تا تنور «آشتي» گرم است بايد «نان حکميت» را چسباند
کد خبر:۵۷۴۴۱
بازگشت خواص از زاویه ای دیگر - حسین قدیانی؛

تا تنور «آشتي» گرم است بايد «نان حکميت» را چسباند

بله ما لنگ همین بودیم که آقای شیخ، بر قانونی بودن دولت صحه بگذارد که گذاشت. الان باید از خر شیطان عدالت آمد پایین. تا تنور آشتی گرم است باید «نان حکمیت» را چسباند. الان دیگر تندروی جواب نمی‌دهد.

به گزارش گروه پاتوق شیشه ای «شبکه خبر دانشجو»، حسین قدیانی در نوشته ای طنزآلود با اشاره به موضوع بازگشت و توبه خواص و سران فتنه، نوشت:

وزير بي‌آبروي خاتمي ديروز مي‌گفت:من انگليسي نيستم. راست مي‌گويد؛ مهاجراني انگليسي نيست اما انگليس را حتي بيشتر از سر الکس فرگوسن اسکاتلندي دوست دارد و امام، هم بسيجي بود و هم بسيجي‌ها را دوست داشت و اينها مي‌خواهند سر به تن بسيج نباشد. اتفاقا آن زماني که امام گفت من بر دست و بازوي شما بسيجيان بوسه مي‌زنم، نه همت بود و نه باکري؛ يکي در خيبر به شهادت رسيده بود و ديگري در بدر. من در جنگ تحميلي نبودم اما در جنگ نرم، جمل را به چشم خود ديدم؛ اتفاقا آن خانم هم بود که نشسته بود روي کوهان شتري که ضدگلوله بود و داشت با سايت «قطام نيوز» مصاحبه مي‌کرد و به مردم مي‌گفت: بريزيد در خيابان‌هاي کوفه و علي را تنها بگذاريد. احترام عايشه را بايد نگه داشت؛ آري اما به قيمت تنها شدن علي؟به اين قيمت که خليفهًْ‌الله، زلف آه را به سينه چاه گره بزند؟به قيمت اَينَ عمار؟! اگر احترام نزديکان پيامبر واجب است پس چرا به صورت زهراي بتول سيلي زدند و اغيار، پهلويش را شکستند بين در و ديوار؟! جالب است؛ آنهايي که «پيامبر» را ابتر مي‌خواندند، نگران توهين به همسر رسول خدا شده‌اند! مگر خديجه همسر پيغمبر نبود؟

امروز يکي برايم کامنت گذاشته بود که به سران فتنه نگوييد طلحه. چشم! از اين به بعد فارسي را پاس مي‌داريم و زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «زبير»مي‌گوييم «کميل» و معاويه را امير‌المومنين خطاب مي‌کنيم و حق را مي‌دهيم به باطل و در گودي قتلگاه با شمر همکاري مي‌کنيم.

آقاي «گل آقا»! خدايت رحمت کند؛ نوشتي «خاتمي» و همان خاتمي خوانده شد ولي ما در 9 دي نوشتيم «محاکمه» اما خوانده شد «مناظره». نوشتيم «گوشمالي» اما خوانده شد«ماستمالي». نوشتيم «ولايت» اما خوانده شد «حکميت». نوشتيم«ابن عباس» اما خوانده شد«ابوموسي». نوشتيم «کربلا» اما خوانده شد «کوفه». نوشتيم «بين‌الحرمين» اما خوانده شد «بينابين». نوشتيم «اقتدار» اما خوانده شد «اعتدال». نوشتيم «دادگري» اما خوانده شد «ميانجيگري».

اصلا آقاي آملي لاريجاني! چطور است به جاي سران فتنه، مرا بازداشت کنيد! بزنيد؛ اين گردن من. بهانه هم داريد. من به همه اين حضرات توهين کرده‌ام. من براي شتر آن خانم پِهن هم بار نکردم. من احترام الاغ طلحه را نگه نداشتم. فکر نمي‌کردم اين زبان بسته، ضدگلوله باشد! نيروي انتظامي بايد روي کله من يک دايره بکشد و از مردم بخواهد مرا شناسايي کنند و تحويل کلانتري بدهند. اصلا يک کليک کنيد روي ملت در 9 دي، بعد با فتوشاپ روي سر تک‌تک‌شان دايره بکشيد. آري! يحتمل، فتنه کار من بود.

مقصر من بودم؛ با جورج سوروس من مذاکره کردم. من تهمت تقلب زدم. عاشورا کار من بود. نامه سرگشاده را من نوشتم. اعتراف مي‌کنم! موسوي را بازداشت نکنيد. به خاتمي از گل نازک‌تر نگوييد؛ ناراحت مي‌شود.

حضرت آيت‌الله هاشمي‌رفسنجاني که استوانه نظام است. موسوي خوئيني‌ها که انقلابي است. صانعي که... است. آن يکي که در پاريس با امام بوده. اين يکي که در نجف با امام بوده. آن ديگري که در ترکيه با امام بوده. ديگري در هواپيما با امام بوده، ‌آن يکي پاي پلکان بوده، اون در بيمارستان غش کرده. اين يکي هم که انقلاب ارث پدرش است. شيخ هم که کلا تعطيل است! با اين حساب سران فتنه، من بودم و سردبير «وطن‌امروز» و اسي سگ دست و اصغر قالپاق و شيخ رشيدالدين وطواط! . . . آره بابا، بياييد همه با هم بخنديم و از زندگي در کنار شيخ اصلاحات لذت ببريم! شيخ تپل‌ترين اپوزيسيوني است که يک نظام مي‌تواند داشته باشد.

وانگهي، مگر ما چند روز زنده‌ايم که حالا بخواهيم اين زمان اندک را به دعوا سپري کنيم. حق با سهراب بود که مي‌گفت: آب را گل نکنيد. آقاسي اشتباه کرد که گفت: شيعه بايد آب ها را گل کند. آقاسي تندرو بود و به جاي «شيعه نامه» بايد نامه مي‌نوشت خطاب به حسين‌بن علي و حضرت را دعوت مي‌کرد به کوفه و بعد مي‌زد زير بيعتش. همين شيخ، بعد از 7 ماه فتنه، رئيس‌جمهور را گفته قبول دارد. حالا يک مقدار هم اين‌ور کوتاه بيايد؛ همه چيز درست مي‌شود. کلاه شرعي هم برايش درست مي‌کنيم؛ مگر «علي» نگفت لذتي که در عفو هست در انتقام نيست. امام هم خدا رحمتش کند؛ تکيه کلامش اين بود:«وحدت کلمه». بله ما لنگ همين بوديم که آقاي شيخ، بر قانوني بودن دولت صحه بگذارد که گذاشت. الان بايد از خر شيطان عدالت آمد پايين. تا تنور آشتي گرم است بايد «نان حکميت» را چسباند. الان ديگر تندروي جواب نمي‌دهد. شلوغ نکن. صدايش را در‌نياور! هيس! خفه شو عدالت. بتمرگ سر جايت. الان وحدت گرفته خوابيده، سر و صدا کني بيدار مي‌شود. گوشت با من هست؟! شتر ديدي، نديدي! حتي شتر عايشه را. شتر را ول کن. بياييد همه با هم گاو باشيم و روي سرمان شاخ داشته باشد و خودمان را بزنيم به نفهمي! روي پيشاني ما نوشته خر؟ آقاي شيخ از همه جا بي‌خبر؟! حيف محافظاني که مجبورند به جاي انقلاب از تو محافظت کنند.

ما آدميم و ديديم که همجنس‌بازها، بهايي ها، رقاصه‌ها و دلقک ها، پشت نامه‌هاي تو که البته يکي ديگر برايت مي‌نوشت، زبان باز کردند و به ريش انقلاب خنديدند! اگر امام هم بود جرأت داشتي غائله بر پا کني؟100 سال سياه مي‌خواستم دولت را قبول نکني. مشکل تو احمدي‌نژاد نيست، سادگي توست که مفت، امام را به شهرام فروختي. نامه‌اي که امام به تو داد وصيتنامه‌اش بود و تو حنجره‌ات را به ثمن بخس فروختي به فرياد نااهلان و نامحرمان و دربست اجاره دادي گلويت را به عدو و دشمن هر چه فرياد داشت از حلقوم تو نثار انقلاب مظلوم ما کرد. حالا ما بايد احترام تو را نگه داريم. احترام موسوي را. احترام خاتمي را. اوجب واجبات، اين روزها حفظ نظام نيست، حفظ احترام سران فتنه (حفظهم الله)است.

تنها يکجا جايز است که نماز را بشکنيم؛ وقت ميانجيگري. راستي، اسلام کي گفت «ان اکرمکم عندالله آشتيکم»؟! من در اين جنگ نرم، احاديث جعلي زياد ديدم و همچنين آدم‌هاي جعلي و خط امام جعلي و شهداي جعلي و خواص جعلي و قرآن جعلي و قانون اساسي جعلي و همت جعلي و باکري جعلي. شتر جمل اما خودش بود؛ شتر کلا زياد عمر مي‌کند، بويژه که شتر جمل علاوه بر بيمه عمر، بيمه «شخص» ثالث هم دارد و صاحب شتر چون عمرش به دنيا نبود و مرده بود، نقشش را داد يکي ديگر بازي کند.

جناب بازيگر! شترسواري دولا دولا نمي‌شود، حتي در جنگ جمل. آن کس که خربزه مي‌خورد بايد پاي لرزش بنشيند. به ما چه که شما به هدف‌تان نرسيديد؟ دستي که شما براي آشتي به سوي ما دراز کرده‌ايد، ابراز پشيماني‌تان نيست. اظهار شکست‌تان است و اذعان به اينکه:«فعلا عجالتا با ما کاري نداشته باشيد و موقتا آشتي، تا فتنه بعدي، انتقام همين شکست را هم از شما بگيريم». آري برادران سابق! شما متهميد. شاکي شما احمدي‌نژاد نيست، اصل نظام است. شاکي شما دولت نيست، ملت است. شما همه تلاش‌تان را کرديد اما چون پاي «شتر محاسبات»‌تان لنگ بود، «جمل»، پا نگرفت. شما درباره ميزان مظلوميت ولايت دچار اشتباه شديد. مظلوميتش را ديديد اما محبوبيتش را نديديد. اعتدالش را ديديد ولي اقتدارش را نديديد.

من اما همه شما را ديدم و مثل رهبرم ديدم اين صف‌آرايي‌ها را. ديدم اين اردوکشي را. ديدم که بر عليه اصل ولايت فقيه لشکر کشيده بوديد. ديدم که شما بازيگر نقش طلحه بوديد، در سريال سيدعلي. نه! ما شما را با طلحه مقايسه نمي‌کنيم، اين شما هستيد که نقش طلحه را بازي مي‌کنيد. مشکل از خودتان است. سابقه‌تان خوب است؛ مثل طلحه. دنيا را دوست داريد؛ مثل طلحه. تحمل عدل را نداريد؛ مثل طلحه. به سهم خود قانع نيستيد؛ مثل طلحه. از علي خسته شده‌ايد؛ مثل طلحه. از گذشته‌تان سوءاستفاده مي‌کنيد؛ مثل طلحه. آقايان! شما بين‌تان دعواست که کدام‌تان نقش طلحه را بازي کند، آن وقت انتظار داريد به شما بگوييم مالک. شما مالک‌اشتر علي نيستيد. مالک اُشتر جمل‌ايد. شما همه کارهايتان شبيه ناکثين است و هندوانه را به شرط چاقو، انقلاب را به شرط دنيا، جمهوري اسلامي را به شرط سهم‌خواهي و ولايت را به شرط بي‌عدالتي قبول داريد.

ناکثين جاه‌طلب بودند و منبر علي را بيشتر از خود علي دوست داشتند. شما همه‌تان مي‌خواهيد رهبر شويد. خودمانيم؛ واي اگر کروبي حکم جهادم دهد ارتش دشمن دوروزه فتح مي‌کند تهران را! باور کنيد در انتخابات تقلب شده. کدام آدم عاقلي راي خود را مي‌دهد به شيخ؟ باور کنيد خود شيخ هم به آراي باطله راي داده است!

ناکثين رانت‌خوار بودند و «کارگزار تبعيض» و از «ذوالفقار علي»، بيشتر از معاويه مي‌ترسيدند. ناموس ناکثين، جيب‌شان است و عدالت جايي در قاموس کارگزاران ندارد. تعارف که نداريم؛ نقطه‌ضعف ناکثين، دنيا و نقطه قوت‌شان سوابق ديروزشان است.

خاتمي اما براي اين انقلاب يک سيلي هم نخورده. ناکثين اما قاعده بر اين است که نان گذشته‌شان را مي‌خورند و به اين هم راضي نيستند. دنيا اگر براي مومنين، «سجن» است براي ناکثين اتفاقا جاي دنج و باصفايي است. دين ناکثين در شناسنامه، اسلام است و در اصل «دينهم دنانيرهم».

ناکثين بيشترين سابقه دوستي را با علي داشتند ولي نخستين جنگ را همين دوستان عليه علي راه انداختند که در آن نقش زن‌ها و البته مردان باحجاب چشمگير بود. «دنياخواهي ناکثين» زودتر از «عداوت قاسطين» و «بلاهت مارقين»، آنها را به جنگ با علي فرستاد. گفت:«حب‌الدنيا راس کل خطيئه». اين صف‌آرايي‌ها عليه ولايت ريشه در دنيا دوستي حضرات دارد.

طلحه بين دوراهي علي و دنيا، دومي را انتخاب کرد و کروبي بين شهرام و امام، اولي را. امروز اما بازيگران نقش طلحه و زبير زيرک‌تر شده‌اند و حتي‌المقدور سعي‌شان بر اين است که راه علي و دنيا از يک مسير بگذرد. در اين وسط مهم‌ترين مانع، عدالت است؛ عمل به مر قانون.

رابطه علي و عدالت، مثل رابطه ناکثين است با ثروت. نه علي مي‌تواند از اجراي عدالت بگذرد و نه ناکثين ياراي‌شان است که پول و ثروت را رها کنند. فتنه اخير باورم هست آنقدرها هم سياسي نبود و ريشه در انتخابات نداشت. اين فتنه کاملا اقتصادي بود و ريشه‌اش به جيب آقايان و دست درازشان به بيت‌المال برمي‌گشت. انتخابات البته نقش کاتاليزور را بازي کرد و مناظره، جنگ جمل را جلو انداخت.

 آقايان! من از حلقوم بي‌عارتان شنيدم شعارهاي‌تان را. کدام‌تان بود که مي‌گفت از همان اول هم ولايت فقيه را قبول نداشتم؟! زمان امام زبان‌تان لال بود و اينک روي خميني را دور ديده و به حرف آمده‌ايد.

 12 بهمن برويد در پستوهاي‌تان تا چشم خميني به چشم شما نيفتد. شما خوشي زير دل‌تان زده است و بعد از امام، زيادي احساس آزادي کرده‌ايد.

آري، خامنه‌اي مقصر است! شما اما نشناختيد ما را. بريدن خود را از انقلاب به حساب ما نوشتيد و فکر کرديد علي تنهاست. مشکل شما دولت نبود، ولايت بود. احمدي‌نژاد اين وسط بهانه بود تا شما از خامنه‌اي انتقام بگيريد. لطفا اين همه به «آقا» نامه ننويسيد که:« بله راستش ما از همان اول شما را قبول داشتيم، الان هم قبول داريم ولي نسبت به احمدي‌نژاد موضع منفي داريم». بعد از انتخابات کدام ناسزاي شما عليه احمدي‌نژاد بود؟ مخاطب کدام نامه‌تان رئيس‌جمهور بود؟ کدام توهين را به دولت کرديد؟... هر چه فرياد داشتيد به جاي آمريکا کشيديد بر سر ولايت فقيه و رژيم سفاک پهلوي را عادل‌تر از نظام مظلوم جمهوري اسلامي خوانديد. نوک پيکان فتنه شما وصيتنامه آسماني‌ها را هدف گرفته بود. يک شهيد بياوريد که در وصيتنامه‌اش ننوشته باشد ولايت فقيه را، امام را، انقلاب را تنها نگذاريد. من وصيتنامه همت و باکري را از بهرم.

شما اما آرمان شهدا را نشانه گرفته بوديد. طرف کينه‌تان، سينه پر از سکينه ولايت بود. اما راستي يک سوال:«باي ذنب فتنه؟» فتنه از قتل بدتر است. به کدامين گناه، عليه جمهوري اسلامي تاختيد؟ به کدامين گناه، جانشين روح‌الله را هدف قرار داديد؟ الان پولي که اوباما خرج شما مي‌کند، از بودجه ايران بيشتر شده است و فرقه سبز با ماليات مردم آمريکا دارد ارتزاق مي‌کند. مدعي شما ملت آمريکاست نه دولت احمدي‌نژاد. اوباما از گلوي مردم آمريکا مي‌برد و خرج VOA مي‌کند. مدعي شما ملت‌هاي محرومند که چشم‌شان به جمهوري اسلامي است. مدعي شما حزب‌الله لبنان است. مدعي شما حماس است که با دست بسته، دل شکسته، چشمان به خون نشسته و پاي خسته، حماسه آفريد. باي ذنب فتنه؟

من مي‌دانم: بزرگ‌ترين گناه رهبر اين است که نامش «علي» است. حساسيت روي اين نام بالاست. دشمن هميشه روي اين اسم حساس بوده است. کينه‌ها دارد از نام علي. عقده‌ها دارد از «ناد علي». ناد علي براي شما «مظهرالعجايب» نيست، بهانه‌اي است براي عقده‌گشايي. «سيد علي» اين روزها را مي‌ديد که در آن جلسه خبرگان، بعد از ارتحال امام به اعتراض بلند شد. رازي بود در آن اعتراض. شما لايق اين رهبر نيستيد، لياقت‌تان همان آقاي قائم مقام بود. لايق اين رهبر ملت است که از همه شما با بصيرت‌تر است. لياقت شما همان منتظري بود. آري، علي اين روزها را مي‌ديد؛ شما مو مي‌ديديد و علي پيچش مو. پيچيدگي فتنه امروز را. هميشه کار علي بعد از محمد سخت‌تر بوده است. طرف علي، ابوسفيان نيست. «طلحه الخير» است. طرف علي، آمريکا نيست. نخست وزير امام است. کاش رهبري را قبول نمي‌کردي. لياقت اينها همان منتظري است.

چرا بار انقلاب، تنها بايد روي دوش تو باشد؟ اينها دروغ مي‌گويند؛ عاشق تو نيستند. چشم طمع بسته‌اند به صندلي تو. و وقتي مي‌گويند فصل‌الخطاب تو هستي، از روي احترام نيست. منظورشان اين است که مي‌خواستي رهبري را قبول نکني. حالا خودت حلش کن! کوتاه بيا مرد. اي جوانمرد! سهم‌شان را بده. چراغ بيت‌المال را جلوي ناکثين خاموش نکن. حضرت آقا! کاش کوتاه مي‌آمدي. شيخ الان رهبر بود به جاي انرژي هسته‌اي، مثل زمان فتحعلي شاه از انرژي اسب بخار برق مي‌گرفت! گناه تو اين است که نامت علي است و مثل مرد پاي آراي 40 ميليوني ما ايستادي. تو داري هزينه دفاع از راي ما را مي‌دهي. ما برايت کدام هزينه را داديم؟ اي جانباز انقلاب! چه سخت است حفاظت از بيرق انقلاب با يک دست؛ مي‌دانم. سخت و دشوار است علمداري با يک دست؛ مي‌دانم. ابالفضل علمدار! مراقب مولاي ما باش. ما امام‌مان را به دستان تو سپرده‌ايم. از علقمه روزگار، ‌اي آموزگار ادب! جرعه‌اي آب براي ما بياور. ما از کودکان حسين تشنه‌تريم. نمي‌شنوي نداي العطش ما را: «رحم الله عمي العباس... کان نافذ البصيرهًْ... ».

/انتهای پیام/

پربازدیدترین آخرین اخبار