تفرقه توطئه دشمنان
در سال 39 هجرى قمرى بعد از جنگ صفين حرقوص كه او را ذوالثديه مى گفتند و رئيس خوارج بود به زُرعَه و اشعث گفت، اگر فرصت پيدا كردند با على مقاتله كنند.
در آن هنگام على(عليه السلام) مشغول آماده سازى لشكر جهت عزيمت به سوى شام و جنگ با معاويه بود.
خوارج بعد از اطلاع از اين موضوع، در حروراء جمع شدند و عبدالله بن وهب را به عنوان رئيس خود انتخاب نموده و روانه نهروان شدند. على(عليه السلام) نيز به جانب نهروان روانه شد و دو فرسخ دورتر از خوارج فرود آمدند، حضرت(عليه السلام) عبدالله بن عباس و صعصعة بن صوحان وقنبر را فرستاد تا آنان را نصيحت كنند، ولى مؤثر نبود، خود حضرت نيز تشريف برد و سخنانى را ايراد نمود باز تأثير نكرد آخرالامر تصميم به جنگ گرفت.
خوارج (مارقين) افرادى بودند كه از كثرت سجود و عبادت پيشانى آنها پينه بسته بود، شب ها به عبادت و روزها به روزه دارى مشغول بودند ولى چون به جهالت عبادت مى كردند كافرشدند و بر امام(عليه السلام) خروج نمودند. تعداد آنها دوازده هزار نفر بود اما هشت هزار نفر از آنها به لشكر حضرت على(عليه السلام) ملحق، و از مابقى آنان 3901 نفر كشته شدند. ولى از لشكر على(عليه السلام) تنها 9 نفر شهيد شدند، همانگونه كه قبلاً حضرت فرموده بود: «از ما ده نفر كشته نمى شود واز آنها ده نفر نمى ماند».(1)
1- حوادث الايام، 62