«عمار» که بود؟
کد خبر:۵۶۹۸۲
نگاهي به زندگي شهيد راه بصيرت؛

«عمار» که بود؟

عمار منفعل نبود و سخن حق را بيان مي کرد و از عواقب آن واهمه اي نداشت و شکنجه ها را با جان و دل و صرفا براي دفاع از حقيقت تحمل مي کرد.

طاهره ناطقي - گروه انديشه؛ ابويقظان عماربن ياسر عسني در حدود 57سال قبل از هجرت پيامبر(ص)درقبيله بني مخزومبه دنيا آمد.

پدرش ياسر و مادرش سميه از مسلمانان پيشگام و از اولين شهيدان اسلام بودند.

عمار در حدود 48 سالگي در نخستين سالهاي بعثت پيامبر اکرم(ص)و به هنگام اقامت پيامبر در خانه ارقم اسلام آورد ودر اين راه تمام آزارها و شکنجه ها را به جان خريد.

چون از مهاجرين يمني بود و در مکه پايگاه اجتماعي نداشت از مستضعفان به شمار مي آمد . مشرکان بت پرست مکي مستضعفان ساکن مکه مثل عمار  بلال و صهيب را به دليل مسلمان شدنشان شکنجه مي کردند.عمار در زير شکنجه ها ناچار شد براي حفظ جان خويش سخن کفر آميزي را که مشرکان مي خواستند بگويدولي قلبش مالامال از ايمان و عشق به خدا بود.

وي هرچند در رويارويي با پيامبر از اين کار خود شرمنده بود و لي آيه قرآن نازل شد و رفتار تقيه آميز اورا ستودو بر ايمان قلبي او گواهي داد :الا من اکره و قلبه مطمئن بالايمان (آيه106 سوره نحل)

در اثر شکنجه ها به همراه گروهي از مسلمانان به حبشه هجرت کرد واندکي بعد پس از آرامش نسبي مکه به اين شهر برگشت وآنگاه به مدينه هجرت نمود.

عمار در ساخت مسجدالنبي حضور فعال داشت وو قتي با توهين عثمان مواجه شد پيامبر خدا در شان او فرمود :انک من اهل الجنه تقتلک الفئه الباغيه تو از اهل بهشت هستي . ستم پيشگان تو را خواهند کشت.

در جنگ خندق در حفر خندق پيرامون مدينه براي جلو گيري از نفوذ دشمن از فعالترين نيروهاي مسلمان بود که مورد ستايش پيامبر قرار گرفت.

در جنگهاي بدر و  احد و نيز بيعت رضوان همراه رسول خدا حضور يافت و در همه اين نبردها از پيشگامان لشگر اسلام بود.

عمار همچون سلمان از محرمان اسرار امير المومنين و فاطمه زهرا (س)بود.

در جريان سقيفه از مخالفان و معترضان به اين جريان بود و در مواقع مختلف از امام (ع) دفاع کرد.علي (ع)به گونه اي کم نظير او را ستود و در باره او فرمود :خدا عمار را رحمت کند کجا همانند او يافت مي شود به خداي کعبه او داراي صداقت است.

با رحلت رسول خدا و انحراف حرکت جامعه مسلمانان از صراط مستقيم ولايت  عمار با شناخت روشن و روشنگر خود لحظه اي در راهي که پيش رو داشت ترديد نکرد و بدون توجه به وسوسه هاي موقعيت اجتماعي و منافع اقتصادي و ... از بيعت با خليفه اول امتناع کرد.

با صراحت تمام و در مقاطع مختلف از حقانيت امام علي(ع)سخن گفت.

 با چند تن از اصحاب پيامبر (ص)همچون سلمان فارسي  ابوذر غفاري  مقدادبن اسود  ابو ايوب انصاري  خزيمه بن ثابت  عثمان بن حنيف  سهل بن حنيف  به مسجد آمدند و در دفاع از حق علي (ع)که حق حکومت بود در حضور مسلمين به بيان سخنراني پرداختند.سخنان عمار در آن جمع چنين بود :

"اي گروه قريش و اي مسلمانان  اگر ندانسته ايد بدانيد که اهل بيت پيامبر شما شايسته ترين ميراث بران و مقاوم ترين افراد در امر دين و ايمن ترين مومنينند که نگهبان ملت و خير خواه امت اويند. پيش از آنکه دوستي شما نسبت به خاندان او متزلزل شودو دينتان ضعيف گردد و واقعيت شما آشکار گردد و سيل فتنه به شما روي آورد حق را به اهلش بر گردانيد.پيش از آنکه در ميان شما اختلاف پديد آيد و دشمن در شما طمع ورزيده و دين شما را ضايع گرداند.

مي دانيد که بني هاشم از شما شايسته تر و علي (ع)طبق پيماني که خدا و رسولش با شما بسته اند ولي شماست.امتيازات آشکار علي (ع)را مي دانيد. پيامبر در هاي خصوصي خانه هاي شما را از طرف مسجد بست  مگر در خانه علي(ع)را. و فاطمه دختر ارجمندش را به همسري به او داد و در باره او فرمود : من شهر علم و حکمتم و علي در آن است . هر کس خواستار دانش باشد بايد از در آن وارد شود.شما در مشکلات ديني نا چاريد به او مراجعه کنيد ولي او از شما بي نياز است.

سوابق نيکويش را مي دانيد ولي هيچ يک از اين سوابق درخشان در شما نيست.پس چه شده است که از او دست کشيده ايد و حقش را ربوده ايد؟ بدانيد که کيفر ستمکاران بد است. به دوران جاهليت باز نگرديد که زيان مي بينيد.

عمار ضمن  حمايت از علي (ع) از شيوه هاي فاطمه زهرا (س) در دفاع از ولايت پشتيباني مي کرد. به اين علت سختيها و دشمنيهاي سران ستم را به خاطر خشنودي فاطمه زهرا(س)پذيرا شد و تا زماني که آن حضرت زنده بود تن به بيعت نداد و تنها به خاطر حفظ وحدت مسلمين آن هم پس از شهادت فاطمه (س)راضي به بيعت شد.

در جريان شهادت حضرت زهرا (س) يکي از معدود افرادي بود که طبق وصيت آن بانوي گرامي در تشييع پيکر مطهرش شرکت کرد.

عمار از افراد گروه "شرطه الخميس "بود که براي فداکاري در راه دين و حمايت از رهبري امام و اطاعت از همه فرمانهاي او پيمان جان با آن حضرت بستند.

او همانگونه که در طول حيات پيامبر مومني جان بر کف و مدافع اسلام بود در دوران امامت علي(ع)نيز شيعه اي مخلص و استوار بود ودر رکاب وي با متجاوزان و پيمان شکنان جنگيد.

در جنگ يمامه که جنگ مسلمانان با مرتدان بود در لحظات دشوار در گيري شجاعانه با دشمن مي جنگيد و در حاليکه زخمي شده بود و گوشش آسيب ديده وآويزان بود با ديدن روحيه ضعيف مسلمانان  بر تخته سنگي بالا رفت و رزمندگان اسلام را به مقاومت و پايداري دعوت کرد و با معرفي خود به سپاه اسلام فرياد کشيد "آيا از بهشت فرار ميکنيد ؟" نيروهاي ضعيف شده با ديدن عمار و رشادتهاي او با همان حال جراحت و خونريزي نيرو و توان گرفتند و دوباره پيرامون او گرد آمدند. با بسيج نيروها وآرايش رزمي

دلاوران تهاجم دشمن را دفع کردند و با رشادت و مقاومت خود سبب پيروزي سپاه اسلام در اين جنگ شدند.

عمار در زمان خليفه دوم  مدتي عهده دار امارت و ولايت کوفه بود ودر زمان مسئوليتش در اين شهر همجنان روحيه تواضع و اخلاص و ساده زيستي را حفظ کرد و کوشيد تا از عدل و حق فاصله نگيرد.

در سنگر نهي از منکر تلاشي چشمگير داشت ودر دوره خليفه سوم  به سوئ استفاده هاي وابستگان خليفه از بيت المال انتقاد و اعتراض مي کرد و به خاطر همين رفتارش مورد خشم دولتمردان  قرار گرفت.وقتي عثمان با سخنان منطقي عمار و انتقاد صريح او از چپاول ثروت مسلمانان از ناحيه حکومت مواجه شد وي را به شدت مورد ضرب و جرح قرار داد و لگدهاي او بر شکم عمار باعث شد عمار به بيماري فتق مبتلا شود.

 چون به خاطر عمل به وظيفه اسلامي زبان به انتقاد گشوده بود ناراحتي هاي اين راه را به جان خريد و پس از آزارهايي که در اين راه متحمل شد گفت " در هر حال خدا را سپاس گزارم .اولين بار نيست که در راه خدا شکنجه مي شوم."

پس از قتل عثمان از دعوت کنندگان مردم به بيعت با علي(ع)بود و خود از نخستين بيعت کنندگان با امام بود.

در جنگ جمل براي اتمام حجت به موعظه و ارشاد روي آورد و خطاب به جمليان گفت :

" اي مردم شما در باره پيامبر به انصاف رفتار نکرده ايد زيرا زنان خود را در خانه ها محفوظ نگه داشته ايد و همسر پيامبر را از منزل بيرون آورده و در صحنه کارزار در برابر شمشيرها و تير و نيزه ها قرار داده ايد."

هنگامي که به ميدان نبرد صفين گام نهاد اين سخنان را گفت:

"بندگان خدا به نبرد قومي برخيزيد که انتقام خون کسي را ميخواهندکه به خودش ستم کرد و بر خلاف کتاب خدا حکم نمود و او را گروه صالح /منکر تجاوز و آمر به معروف کشتند.ولي گروهي که دنياي آنان در قتل او به خطر افتاد زبان به اعتراض گشودند و گفتند که چرا او را کشتند؟ در پاسخ گفتيم به سبب کارهاي بدش کشته شد .گفتند او کار خلافي انجام نداد.

آري از نظر آنان عثمان کار خلافي انجام نداد. دينارها در اختيار آنها نهاد و خوردند و چريدند. آنان خواهان خون او نيستند بلکه لذت دنيا را چشيده اند وآن را دوست دارند و مي دانند  که اگر در چنگال ما گرفتار شوند از آن خوردنيها و چريدنيها باز خواهند ماند."

عمار مدافع بيت المال بود . نسبت به اسلام صداقت و تعهد داشت.

منفعل نبود و سخن حق را بيان مي کرد و از عواقب آن واهمه اي نداشت.و شکنجه ها را با جان و دل و صرفا براي دفاع از حقيقت تحمل مي کرد.

بصيرت و بينش روشن نسبت به فضاي موجود در جامعه داشت . در عرصه هاي مختلف به موقع حاضر مي شد.

هوشياري سرشار نسبت به شيوه هاي حمايت از نبوت و ولايت  از خود نشان ميداد.

از اسلام ناب محمدي شناخت صريح و دقيق داشت ورفتار آگاهانه وانديشمندانه اي در برخورد با حوادث گوناگون روزگارش اعمال مي کرد.

ساده زيست بود و دغدغه موقعيت اقتصادي و مرتبه اجتماعي نداشت و همه هم و غمش زنده نگه داشتن جريان ولايت بود.

به مولا و مقتدايش وفاداري کامل و جامع داشت و براي جلوگيري از تشتت جامعه مسلمانان همگان را به اطاعت محض از مقام ولايت فرا مي خواند و خود مطيع محض ولايت و مدافع سر سخت آن بود.

مجسمه ولايتمداري بود  وهمه چيز را در راه آن قرباني مي کردواز بذل جان در اين راه ابايي نداشت .

چراغ هدايتش نبوت و خط پيامبرو امتداد آن يعني ولايت بود.

نصايح پيامبر اکرم (ص)در باب پشتيباني از مقام ولايت  را هر جا لازم بود يادآوري ميکرد و مسلمانان را از عواقب نا فرماني و تنها گذاردن  مولا بيم ميداد.

خستگي ناپذير بود و آزار هاي زباني و عملي دشمنان ولايت او را از پي گيري راه درستي که در پيش گرفته بود منصرف نکرد

و سر انجام شهادت را در94 سالگي در جنگ صفين در آغوش گرفت و پايان خوشي بر سالها ي آميخته با رنج و دردش ثبت نمود./انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار