معنایی بر سينماي معناگرا
تاريخچه سينماي معناگرا
اصطلاح سينماي معناگرا تقريباً از سالهاي 82 و83 در حوزه معاونت سينماي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، مطرح و به تدريج يكي از بحثبرانگيزترين مسائل هنري و فرهنگي - چه در ميان جامعه سينماگران و چه مسئولان و متوليان فرهنگ و هنر كشور- شد.
عدهاي در اين ميان با اظهارنظرها و مواضع خويش به دفاع از اين بحث يعني ورود يك مقوله جديد با عنوان سينماي معناگرا به عرصه مسائل هنري كشور پرداختند و در سوي ديگر نيز كساني بودند و هستند كه اعتقاد داشتند طرح مسئله سينماي معناگرا و خطكشي ميان فيلمهاي سينمايي از اين منظر، اساساً اشتباه بوده و اين مسير بيراهه ميباشد.
گذشته از نظرات موافق و مخالف، ايرادي كه هنوز هم ميتوان به طرح اين بحث وارد كرد، اين است كه متأسفانه از آغاز تا به امروز تعريف جامع و متفقالقولي درباره مفهوم سينماي معناگرا ارائه نشده و هرچند عدهاي در اينباره تعاريفي هم ارائه كردهاند، به نظر ميرسد ميتوان به آن نيز خدشه وارد نمود.
چيستي سينماي معناگرا
شايد در يك نگاه بتوان سينماي معناگرا را چنين تعريف كرد: «سينماي معناگرا، سينمايي است كه توجه عميق به واقعيتهاي روزمره زندگي بشري را با عطف به رموز باطني و معنوي آن، مورد نظر قرار ميدهد؛ بدين معنا كه اين سينما ميكوشد از صورت مسائل به معناي آنها، از ظاهر قضايا به باطن آنها، از ماده به جان و از جسم به روح گذر كند و البته هيچ كدام را هم ناديده باقي نگذارد.»
البته برخي كارشناسان و صاحبنظران سينمايي نيز با ارائه تعاريفي معتقدند سينماي معناگرا و سينماي ديني اگرچه اشتراكات فراواني با هم دارند، اما يكي نيستند و با يكديگر تفاوت اساسي دارند. بهطور خلاصه ميتوان گفت سينماي ديني به مسائل و مباحث عمده حوزه دين كه مورد پذيرش دينداران است توجه ميكند، حال آنكه سينماي معناگرا دايره شمول گستردهتري به مباحث معنوي و دروني جامعه دارد و در كنار آن، به امور عادي و روزمره انسان ميپردازد و به همين سبب، انعطافپذيري بيشتري هم دارد.
چند نكته ضروري
در طول ساليان اخير، بحث درباره سينماي معناگرا فراوان بوده اما به اعتقاد نگارنده در لابهلاي اين مباحث كه ميتواند در جاي خود مفيد و ارزنده هم باشد، بايد به چند نكته حياتي توجه لازم شود؛ در اينكه سينماگران ما بايد در شرايط هجمه فرهنگي دشمن يا به فرمايش دقيقتر رهبر معظم انقلاب «شبيخون فرهنگي» غرب عليه مباني اسلامي و ارزشي جامعه ما، به سمت بهرهگيري مناسب از مفاهيم و مظامين مذهبي، معنوي و انساني در ساختار فيلمهاي سينمايي خويش بروند، شكي نيست؛ اما همانطور كه گفته شد، در آغاز بايد يك تعريف جامع و مقبول از اين سينما به همراه ويژگيها و مختصات اساسيآن ارائه شود. بيتوجهي به اين مسئله مهم ميتواند اين نوع از سينما را به ورطه پوچي و نابودي بكشاند و به نوعي نقض غرض ايجاد كند.
مسئولان و متوليان فرهنگي كشور نبايد به فيلمهاي عامهپسندي كه محتواي آنها معناگرا نيست و صرفاً به مسائل ظاهري و سطحي پرداختهاند، برچسب معناگرايي بزنند؛ چه آنكه در غير اين صورت به ناچار بايد در انتظار بروز بازار مكارهاي از سوي كساني شد كه عرصه سينماي كشور را خواه ناخواه دچار معضلاتي چون عوامزدگي، جادوگري، ابتذال و پوچي ميكنند؛ دقت فراوان مسئولان در اين خصوص قطعاً چارهساز است.
غربزده نشويم!
با توجه به اين نكته كه پديده سينما از جهان غرب وارد كشور ما شده و متأسفانه هنوز هم آنطور كه بايد و شايد، بومي نشده است. نميتوان بهطور كلي بر روي سينماي درونگراي غرب چشم بربست، هرچند اعتقاد دارم نبايد به دام غربزدگي هم افتاد و تسليم فرهنگ غربيان شد.
بيگمان، تلاش براي تحقق سينماي ملي و اسلامي در كشور كه از جمله مهمترين منويات مقام معظم رهبري است، ميتواند گام مهمي در مسير تحقق سينماي معناگرا، گسترش و حتي صدور آن به خارج از مرزهاي كشور تلقي شود.
تأثير فيلم معناگرا تا به كجا است؟!
با نگاهي كوتاه و گذرا به دلايل مقبوليت و موفقيت آثار سينمايي ديني و مذهبي نزد مخاطبان و تماشاگران وطني كه يكي از زيرشاخههاي سينماي معناگرا ميباشد، به خوبي به ايننكته رهنمون ميشويم كه گرايش به اخلاق و ترويج ارزشهاي انساني و معنوي حتي در جوامع دورافتاده از دين و سكولاري به چشم ميخورد و اين هم امري است كه ذات انسان ناخودآگاه به سوي آن ميرود.
از سويي شخصيتهايي كه در آثار سينمايي مذهبي ميبينيم، هميشه گرايشهاي متعالي چون عشق به خدا، ايمان، ادب، تواضع، ايثار و... را ترويج ميكنند؛ مسائلي كه بيشك در تمامي اديان بر روي آنها تأكيدات ويژهاي ميشود. بيدرنگ وقتي ما در يك فيلم مذهبي و يا حتي در معناي عامتر آن معناگرا با شخصيتي انساندوست، مهربان، بخشنده و عاشق روبهرو ميشويم، بايد هم انتظار داشته باشيم كه فطرت اخلاقدوست انسان، او را به سوي رابطه با شخصيت فيلم و خود آن فيلم بكشاند.
همچنين بايد گفت انسانهايي كه در فيلمهاي مذهبي در پناه تعاليم مذهبي و ديني قرار ميگيرند و در نهايت به رستگاري ميرسند، نمونههاي كامل و خوبي براي تماشاگران هستند؛ چرا كه ذات انسان از خشونت و مسائل غيراخلاقي رويگردان است و اگرچه ميل به جاهطلبي، هميشه وجود دارد اما اكثريت افراد يك جامعه علاقه دارند كه اخلاقمدار و ارزشگرا باشند تا نافي آنها.
هدف از درج جملات مذكور اين است كه مسئولان نظام بهويژه متوليان و دستاندركاران حوزه فرهنگ و هنر كشور در كنار توجه به مقولات مختلف هنري، به بحث سينماي مذهبي و معناگرا كه بيگمان ميتواند تأثير بسزايي را بر پيكره يك اجتماع بگذارد، توجه ويژهاي داشته باشند و بدانند كه اگر جمهوري اسلامي ايران ميخواهد طلايهدار نهضت سينماي اسلامي در جهان باشد، راهي نيست مگر حمايت مالي و معنوي از سينمايي كه به واقع ارزشهاي انساني و اسلامي را در خود نمايان سازد. البته در اين زمينه هم نبايد به شعار اكتفا كرد و عمل، شرط ضروري است.
تماشاگر، طالب سينماي معنوي است
اگر بپذيريم سينما به عنوان يك رسانه همگاني قوي و جريانساز از جايگاه بس والايي در جامعه برخوردار است - جايگاهي كه هم ميتواند موجبات رشد و تعالي اعضاي آن جامعه را فراهم كند و يا برعكس، آنان را به سراشيبي سقوط، تباهي و بيهويتي نزديك و نزديكتر سازد - لاجرم بايد قبول داشته باشيم كه نميتوان اين سينما را به حال خود رها كرد؛ بلكه بايد با حمايت و برنامهريزي آن را به سمت معنويت و اخلاقگرايي سوق داد، بهويژه در شرايطي كه به نظر ميرسد تماشاگران سينماروي ما علي رغم كشش اجتناب ناپذيرشان به سينماي كمدي عامه پسند در ساليان اخير عطش و علاقه زيادي هم به سينماي معنوي پيدا كردهاند منتهاي مراتب در اين ميان آنچه كه مهم است در وهله نخست ضرورت شناخت درست مختصات سينماي معناگرا به معناي واقعي ـ البته نه آن سينمايي كه براي عده اي سو استفاده كننده بيشتر به دكان سوداگري شبيه است ـ و در مرتبه بعد لزوم پياده كردن ايده هاي اين سينما مي باشد.
سید محمد مهدی موسوی
/انتهاي پيام/