ابتداى بيمارى پيامبر(ص)
سفارش پيامبر(ص) در حال بيمارى
پس از نماز رسول خدا(ص) نگاهى به اطراف كرد و از بعضي صحابه که براي جنگ با اسامه حرکت کرده بودند و آنها شبانه به مدينه برگشته بودند سوال کرد، مردم که از برگشت آنها بي اطلاع بودند تعجب کردند، پيامبر(ص) فرمود: تعجب نكنيد زيرا براى فتنه وارد شهر شدند، آگاه باشيد كه خداوند آنها را سست و ضعيف مىگرداند، مرا به منبر بالا بريد؟!
به كمك اطرافيان برخاست و بر پله اول منبر نشست آنگاه خدا را سپاس گفت و فرمود: اى مردم پيك حق رسيده و به راهى كه همه مردم مىروند، مىروم و حجت واضح را در ميان شما نهادم و شب را چون روز روشن قرار دادم، پس از من به اختلاف روى نياوريد، چنان كه بنى اسرائيل، پيش از شما به اختلاف دچار شدند، اى مردم بدانيد آنچه قرآن بر شما حلال كرد، من نيز حلال كردم و آنچه حرام كرد، من هم حرام كردم.
دو در گرانبها در ميانتان مىگذارم، هر گاه به آنها تمسك كنيد، گمراه نخواهيد شد؟ و آن كتاب خدا و عترت من اهل بيت عليهم السّلام است، اين دو جانشين من در ميان شما است و از هم جدا نمىشوند، تا در كنار حوض بر من وارد شوند، آنگاه از شما خواهم پرسيد: كه چگونه با آنها رفتار كرديد، در آن روز گروهى از حوض محروم مىگردند، پس مردان مىگويند: من فلان هستم؟ من مىگويم: نام ها را مىشناسم، ولى پس از من مرتد شديد، پس واى بر شما!
آنگاه از منبر پايين آمد و به منزل بازگشت، و پس از آن صحابه و اطرافيانشان در ميان مردم ظاهر نمىشدند، تا پيامبر صلى اللّه عليه و آله و سلم از دنيا رفت.(1)
1- ارشاد القلوب.