چه کساني تعجب دارند؟ هدايت شوندگان يا گمراهان!
وَقِيلَ لَهُ (امام سجّاد عليه السلام) يَوْماً: «إنّ الحَسَنَ البَصْرِى قَالَ: لَيْسَ العَجَبُ مِمَّنْ هَلَكَ كَيْفَ هَلَكَ؟ وَ إنَّمَا العَجَبُ مِمَّنْ نَجَا كَيْفَ نَجَا. فَقَالَ عليه السلام: أنَا أقُولُ: لَيْسَ العَجَبُ مِمَّنْ نَجَا كَيْفَ نَجَا وَ أمَّا العَجَبُ مِمَّنْ هَلَكَ كَيْفَ هَلَكَ مَعَ سِعَةِ رَحْمَةِ اللّهِ». «بحارالانوار، ج75»
به امام سجّاد عليه السلام عرض شد؛ حسن بصرى مىگويد: كسانى كه گمراه مىشوند تعجّب ندارد، بلكه آنهايى كه هدايت مىشوند تعجّب دارد، امام عليه السلام فرمودند: من مىگويم كسانى كه هدايت مىشوند تعجّب ندارد، بلكه آنهايى كه گمراه مىشوند تعجّب دارد كه با وجود رحمت واسعه الهى چگونه گمراه شدهاند؟!
شرح حديث
اين حديث به نكته مهمّى اشاره دارد، بعضى به سوء ظن و بدبينى عادت دارند و به تعبير امروزى همه چيز را تاريك مىبينند و مىگويند؛ نجات پيدا كردن بشر، با وجود شيطان گمراه كننده و هواى نفس و آلودگىهاى زمان و مكان جاى تعجّب است، يعنى اصل بر آلودگى هاست و امّا هدايت خلاف اصل است و تعجّب دارد؛ افرادى كه اين گونه فكر مىكنند، از نظر ما افكارشان شيطانى است، كما اين كه «حسن بصرى» شخصى بود كه افكار شيطانى داشت.
داستان او با حضرت على عليه السلام معروف است؛ حضرت به او فرمودند: چرا در جنگ جمل شركت نكردى؟ گفت: من براى شركت در جنگ بيرون آمدم ولى ديدم يك نفر صدا مىزند در اين جنگ قاتل و مقتول هر دو در آتش هستند، حضرت در جواب فرمودند: درست است اين همان برادر تو شيطان بوده كه چنين ندايى داده تا تو را گمراه كند، يكى از عوامل فساد در دوران على عليه السلام همين شخص بود.
اولياء اللّه اين گونه فكر نمىكنند، بلكه معتقدند حق اين است كه همه مردم بايد اهل نجات باشند؛ چرا كه رحمت واسعه الهى سبب شده تا خداوند صدو بيست و چهار هزار پيامبر و اين همه كتابهاى آسمانى به خصوص قرآن را بفرستد، علاوه بر اين به انسان عقل و هوش داده كه اگر از آن استفاده كند، بر نفس مسلّط مىشود؛ همچنين فطرت پاكى به او داده كه باعث هدايت مىشود و وجدان به او داده كه داور و قاضى خوبى است، درسهاى عبرتى براى او در زندگى قرار داده كه با چشم خويش مىبيند؛ آيات توحيد و عظمتش، آسمان و زمين را پر كرده است، ديگر براى هدايت چه چيزى لازم است؟!
اگر مويى را در زير ميكروسكپ مشاهده كرده و بررسى كنيم، درمىيابيم كه همين يك مو، دليل بر خداشناسى است، تا چه رسد به چشم، قلب و مغز با آن ساختمان اعجابانگيز و يا گياهان و 15 هزار نوع ماهى درياها، همه و همه نشانههاى خداوند و وسيلهاى براى هدايت است.
امام كاظم عليه السلام به هارون پرادّعا فرمود: «كَّلُّ مَا تَرَاهُ فَهُوَ لَكَ عِظَةٌ؛ هر چه كه مىبينى براى تو موعظه است» رحمت خدا ايجاب كرده كه در عالم تكوين، نشانههاى هدايت را براى بشر قرار دهد، پس آن كه نجات پيدا مىكند تعجّبى ندارد؛ چرا كه اصل بر نجات است نه هلاكت.
يكى از وسوسههاى شيطان كه دامن بزرگ و كوچك و حتّى بعضى از بزرگان را هم مىگيرد، اين است كه انسان بگويد زمانه فاسد شده و ما مأيوسيم و وظيفهاى نداريم؛ اين در واقع براى برداشتن بار مسئوليّت از روى دوش است كه با ديد حسن بصرى نگاه مىكند و مىگويد انسانها نجات پيدا نمىكنند.
انسان مؤمن بايد مانند امام سجّاد عليه السلام باشد و بگويد، آنهايى كه نجات پيدا مىكنند تعجّب ندارد، بلكه آن كس كه گمراه مىشود تعجّب دارد؛ يعنى اميدوار به نجات همه باشيم و كار كنيم، دوران بنى اميّه، دوران تاريكى بود، ولى در عين حال امام مىفرمايد كه نجات يافتگان تعجّب ندارند.(1)
1- مشكات هدايت