انجمنهاي اسلامي دانشجويان خارج از كشور
گروه پاتوق شيشه اي؛ اعزام محصل به اروپا براي علمآموزي و پر كردن خلاء كادرهاي آموزش ديده كه از دوره قاجار شروع شده بود، رفته رفته روند منظمتري گرفت و با ورود به دوره پهلوي گستردهتر شد. حضور گسترده دانشجويان ايراني در غرب كه بعضا وابستگي به رژيم نداشتند به معني حضور طبقهاي از جوانان در غرب بود كه در آشنايي با فرهنگ غرب و به تفاوتهاي موجود ميان جامعه ايران و غرب به خصوص نظام استبدادي حاكم بر جامعه ايران پي بردند. اين خود گاهي زمينه ورود دانشجويان به ديگر مسائل را فراهم ساخت به طوري كه تعداد كثيري از اين دانشجويان براي تأمين خواستههاي خود دست به ايجاد تشكلهاي دانشجويي زدند. ايجاد اين تشكلهاي دانشجويي از شهريور 1320 گستردهتر شده و روند منظمتري پيدا كرد.
با اين وجود تشكلهاي صنفي دانشجويان به عنوان اولين تشكلهاي دانشجويي به علت وابستگي ارزي به دولت، تشكلهاي سياسي نبودند. ولي بعد از قطع ارز تحصيلي دانشجويان از طرف دولت دكتر مصدق، اين تشكلهاي منسجم تر شده و رفته رفته وارد مسايل سياسي شدند و مجوعه اعتراضهايي را شكل دادند. روند ورود به عرصه سياست بعد از كودتاي 28 مرداد رو به رشد گذاشت و با دو قطبي شدن عرصه سياست بينالملل اولين تشكلهاي دانشجويي نيز با تأثيرپذيري از اين مسأله به سياست رو آوردند. به طوري كه بزرگترين و منسجمترين تشكل دانشجويي در اروپا و آمريكا و حتي هند تشكلهاي چپ بودند كه زير عنوان كنفدراسيون و انجمن صنفي فعاليت ميكردند. البته فعاليت تشكلهاي چپ هر چند طلوعي زود هنگام و پر تلالو داشت اما غروبي غريب داشت، به طوري كه اين تشكلها پس از دو دهه فعاليت با نفوذ عوامل رژيم در درون آنها، دستخوش اختلافات دروني شده و به دليل تأثيراتي كه از نظام حاكم بر جهان داشتند نتوانستند در عرصه فعاليت سياسي دوام زيادي داشته باشند و تنها مكاني شدند براي رقابت گروههاي ماركسيستي، مائوئيستي و جبهه ملي كه در يك مقطعي عرض اندام كرده و در نهايت به علت اختلافات دروني از هم پاشيدند.
در كنار فعاليت گروههاي چپ، گروههاي اسلامي كه از اصالت بيشتري نيز بر خوردار بودند، فعاليت آرام، مستمر و پايدار خود را آغاز كردند. اولين فعاليت گروههاي اسلامي انجام مسائل عبادي و مذهبي بود كه زير مجموعه سازمانهايي مثل امسو، ان واي اي و ام اس اي انجام ميشد و دانشجويان ايراني نيز حضور مستمر داشتند. اما ادامه اين حضور با توجه به وابستگي مالي اين سازمانها به كشورهاي عربي و عدم تمايل آنها براي ورود به عرصه سياست دچار مشكلاتي شد، بنابراين دانشوجويان ايراني تصميم گرفتند از آن خارج شده و تشكلهاي مخصوص فارسي زبان ايجاد كنند.
اولين تشكل فارسي زبان در اروپا به سال 1344 شكل گرفت و عدهاي از دانشجويان ايراني عضو امسو تصميم گرفتند با كنار گذاشتن جو بياعتمادي نسبت به فضاي حاكم بر ايران و جريانات سياسي مبارزات جديدي را در راستاي مسائل اسلامي و سياسي آغاز نمايند. بدين ترتيب اولين تشكل فارسي زبان با عنوان اتحاديه انجمنهاي اسلامي دانشجويان در اروپا (گروه فارسي زبان) در بهمن 1344 شكل گرفت. اين اتحاديه كه تركيبي از انجمنهاي اسلامي شهرها، مختلف اروپا بود، با رهنمودهاي روحانيوني چون شهيد بهشتي به دنبال معرفي اسلام و خودسازي و خودآگاهي بود تا در جهان هزار چهره غرب به دانشجويان مسلمان ايران هويت جديدي بخشد.
دو سال بعد از تأسيس اتحاديه انجمنهاي اسلامي دانشجويان در اروپا، گروه فارسي زبان در آمريكا و كانادا نيز شروع به كار كرده و آرمان و هدفي مشترك با انجمن اروپا را برنامهريزي نمود. فعاليت متشرك انجمن اروپا و آمريكا و بعدها هند نقطه عطفي در تاريخ مبارزات دانشجويان مسلمان فارسي زبان بود كه توانست با حفظ استقلال سياسي و اقتصادي خود، راه را براي فعاليت دانشجويان مسلمان معترض كه تمايلي به فعاليت در گروههاي چپ نداشتند هموار نموده و سازماني ايجاد نمايد كه به علت حضور نيروهاي معتقد و مبارز و هم چنين عدم وابستگي به نهاد و يا سازماني، در عرصه فعاليت خود همكاري مستمري با مبارزات اسلامي داخل ايران داشته باشد. فعاليت اين تشكلهاي اسلامي كه بر خودسازي و خودآگاهي تأكيد داشتند با ورود به عرصه سياست گستردهتر شد و نه تنها ايران بلكه جهان اسلام و مبارزات آزادي بخش جهان را مورد توجه قرار داد و با روحانيت به خصوص امام خميني (ره) همكاري مستمري برقرار نمود و به تنها سازماني تبديل شد كه توانست تأييد امام و جامعه روحانيت را در مبارزات اسلامي انقلابي بدست آورد.
مبارزات مستمر و پايدار اتحاديه انجمنهاي اسلامي دانشجويان خارج از كشور كه بيشتر صرف مسائل اعتقادي و مسائل سياسي جهان اسلام و ايران ميشد تا پيروزي انقلاب و حتي بعد از آن نيز ادامه داشت و در مسيري گام برداشت كه هيچ نهادي در آن گام برنداشته بود به هدفي رسيد كه هيچ سازماني به آن نرسيده بود. ايجاد خودآگاهي و خودباوري ميان دانشجويان فارسي زبان، تأكيد بر مسائل اعتقادي و اسلامي، رابطه مستمر با روحانيت به ويژه امام خميني ،اطلاع رساني در جهان غرب، حمايت از جنبشهاي آزادي بخش به ويژه جنبش ملت مظلوم فلسطين، حمايت از زندانيان سياسي به ويژه روحانيون در بند رژيم و ... از جمله عملكردهاي اتحاديه در طول حيات خود بود كه نقش بارزي در پيروزي انقلاب به ويژه آگاهي دادن به جهانيان در زمينه مسائل ايران داشت. اين دو دهه فعاليت با پيروزي انقلاب خاتمه نيافت. بلكه به شكلي ديگر در جهان غرب ادامه پيدا كرد تا در جهاه دين گريز امروز، روزنه اميدي براي دانشجويان مسلماني كه به دنبال فعاليتهاي اسلامي هستند باشد.
منبع: مرکز اسناد انقلاب اسلامي
/انتهاي پيام/