تحريف بشارت به ظهور پيامبر خاتم (ص) در کتاب مقدس
کد خبر:۵۶۸۶۷
در محضر آيت الله مکارم شيرازي؛

تحريف بشارت به ظهور پيامبر خاتم (ص) در کتاب مقدس

اگر برخي از جملات کتاب مقدس با عبارت «يعني ...» را بدون عبارت هاي تفسيري آن به کار ببريم، به نتايجي خواهيم رسيد؛ به نظر مي رسد تلاش شده است تا اين متن بشارتي با اضافه کردن عبارت «يعني روح ...» قابل تطبيق بر شخص انساني نباشد.

بشارت هاي کتاب مقدس به ظهور پيامبر خاتم (ص) چگونه تحريف شده است؟

يکي از مهم ترين مقاطع حيات بشري در تمام طول تاريخ، ظهور دين خاتم و قابليت بشر براي برخورداري از هدايت جهاني و هميشگي است. بشارت به اين مهم ترين حادثه تاريخ بشريت در کلمات تمام پيامبران بزرگ خدا و در کتب آسماني از محورهاي مهم تبليغ بوده است.

بر اساس روايات اسلامي، پيامبران بزرگ خداوند به پيامبر پس از خود بشارت داده اند. نوح (ع) به موسي (ع)، موسي (ع) به عيسي (ع)، عيسي (ع) به محمد (ص). در اين ميان بشارت به دين خاتم در کلام پيامبران قبل از عيسي (ع) نيز وجود داشته است.

بشارت به ظهور پيامبر اکرم (ص) و به امت وي آن چنان روشن و ترديد ناپذير بود که به گفته قرآن، اهل کتاب او را چون فرزندان خود مي شناختند(1) و ويژگي پيامبر و ياران او را در کتب آسماني خود مي يافتند.(2)

عيسي (ع) نيز در مورد پيامبر خاتم (ص) حساسيت فوق العاده اي داشت.(3) با وجود اين، متن کنوني کتاب مقدس دربردارنده بسياري از اين بشارت هاي روشن نيست. احتمال دارد با گذشت زمان عبارات محکم به عبارات چند پهلو تغيير يافته باشند.

اگر در بررسي کتاب مقدس به برخي واژه هاي کليدي دقت کنيم و احتمال تغيير در الفاظ يا معاني اين واژه ها را پيگيري کنيم، به نتايج جالبي خواهيم رسيد. براي مثال، در انجيل مرقس آمده است: «و هنگامي که عيسي (ع) در هيکل تعليم مي داد متوجه شده گفت: چگونه کاتبان مي گويند که مسيح پسر داوود (ع) است و حال آن که خود خدا در روح القدس مي گويد که خداوند به من گفت در طرف راست من بنشين تا دشمنان تو را پاي انداز تو سازم. خود داوود (ع) او را خداوند مي خواند پس چگونه او را پسر مي باشد؟»(4)

نويسنده انجيل مرقس با بيان اين نکته نشان مي دهد که عيسي (ع) در مقام خدايي خويش است و اين که پسر داوود (ع) بودن را از خود نفي مي کند، کلامي ظاهري است که منظور از آن اثبات چيزي بزرگ تر است. اما همين عبارت در انجيل برنابا براي اثبات اين مطلب آمده است که مراد از خداوند در مناجات هاي داوود (ع)، معناي مجازي آن يعني انساني قدرتمند و مورد عنايت خداوند و سرور داوود (ع) است و اگر اين شخص فرزند داوود (ع) بود وي را با الفاظي ديگر (چون فرزند) مي خواند.

اين نشان مي دهد که شخص موعود فرزند داوود (ع) نيست: «يعقوب جواب داد اي معلم به ما بگو اين عهد را با که ساخت؟ به درستي که يهود مي گويند با اسحاق (ع) است و اسماعيليان مي گويند با اسماعيل (ع) است. يسوع جواب داد داوود (ع) پسر که و از کدام ذريّه بود؟ يعقوب جواب داد از اسحاق (ع) چون که اسحاق (ع) پدر يعقوب (ع) بود و يعقوب پدر يهودا که از ذريه اوست داوود (ع). پس يسوع جواب داد با خود خيانت (در نصيحت) مي کند زيرا که مي خواند داوود (ع) او را رب در روح (5) که اين چنين گفته: «خداي رب مرا فرمود بنشين به دست راست من تا بگردانم دشمنان تو را جاي سودن قدم هاي تو. مي فرستد خداي عصاي تو را که زود است صاحب تسلط شود در ميان دشمنانت.» پس هرگاه رسول الله که شما او را مسيا مي ناميد، پسر داوود (ع) باشد، پس چگونه او را داوود (ع) رب مي نامد.»(6)

اگر با الهام گرفتن از انجيل برنابا در مزامير داوود (ع) واژه خداوند را در برخي ابواب به رسول الله تفسير کنيم، در مي يابيم که مزامير داوود (ع) کتاب بشارت دهنده  پيامبر خاتم (ص) است نه کتاب بشارت دهنده مسيح (ع)، همچنين در صورتي که در واژه هاي ملکوت خدا، پسر انسان و مواردي از اين دست تأمل کنيم و مثلاً احتمال اشاره ي ملکوت خدا به زمان ظهور پيامبر آخر الزمان را تقويت کنيم، به نتايج جالبي خواهيم رسيد.

از سوي ديگر، برخي از جملات کتاب مقدس با عبارت «يعني ...» تفسير شده اند. اگر اين جملات را بدون عبارت هاي تفسيري آن به کار بريم، به نتايج قابل توجهي خواهيم رسيد. چه بسا اين عبارت هاي تفسيري در بستر زمان و براي دستيابي به اهدافي خاص اضافه شده باشد، براي مثال، در متن بشارتي انجيل يوحنا چنين آمده است: «و من از پدر سؤال مي کنم و تسلي دهنده ديگر به شما عطا خواهد کرد تا هميشه با شما بماند يعني روح راستي که جهان نمي تواند او را قبول کند زيرا که او را نمي بيند...»(7)

به نظر مي رسد تلاش شده است تا اين متن بشارتي با اضافه کردن عبارت «يعني روح ...» قابل تطبيق بر شخص انساني نباشد. در چند آيه بعد هم اين تلاش تکرار شده است: «ليکن تسلي دهنده يعني روح القدس که پدر او را به اسم مي فرستد، او همه چيز را به شما تعليم خواهد داد.»(8)

عهد عتيق هم بيانگر تلاش کاتبان و مفسران کتاب مقدس در اين مورد بوده است. سفر پيدايش داستان قرباني کردن فرزند به دست ابراهيم (ع) را بيان کرده است. در اين ماجرا، خداوند از ابراهيم (ع) مي خواهد که يگانه فرزندش را قرباني کند و پس از امتثال اين فرمان، خداوند به ذات خود قسم مي خورد که چون فرزند يگانه  خود را دريغ نکردي به تو برکت خواهم داد و ذريه تو را فراوان مي کنم و ذريت تو دروازه هاي دشمنان را تصرف خواهند کرد و از اين ذريت تمام امت هاي سرزمين برکت خواهند يافت.

با آن که به گفته عهد عتيق، اسحاق (ع) سالياني پس از اسماعيل (ع) متولد شد و بنابراين، عبارت يگانه فرزند اشاره به اسماعيل (ع) دارد و اين متن بشارت به تسلط فرزندان اسماعيل بر دشمنان و برکت يافتن تمام جهان از فرزندان اسماعيل (ع) دارد و اين متن بشارت به تسلط فرزندان اسماعيل بر دشمنان و برکت يافتن تمام جهان از فرزندان اسماعيل مي دهد، با اضافه کردن عبارت تفسيري «يعني اسحاق» مي توان تمام اين ماجرا را به نفع بني اسرائيل خاتمه داد: «اکنون پسر خود را که يگانه تست و او را دوست مي داري يعني اسحاق (ع) را بردار و بر زمين موريا برو و او را آنجا بر يکي از کوه هايي که به تو نشان مي دهم براي قرباني سوختي بگذران.»(9)

از سوي ديگر، در عهد جديد به مواردي بر مي خوريم که عبارات بشارتي عهد عتيق بر عيسي (ع) منطبق شده است. در انجيل متي، يحيي در بيابان يهوديه مردم را به توبه فرا مي خواند، چون ملکوت خدا يعني آمدن مسيح (ع) نزديک است. يحيي (ع) همان شخصي است که اشعياي نبي (ع) ظهور وي را اعلام کرده است تا مردم را براي آمدن مسيح (ع) آماده سازد:(10) «صداي ندا کننده اي در بيابان راه خداوند را مهيا سازيد و طريقي براي خداي ما در صحرا راست نماييد.»(11) آيا ممکن است نويسندگان عهد جديد که براي اثبات موعود بودن عيسي (ع) نيازمند خلق شخصيتي بودند که بشارت اشعيا (ع) را بر او منطبق کنند. يحيي (ع) را مناسب يافته باشند؟ اين احتمال زماني تقويت مي شود که متن انجيل برنابا را در همين مورد مشاهده کنيم.

بر اساس نقل برنابا، اشعيا (ع) به عيسي (ع) بشارت داده است تا راه را براي پيامبر اسلام (ص) مهيا سازد: «از اين رو فرستادند لاوي ها و بعض کتبه را که از او پرسيده بگويند تو کيستي؟ پس اعتراف نمود يسوع (ع) و فرمود به راستي و درستي که من مسيا نيستم. پس گفتند: کيسي تو بگو تا شهادت دهيم براي آنان که ما را فرستاده اند. پس آن وقت يسوع (ع) فرمود: منم آوازي فرياد کننده در همه يهوديه که فرياد مي کند آماده سازيد راه فرستاده ي پروردگار را چنانچه او نوشته شده است در اشعيا.»(12)

بالاخره نکته اي ديگر که نبايد در متون بشارتي از نظر دور داشت آن است که واژه مسيح به معناي شخص برگزيده لفظي عام است که در عهد عتيق در مورد اشخاص مقدس به کار برده شده است. گرچه عيسي (ع) هم مي تواند مصداقي از اين اشخاص برگزيده باشد، چنان که قرآن کريم هم وي را مسيح دانسته است، اما نبايد تمام بشارات مسيحايي را بر عيسي (ع) تطبيق کرد.(13)

1 . بقره، آيه ي 146؛ مائده، آيه ي 20.
2 . انعام، آيه ي 114؛ فتح، آيه ي 29؛ بحارالانوار، ج 13، ص 347 و ج 22، ص 62، ح 1؛ کنزالعمال، ح 31941، 31960، 32111، 35406 ...
3 . صف، آيه ي 6.
4 . مرقس 35:12.
5 . معني اين جمله آن است که داوود (ع) او را در مقامات روحاني و معنوي و مناجات خود ربّ و پروردگار خوانده است. (برنابا 20:43)
6 . برنابا 20:43.
7 . يوحنا 17:14.
8 . يوحنا 26:14.
9 . پيدايش 1:22.
10 . متّي 1:3.
11 . اشعيا 3:40.
12 . برنابا 4:42.
13 . محمد رضا زيبائي نژاد، مسيحيت شناسي مقايسه اي، ص 213 – 216.

پربازدیدترین آخرین اخبار