده شود بلاها و آزمايشاتش بيشتر مى شود.

38- قالَ (عليه السلام) : إنَّما أمِرْتُمْ أنْ تَسْئَلُوا، وَ لَيْسَ عَلَيْنَا الْجَوابُ، إنَّما ذلِکَ إلَيْنا.([38])

فرمود: شما مأمور شده ايد که ـ از ما اهل بيت رسول الله ـ سوال کنيد، وليکن جواب و پاسخ آنها بر ما واجب نيست، بلکه اگر مصلحت بود پاسخ مى دهيم وگرنه ساکت مى باشيم.

39- قالَ (عليه السلام) : ما ذِئْبانِ ضارِبانِ فى غَنَم قَدْ غابَ عَنْهُ رُعاؤُها، بِأضَرَّ فى دينِ مُسْلِم مِنْ حُبِّ الرِّياسَهِ.([39])

فرمود: خطر و ضرر علاقه به رياست براى مسلمان بيش از دو گرگ درنده اى است كه به گله گوسفندى که چوپان ندارد، حمله کنند.

40- قالَ (عليه السلام) : الإيمانُ فَوْقَ الاْسْلامِ بِدَرَجَه، وَالتَّقْوى فَوْقَ الإيمانِ بِدَرَجَه، وَ الْيَقينُ فَوْقَ التَّقْوى بِدَرَجَه، وَ ما قُسِّمَ فِى النّاسِ شَيْيءٌ أقَلُّ مِنَ الْيَقينِ.([40])

فرمود: ايمان، يک درجه از اسلام بالاتر است؛ تقوى نيز يک درجه از ايمان بالاتر، يقين، يک درجه از تقوى بالاتر و برتر است و درجه اى کمتر از مرحله يقين در بين مردم ثمره بخش نخواهد بود.
________________________________________
[1] - کافى: ج 1، ص 50، ح 11، أعيان الشيعه: ج 2، ص 9، نزهه النّاظر: ص 121، ح 1.
[2] - اصول کافي: ج 2، ص 471، ح 2. وسائل الشّيعه: ج 7، ص 44، ح 8674.
[3] - کافي: ج 8، ص 273، ح 409. وسائل الشّيعه: ج 2، ص 408، ح 2490. بحار: ج 59، ص 68، ح 18.
[4] - نزهه النّاظر و تنبيه الخاطر حلوانى: ص 122، ح 2.
[5] - تهذيب الأحکام: ج 6، ص 350، ح 991، وافى: ج 4، ص 433، ح 2273.
[6] - تحف العقول: ص 291، بحارالأنوار: ج 1، ص 150، ضمن ح 30.
[7] - نزهه الناظر و تنبيه الخاطر: ص 123، ح 13، بحارالأنوار: ج 75، ص 140، ح 37.
[8] - نزهه الناظر و تنبيه الخاطر: ص 124، ح 15.
[9] - تحف العقول: ص 213، بحارالأنوار: ج 1، ص 154، ضمن ح 30، و ج 75، ص 312، ضمن ح 1.
[10] - وسائل الشّيعه: ج 2، ص 52، ح 1454.
[11] - وسائل الشّيعه: ج 12، ص 118، ح 15812.
[12] - وسائل الشيعه: ج 25، ص 78، ح 21240.
[13]- تحف العقول: ص 388، س 17، بحارالأنوار: ج 75، ص 303، ضمن حديث 25.
[14] - اصول کافى: ج 1، ص 38، بحارالأنوار: ج 82، ص 177، ح 18.
[15] - کتاب التمحيص: ص 55، ح 109، بحار الأنوار: ج 64، ح ص 242، ح 79.
[16] - بحارالأنوار: ج 75، ص 327، ضمن ح 4.
[17] - تحف العقول: ص 297، بحارالأنوار: ج 75، ص 327، ضمن ح 4.
[18] - تحف العقول: ص 304، بحارالأنوار: ج 2، ص 21، ح 62، و ج 75، ص 325، ح 2.
[19] - تحف العقول: ص 302، بحارالأنوار: ج 10، ص 247، ح 13.
[20] - تحف العقول: ص 303 و ص 209.
[21] - تهذيب الأحکام: 6/75، ح 147، بحار الأنوار: 101/132، ح 61.
[22] - وسائل الشيعه: ح 4 ص 73، ح 4547.
[23] - تحف العقول: ص 292، بحارالأنوار: ج 1، ص 152، ضمن ح 30.
[24] - تحف العقول: ص 292، بحارالأنوار: ج 1، ص 152، ضمن ح 30.
[25] - تحف العقول: ص 302، بحارالأنوار: ج 10، ص 246، ح 12.
[26] - اصول کافى: ج 1 ص 72 ح 10.
[27] - وسائل الشّيعه ج 17 ص 58 ح 4.
[28] - وسائل الشّيعه: ج 15، ص 273، ح 20497.
[29] - وسائل الشّيعه: ج 21، ص 479، ح 27805.
[30] - وسائل الشّيعه: ج 16، ص 95، ح 21074.
[31] - الکافي: ج 2، ص 471، ح 2، وسائل الشّيعه: ج 7، ص 44،ح 8674.
[32] - أصول کافى: ج 2، ص 494، ح 15.
[33] - تحف العقول: ص 286، بحارالأنوار: ج 70، ص 111، ح 14.
[34] - وسائل الشّيعه: ج 2، ص 65، ح 1499.
[35] - وسائل الشّيعه: ج 5، ص 340، ح 3، محاسن برقى: ص 622، ح 69.
[36] - کافى ج 1 ص 179 ح 9.
[37] - تحف العقول: ص 301، بحارالأنوار: ج 78، ص 320، ضمن ح 3.
[38] - مستدرک الوسائل: ج 17، ص 278، ح 35.
[39] - وسائل الشّيعه: ج 15، ص 350، ح 1، مستدرک: ج 11، ص 381، ح 1.
[40] - وافى: ج 4، ص 145، ح 1، بحارالأنوار: ج 67، ص 136، ح 2.

منبع: پايگاه سبطين.

پربازدیدترین آخرین اخبار