چه کساني تعجب دارند؟ هدايت شوندگان يا گمراهان!
کد خبر:۵۷۷۰۱
هدايت هماهنگ با فطرت‏

چه کساني تعجب دارند؟ هدايت شوندگان يا گمراهان!

كسانى كه هدايت مى‏شوند تعجّب ندارد، بلكه آنهايى كه گمراه مى‏شوند تعجّب دارد كه با وجود رحمت واسعه الهى چگونه گمراه شده‏اند؟

وَقِيلَ لَهُ (امام سجّاد عليه السلام) يَوْماً: «إنّ الحَسَنَ البَصْرِى قَالَ: لَيْسَ العَجَبُ مِمَّنْ هَلَكَ كَيْفَ هَلَكَ؟ وَ إنَّمَا العَجَبُ مِمَّنْ نَجَا كَيْفَ نَجَا. فَقَالَ عليه السلام: أنَا أقُولُ: لَيْسَ العَجَبُ مِمَّنْ نَجَا كَيْفَ نَجَا وَ أمَّا العَجَبُ مِمَّنْ هَلَكَ كَيْفَ هَلَكَ مَعَ سِعَةِ رَحْمَةِ اللّهِ». «بحارالانوار، ج75»

به امام سجّاد عليه السلام عرض شد؛ حسن بصرى مى‏گويد: كسانى كه گمراه مى‏شوند تعجّب ندارد، بلكه آنهايى كه هدايت مى‏شوند تعجّب دارد، امام عليه السلام فرمودند: من مى‏گويم كسانى كه هدايت مى‏شوند تعجّب ندارد، بلكه آنهايى كه گمراه مى‏شوند تعجّب دارد كه با وجود رحمت واسعه الهى چگونه گمراه شده‏اند؟!

شرح حديث

اين حديث به نكته مهمّى اشاره دارد، بعضى به سوء ظن و بدبينى عادت دارند و به تعبير امروزى همه چيز را تاريك مى‏بينند و مى‏گويند؛ نجات پيدا كردن بشر، با وجود شيطان گمراه كننده و هواى نفس و آلودگى‏هاى زمان و مكان جاى تعجّب است، يعنى اصل بر آلودگى هاست و امّا هدايت خلاف اصل است و تعجّب دارد؛ افرادى كه اين گونه فكر مى‏كنند، از نظر ما افكارشان شيطانى است، كما اين كه «حسن بصرى» شخصى بود كه افكار شيطانى داشت.

داستان او با حضرت على عليه السلام معروف است؛ حضرت به او فرمودند: چرا در جنگ جمل شركت نكردى؟ گفت: من براى شركت در جنگ بيرون آمدم ولى ديدم يك نفر صدا مى‏زند در اين جنگ قاتل و مقتول هر دو در آتش هستند، حضرت در جواب فرمودند: درست است اين همان برادر تو شيطان بوده كه چنين ندايى داده تا تو را گمراه كند، يكى از عوامل فساد در دوران على عليه السلام همين شخص بود.

اولياء اللّه اين گونه فكر نمى‏كنند، بلكه معتقدند حق اين است كه همه مردم بايد اهل نجات باشند؛ چرا كه رحمت واسعه الهى سبب شده تا خداوند صدو بيست و چهار هزار پيامبر و اين همه كتاب‌هاى آسمانى به خصوص قرآن را بفرستد، علاوه بر اين به انسان عقل و هوش داده كه اگر از آن استفاده كند، بر نفس مسلّط مى‏شود؛ همچنين فطرت پاكى به‏ او داده كه باعث هدايت مى‏شود و وجدان به او داده كه داور و قاضى خوبى است، درس‏هاى عبرتى براى او در زندگى قرار داده كه با چشم خويش مى‏بيند؛ آيات توحيد و عظمتش، آسمان و زمين را پر كرده است، ديگر براى هدايت چه چيزى لازم است؟!

اگر مويى را در زير ميكروسكپ مشاهده كرده و بررسى كنيم، درمى‏يابيم كه همين يك مو، دليل بر خداشناسى است، تا چه رسد به چشم، قلب و مغز با آن ساختمان اعجاب‏انگيز و يا گياهان و 15 هزار نوع ماهى درياها، همه و همه نشانه‏هاى خداوند و وسيله‏اى براى هدايت است.

امام كاظم عليه السلام به هارون پرادّعا فرمود: «كَّلُّ مَا تَرَاهُ فَهُوَ لَكَ عِظَةٌ؛ هر چه كه مى‏بينى براى تو موعظه است» رحمت خدا ايجاب كرده كه در عالم تكوين، نشانه‏هاى هدايت را براى بشر قرار دهد، پس آن كه نجات پيدا مى‏كند تعجّبى ندارد؛ چرا كه اصل بر نجات است نه هلاكت.

يكى از وسوسه‏هاى شيطان كه دامن بزرگ و كوچك و حتّى بعضى از بزرگان را هم مى‏گيرد، اين است كه انسان بگويد زمانه فاسد شده و ما مأيوسيم و وظيفه‏اى نداريم؛ اين در واقع براى برداشتن بار مسئوليّت از روى دوش است كه با ديد حسن بصرى نگاه مى‏كند و مى‏گويد انسان‌ها نجات پيدا نمى‏كنند.

انسان مؤمن بايد مانند امام سجّاد عليه السلام باشد و بگويد، آنهايى كه‏ نجات پيدا مى‏كنند تعجّب ندارد، بلكه آن كس كه گمراه مى‏شود تعجّب دارد؛ يعنى اميدوار به نجات همه باشيم و كار كنيم، دوران بنى اميّه، دوران تاريكى بود، ولى در عين حال امام مى‏فرمايد كه نجات يافتگان تعجّب ندارند.(1)

1- مشكات هدايت

پربازدیدترین آخرین اخبار