كتاب «چه شد كه چنان شد؟» منتشر شد
به گزارش گروه سياسي «شبکه خبر دانشجو» به نقل از مركز ارتباطات و اطلاع رساني نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاهها، اين كتاب در زمستان 77 (1999) براي اولين بار در سانفرانسيسكو از سوي نشر «آران» در شمارگان 500 نسخه به چاپ رسيده است.
احمد احرار در اين كتاب طي مصاحبهاي با ارتشبد عباس قرهباغي، رئيس ستاد بزرگ ارتشتاران در زمان پهلوي دوم در 13 بخش درگيريهاي خونين قم و تبريز، دولت آشتي ملي، اعلام حكومت نظامي، بيماري شاه، هفدهم شهريور، آتش سوزي سينما ركس آبادان، فشنگهاي سفيد، دولت نظامي، ارتش و كودتا، تيري كه به هدر رفت، هايزر در تهران، كنفرانس گوادلوپ و پيامدهاي آن، اعلام بيطرفي و سرنوشت ارتش، رخدادهاي سال 1356 و 1357 را مد نظر قرار دارد.
متن پيام محمدرضا پهلوي كه طي آن به خطاهاي گذشته اذعان ميكند، مذاكرات آخرين جلسه شوراي فرماندهان در 9 بهمن 57 و اصل اعلاميه ارتش به صورت دستخط از ديگر موضوعاتي است كه در «چه شد كه چنان شد؟» آمده است.
در زندگينامه ارتشبد قرهباغي ميخوانيم: عباس قرهباغي در سال 1297 خورشيدي در تبريز در كوچه قره باغيها متولد شد. گفته ميشود وي بعد از پذيرفته شدن در دانشكده افسري تهران به دليل داشتن خط خوبش در همان سال به عنوان منشي مخصوص محمدرضا پهلوي انتخاب شد.
از جمله مسئوليتهاي وي فرماندهي لشكر پنج پياده گرگان، فرماندهي لشكر يك گارد، رياست ستاد نيروي زميني، جانشيني فرمانده نيروي زميني، فرماندهي سپاه يكم غرب كرمانشاه، فرماندهي ژاندارمري كل كشور، وزير كشور در دولت دوم شريف امامي و كابينه ارتشبد ازهاري، سرپرستي وزارت امور اقتصادي در همين دولت و آخرين سمت وي رياست ستاد بزرگ ارتشتاران بود كه با پيروزي انقلاب اسلامي بعد از 14 ماه اختفا در تهران به اروپا گريخت و سرانجام در مهرماه 1379 از دنيا رفت.
در بخشي از نقد كتاب آمده است: سرعت رخدادهاي پي در پي و درهم تنيده منجر به پيروزي انقلاب اسلامي، بويژه در اوج خيزش سراسري مردم در سالهاي 56-57 ، هر چند ابتكار عمل را از آمريكا و انگليس و دستگاه ديكتاتوري مورد حمايت آنها در ايران كاملاً سلب كرد، اما بعدها همين كثرت و تنوع فعل و انفعالات سياسي موجب غفلت از تبيين و واكاوي تاريخي دقيق آنها شد و ساز و كار انقلابي كه توانست با امواج مردمي و توان نه چندان قابل محاسبه آن به صورت كاملاً آرام و تدريجي- البته قهرآميز- ابزارهاي قدرت بزرگترين نيروي سلطهگر جهان را ناكارآمد سازد؛ به همين دليل چندان شناخته نشد، لذا در حالي كه چگونگي تحقق اين پديده كم نظير سياسي ميتواند باب جديدي در معادلات قدرت در جهان معاصر بگشايد.
هرچند مؤسسات تاريخ پژوهي در خارج كشور با حمايتهاي ويژه به امر جمع آوري و انعكاس هدايت شده روايتهاي صاحبمنصبان دستگاه ديكتاتوري پهلويها ميپردازند، اما همين امر يعني اطلاع از مسائل داخلي جبهه مقابل مردم بعضاً ميتواند حلقههاي گمشده تاريخ معاصر ايران را تكميل كند. «چه شد كه چنان شد؟» از جمله آثاري است كه با همين رويكرد توليد شده است.
جهت گيريهاي خاص مصاحبه كننده در برخي از فرازهاي مصاحبه با ارتشبد قره باغي آن چنان پررنگ است كه خواننده اثر از تلاش اصرارگونهاش براي القاي مطلبي به مصاحبه شونده متأسف ميگردد، با اين وجود همين طرح بحثها و سوالات القايي در مورد چگونگي پيروزي انقلاب اسلامي در فراز ديگري مجبور به نقض اظهارات قبلي و اعتراف به برخي واقعيتها ميشود./انتهاي پيام/