دليل بزرگداشت اربعين چيست؟
اعتبار اربعين امام حسين(عليهالسلام) از قديم الايام ميان شيعيان و در تقويم تاريخي وفاداران به امام حسين(عليهالسلام) شناخته شده بوده و است. کتاب مصباح المتهجد شيخ طوسي که حاصل گزينش دقيق و انتخاب معقول شيخ طوسي از روايات فراوان در باره تقويم مورد نظر شيعه در باره ايام سوگ و شادي و دعا و روزه و عبادت است، ذيل ماه «صفر» مينويسد: نخستين روز اين ماه (از سال 121)، روز کشته شدن زيد بن علي بن الحسين است.
روز سوم اين ماه از سال 64روزي است که مسلم بن عقبه پرده کعبه را آتش زد و به ديوارهاي آن سنگ پرتاب نمود در حالي که به نمايندگي از يزيد با عبدالله بن زبير در نبرد بود.
روز 20 صفر ـ يعني اربعين ـ زماني است که حرم امام حسين(عليهالسلام) يعني کاروان اسرا، از شام به مدينه مراجعت کردند و روزي است که جابر بن عبدالله بن حرام انصاري، صحابي رسول خدا(صلي الله عليه و آله)، از مدينه به کربلا رسيد تا به زيارت قبر امام حسين(عليهالسلام) بشتابد و او نخستين کسي است از مردم که قبر آن حضرت را زيارت کرد.
در اين روز زيارت امام حسين(عليهالسلام) مستحب است و اين زيارت، همانا خواندن زيارت اربعين است که از امام عسکري(عليهالسلام) روايت شده است. شيخ طوسي سپس متن زيارت اربعين را با سند به نقل از حضرت صادق(عليهالسلام) آورده است: "السلام علي ولي الله و حبيبه، السلام علي خليل الله و نجيبه، السلام علي صفي الله و ابن صفيه ...
اين مطلبي است که شيخ طوسي، عالم فرهيخته و معتبر و معقول شيعه در قرن پنجم در باره اربعين آورده است. طبعا بر اساس اعتباري که اين روز ميان شيعيان داشته است، از همان آغاز که تاريخش معلوم نيست، شيعيان به حرمت آن، زيارت اربعين ميخواندهاند و اگر ميتوانستهاند مانند جابر بر مزار امام حسين(عليهالسلام) گرد آمده و آن امام را زيارت ميکردند. اين سنت تا به امروز در عراق با قوت برپاست و شاهديم که ميليونها شيعه عراقي و غير عراقي در اين روز بر مزار امام حسين (عليهالسلام) جمع ميشوند.
در اينجا و در ارتباط با اربعين چند نکته را بايد توضيح داد.
1. عدد چهل
نخستين مسألهاي که در ارتباط با «اربعين» جلب توجه ميکند، تعبير اربعين در متون ديني است. ابتدا بايد نکتهاي را به عنوان مقدمه يادآور شويم:
اصولا بايد توجه داشت که در نگرش صحيح ديني، اعداد نقش خاصي به لحاظ عدد بودن، در القاي معنا و منظوري خاص ندارند؛ به اين صورت که کسي نميتواند به صرف اين که در فلان مورد يا موارد، عدد هفت يا دوازده يا چهل يا هفتاد به کار رفته، استنباط و استنتاج خاصي داشته باشد. اين يادآوري، از آن روست که برخي از فرقههاي مذهبي، به ويژه آنها که تمايلات «باطنيگري» داشته يا دارند و گاه و بيگاه خود را به شيعه نيز منسوب ميکردهاند، و نيز برخي از شبه فيلسوفان متأثر از انديشههاي انحرافي و باطني و اسماعيلي، مروج چنين انديشهاي در باره اعداد يا نوع حروف بوده و هستند. در واقع، بسياري از اعدادي که در نقلهاي ديني آمده، ميتواند بر اساس يک محاسبه الهي باشد، اما اين که اين عدد در موارد ديگري هم کاربرد دارد و بدون يک مستند ديني ميتوان از آن در ساير موارد استفاده کرد، قابل قبول نيست. به عنوان نمونه، در دهها مورد در کتابهاي دعا، عدد صد به کار رفته که فلان ذکر را صد مرتبه بگوييد، اما اين دليل بر تقدس عدد صد به عنوان صد نميشود. همينطور ساير عددها. البته ناخواسته براي مردم عادي، برخي از اين اعداد طي روزگاران، صورت تقدس به خود گرفته و گاه سوء استفادههايي هم از آنها ميشود.
تنها چيزي که در باره برخي از اين اعداد ميشود گفت آن است که آن اعداد معين نشانه کثرت است. به عنوان مثال، در باره هفت چنين اظهار نظري شده است. بيش از اين هر چه گفته شود، نميتوان به عنوان يک استدلال به آن نظر کرد.
مرحوم اربلي، از علماي بزرگ اماميه، در کتاب کشف الغمه في معرفة الائمة در برابر کساني که به تقدس عدد دوازده و بروج دوازدهگانه براي اثبات امامت ائمه اطهار(عليهمالسلام) استناد کردهاند، اظهار ميدارد، اين مسأله نميتواند چيزي را ثابت کند؛ چرا که اگر چنين باشد، اسماعيليان يا هفت اماميها، ميتوانند دهها شاهد ـ مثل هفت آسمان ـ ارائه دهند که عدد هفت مقدس است، کما اين که اين کار را کردهاند.
حضرت در روايتي که در منابع مختلف از ايشان نقل شده فرمودهاند: نشانههاي مؤمن پنج چيز است: 1ـ خواندن پنجاه و يک رکعت نماز(17رکعت نماز واجب +11نماز شب+ 23نوافل) 2ـ زيارت اربعين 3ـ انگشتري در دست راست 4 ـ وجود آثار سجده بر پيشاني 5 ـ بلند خواندن بسم الله در نماز
عدد «اربعين» در متون ديني
يکي از تعبيرهاي رايج عددي، تعبير اربعين است که در بسياري از موارد به کار رفته است. يک نمونه آن که سنّ رسول خدا(صلي الله عليه و آله) در زمان مبعوث شدن، چهل بوده است. گفته شده که عدد چهل در سن انسانها، نشانه بلوغ و رشد فکري است. گفتني است که برخي از انبياء در سنين کودکي به نبوّت رسيدهاند. از ابن عباس(گويا به نقل از پيامبر) نقل شده که اگر کسي چهل ساله شد و خيرش بر شرش غلبه نکرد، آماده رفتن به جهنم باشد. در نقلي آمده است که، مردمان طالب دنيايند تا چهل سالشان شود. پس از آن در پي آخرت خواهند رفت.(1)
در قرآن آمده است «ميقات» موسي با پروردگارش در طي چهل روز حاصل شده است. در نقل است که، حضرت آدم چهل شبانه روز بر روي کوه صفا در حال سجده بود.(2) درباره بني اسرائيل هم آمده که براي استجابت دعاي خود چهل شبانه روز ناله و ضجّه ميکردند. (مستدرک ج 5،ص 239) در نقلي آمده است که اگر کسي چهل روز خالص براي خدا باشد، خداوند او را در دنيا زاهد کرده و راه و چاه زندگي را به او ميآموزد و حکمت را در قلب و زبانش جاري ميکند. بدين مضمون روايات فراواني وجود دارد. چله نشيني صوفيان هم درست يا غلط، از همين بابت بوده است. علامه مجلسي در کتاب بحار الانوار در اين باره که برگرفتن چهل نشيني از حديث مزبور نادرست است، به تفصيل سخن گفته است.
اعتبار حفظ چهل حديث که در روايات فراوان ديگر آمده، سبب تأليف صدها اثر با عنوان اربعين در انتخاب چهل حديث و شرح و بسط آنها شده است. در اين نقلها آمده است که اگر کسي از امت من، چهل حديث حفظ کند که در امر دينش از آنها بهره برد، خداوند در روز قيامت او را فقيه و عالم محشور خواهد کرد. در نقل ديگري آمده است که اميرمؤمنان(عليهالسلام) فرمودند: اگر چهل مرد با من بيعت ميکردند، در برابر دشمنانم ميايستادم.(3)
مرحوم کفعمي نوشته است: زمين از يک قطب، چهار نفر از اوتاد و چهل نفر از ابدال و هفتاد نفر نجيب، هيچگاه خالي نميشود.(4)
در باره نطفه هم تصور بر اين بوده که بعد از چهل روز عَلَقه ميشود. همين عدد در تحولات بعدي علقه به مُضْغه تا تولد در نقلهاي کهن به کار رفته است، گويي که عدد چهل مبدأ يک تحول دانسته شده است.
در روايت است که کسي که شرابخواري کند، نمازش تا چهل روز قبول نميشود. و نيز در روايت است که کسي که چهل روز گوشت نخورد، خلقش تند ميشود. نيز در روايت است که کسي که چهل روز طعام حلال بخورد، خداوند قبلش را نوراني ميکند. نيز رسول خدا(صلي الله عليه و آله) فرمود: کسي که لقمه حرامي بخورد، تا چهل روز دعايش مستجاب نميشود.(5) اينها نمونهاي از نقلهايي بود که عدد اربعين در آنها به کار رفته است.
2. اربعين امام حسين(عليهالسلام)
بايد ديد در کهنترين متون مذهبي ما، از «اربعين» چگونه ياد شده است. به عبارت ديگر دليل بزرگداشت اربعين چيست؟ چنان که در آغاز گذشت، مهمترين نکته درباره اربعين، روايت امام عسکري (عليهالسلام) است. حضرت در روايتي که در منابع مختلف از ايشان نقل شده فرمودهاند: نشانههاي مؤمن پنج چيز است: 1ـ خواندن پنجاه و يک رکعت نماز(17رکعت نماز واجب +11 نماز شب+ 23نوافل) 2ـ زيارت اربعين 3ـ انگشتري در دست راست 4 ـ وجود آثار سجده بر پيشاني 5 ـ بلند خواندن بسم الله در نماز.
اين حديث تنها مدرک معتبري است که جداي از خود زيارت اربعين که در منابع دعايي آمده، به اربعين امام حسين(عليهالسلام) و بزرگداشت آن روز تصريح کرده است.
اما اين که منشأ اربعين چيست، بايد گفت، در منابع به اين روز به دو اعتبار نگريسته شده است.
نخست روزي که اسراي کربلا از شام به مدينه مراجعت کردند.
دوم روزي که جابر بن عبدالله انصاري، صحابي پيامبر خدا(صلي الله عليه و آله) از مدينه به کربلا وارد شد تا قبر حضرت اباعبدالله الحسين(عليهالسلام) را زيارت کند. شيخ مفيد در«مسار الشيعه» که در ايام مواليد و وفيات ائمه اطهار(عليهمالسلام) است، اشاره به روز اربعين کرده و نوشته است: اين روزي است که حرم امام حسين(عليهالسلام)، از شام به سوي مدينه مراجعت کردند. نيز روزي است که جابر بن عبدالله براي زيارت امام حسين(عليهالسلام) وارد کربلا شد.
کهنترين کتابِ دعاييِ مفصلِ موجود، کتاب «مصباح المتهجّد» شيخ طوسي از شاگردان شيخ مفيد است که ايشان هم همين مطلب را آورده است. شيخ طوسي پس از ياد از اين که روز نخست ماه صفر روز شهادت زيد بن علي بنالحسين(عليهالسلام) و روز سوم ماه صفر، روز آتش زدن کعبه توسط سپاه شام در سال 64 هجري است، مينويسد: بيستم ماه صفر(چهل روز پس از حادثه کربلا) روزي است که حرم سيد ما اباعبدالله الحسين از شام به مدينه مراجعت کرد و نيز روزي است که جابر بن عبدالله انصاري، صحابي رسول خدا(صلي الله عليه و آله) از مدينه وارد کربلا شد تا قبر حضرت را زيارت کند. او نخستين کس از مردمان بود که امام حسين(عليهالسلام) را زيارت کرد. در چنين روزي زيارت آن حضرت مستحب است و آن زيارت اربعين است.(6) در همانجا آمده است که وقت خواندن زيارت اربعين، هنگامي است که روز بالا آمده است.
منشأ اربعين چيست، بايد گفت، در منابع به اين روز به دو اعتبار نگريسته شده است. نخست روزي که اسراي کربلا از شام به مدينه مراجعت کردند. دوم روزي که جابر بن عبدالله انصاري، صحابي پيامبر خدا(صلي الله عليه و آله) از مدينه به کربلا وارد شد تا قبر حضرت اباعبدالله الحسين(عليهالسلام) را زيارت کند.
در کتاب «نزهة الزاهد» هم که در قرن ششم هجري تأليف شده، آمده: در بيستم اين ماه بود که حرم محترم حسين از شام به مدينه آمدند.(7) همين طور در ترجمه فارسي فتوح ابن اعثم(8) و کتاب مصباح کفعمي که از متون دعايي بسيار مهم قرن نهم هجري است اين مطلب آمده است. برخي استظهار کردهاند که عبارت شيخ مفيد و شيخ طوسي، بر آن است که روز اربعين، روزي است که اسرا از شام به مقصد مدينه خارج شدند نه آن که در آن روز به مدينه رسيدند.(9) به هر روي، زيارت اربعين از زيارتهاي مورد وثوق امام حسين(عليهالسلام) است که از لحاظ معنا و مفهوم قابل توجه است.
ويژه نامه اربعين
3. بازگشت اسيران به مدينه يا کربلا
اشاره کرديم که شيخ طوسي، بيستم صفر يا اربعين را، زمان بازگشت اسراي کربلا از شام به مدينه دانسته است. بايد افزود که نقلي ديگر، اربعين را بازگشت اسرا از شام را به «کربلا» تعيين کرده است. تا اينجا، از لحاظ منابع کهن، بايد گفت اعتبار سخن نخست بيش از سخن دوم است. با اين حال، علامه مجلسي پس از نقل هر دو اينها، اظهار ميدارد: احتمال صحت هر دوي اينها(به لحاظ زماني) بعيد مينمايد.(10) ايشان اين ترديد را در کتاب دعايي خود «زاد المعاد» هم عنوان کرده است. با اين حال، در متون بالنسبه قديمي، مانند «لهوف» و «مثيرالاحزان» آمده است که اربعين، مربوط به زمان بازگشت اسرا، از شام به کربلاست. اسيران، از راهنمايان خواستند تا آنها را از کربلا عبور دهند.
بايد توجه داشت که اين دو کتاب، در عين حال که مطالب مفيدي دارند، از جهاتي، اخبار ضعيف و داستاني هم دارند که براي شناخت آنها بايد با متون کهنتر مقايسه شده و اخبار آنها ارزيابي شود. اين نکته را هم بايد افزود که منابعي که پس از لهوف، به نقل از آن کتاب اين خبر را نقل کردهاند، نبايد به عنوان يک منبع مستند و مستقل، ياد شوند. کتابهايي مانند «حبيب السير» که به نقل از آن منابع خبر بازگشت اسرا را به کربلا آوردهاند،(11) نميتوانند مورد استناد قرار گيرند.
در اينجا مناسب است دو نقل را در باره تاريخ ورود اسرا به دمشق ياد کنيم. نخست نقل ابوريحان بيروني است که نوشته است:
در نخستين روز ماه صفر، أدخل رأس الحسين(عليهالسلام) مدينه دمشق، فوضعه يزيد لعنة الله بين يديه و نقر ثناياه بقضيب کان في يده و هو يقول:
لست من خندف ان لم أنتقم من بني أحمد، ما کان فَعَل
ليْتَ أشياخي ببدرٍ شهدوا جَزَع الخزرج من وقع الاسل
فأهلّوا و استهلّوا فرحا ثم قالوا: يا يزيد لاتشل
قد قتلنا القرن من أشياخهم و عدلناه ببدر، فاعتدل(12)
وي روز اول ماه صفر را روزي ميداند که سر امام حسين(عليهالسلام) را وارد دمشق کرده و يزيد هم در حالي که اشعار ابن زبعري را ميخواند و بيتي هم بر آن افزوده بود، با چوبي که در دست داشت بر لبان امام حسين(عليهالسلام) ميزد.
دوم سخن عمادالدين طبري در «کامل بهائي» است که رسيدن اسرا به دمشق را در 16ربيع الاول دانسته ـ يعني 66 روز پس از عاشورا ـ ميداند که طبيعيتر مينمايد.
4. ميرزا حسين نوري و اربعين
علامه ميرزا حسين نوري از علماي برجسته شيعه، و صاحب کتاب «مستدرک الوسائل» در کتاب «لؤلؤ و مرجان در آداب اهل منبر» به نقد و ارزيابي برخي از روضهها و نقلهايي پرداخته که به مرور در جامعه شيعه رواج يافته و به نظر وي از اساس، نادرست بوده است. ظاهرا وي در دوره اخير نخستين کسي است که به نقد اين روايت پرداخته و دلايل متعددي در نادرستي آن اقامه کرده است.
ايشان اين عبارت سيد بن طاوس در لهوف را نقل کرده است که اسرا در بازگشت از شام، از راهنماي خود خواستند تا آنها را به کربلا ببرد؛ و سپس به نقد آن پرداخته است.(13) داستان از اين قرار است که سيد بن طاوس در «لهوف» خبر بازگشت اسراء را به کربلا در اربعين نقل کرده است. در آنجا منبع اين خبر نقل نشده و گفته ميشود که وي در اين کتاب مشهورات ميان شيعه را که در مجالس سوگواري بوده، در آن مطرح کرده است.
اما همين سيد بن طاوس در «اقبال الاعمال» با اشاره به اين که شيخ طوسي در مصباح ميگويد اسرار روز اربعين از شام به سوي مدينه حرکت کردند و خبر نقل شده در غير آن که بازگشت آنان را در اربعين به کربلا دانستهاند، در هر دو مورد ترديد ميکند. ترديد او از اين ناحيه است که ابن زياد مدتي اسراء را در کوفه نگه داشت. با توجه به اين مطلب و زماني که در اين نگه داشته صرف شده و زماني که در مسير رفت به شام و اقامت يک ماهه در آنجا و بازگشت مورد نياز است، بعيد است که آنان در اربعين به مدينه يا کربلا رسيده باشند. ابن طاوس ميگويد: اين که اجازه بازگشت به کربلا به آنها داده باشد، ممکن است، اما نميتوانسته در اربعين باشد. در خبر مربوط به بازگشت آنان به کربلا گفته شده است که همزمان با ورود جابر به کربلا بوده و با او برخورد کردهاند. ابن طاوس در اين که جابر هم روز اربعين به کربلا رسيده باشد، ترديد ميکند.(14)
ايشان در باره اين اشکال که امکان ندارد اسرا ظرف چهل روز از کربلا به کوفه، از آنجا به شام و سپس از شام به کربلا بازگشته باشند، هفده نمونه از مسافرتها و مسيرها و زمانهايي که براي اين راه در تاريخ آمده را به تفصيل نقل کردهاند. در اين نمونهها آمده است که مسير کوفه تا شام و به عکس از يک هفته تا ده دوازده روز طي ميشده و بنابر اين، ممکن است که در يک چهل روز، چنين مسير رفت و برگشتي طي شده باشد. اگر اين سخن بيروني هم درست باشد که سر امام حسين(عليهالسلام) روز اول صفر وارد دمشق شده، ميتوان اظهار کرد که بيست روز بعد، اسرا ميتوانستند در کربلا باشند.
اين ممکن است که ابن طاوس لهوف را در جواني و اقبال را در دوران بلوغ فکري تأليف کرده باشد. در عين حال ممکن است دليل آن اين باشد که آن کتاب را براي محافل روضه خواني و اين اثر را به عنوان يک اثر علمي نوشته باشد. دليلي ندارد که ما ترديدهاي او را در آمدن جابر به کربلا در روز اربعين بپذيريم. به نظر ميرسد منطقيترين چيزي که براي اعتبار اربعين در دست است همين زيارت جابر در نخستين اربعين به عنوان اولين زاير است.
اما در باره اعتبار اربعين به بازگشت اسرا به کربلا توجه به اين نکته هم اهميت دارد که شيخ مفيد در کتاب مهم خود در باب زندگي امامان و در بخش خاص به امام حسين(عليهالسلام) از کتاب «ارشاد» در خبر بازگشت اسرا، اصلا اشارهاي به اين که اسرا به عراق بازگشتند ندارد. همين طور ابومخنف راوي مهم شيعه هم اشارهاي در مقتل الحسين خود به اين مطلب ندارد. در منابع کهن تاريخ کربلا هم مانند انساب الاشراف، اخبارالطوال، و طبقات الکبري اثري از اين خبر ديده نميشود.
روشن است که حذف عمدي آن معنا ندارد؛ زيرا براي چنين حذف و تحريفي، دليلي وجود ندارد.
خبر زيارت جابر، در کتاب بشارة المصطفي آمده، اما به ملاقات وي با اسرا اشاره نشده است.
مرحوم حاج شيخ عباس قمي هم، به تبع استاد خود نوري، داستان آمدن اسراي کربلا را در اربعين از شام به کربلا نادرست دانسته است.(15) در دهههاي اخير مرحوم محمدابراهيم آيتي هم در کتاب بررسي تاريخ عاشورا بازگشت اسرا را به کربلا انکار کرده است.(16) همين طور آقاي مطهري که متأثر از مرحوم آيتي است. اما اين جماعت يک مخالف جدي دارند که شهيد قاضي طباطبائي است.
اربعين حسيني
5. شهيد قاضي طباطبائي و اربعين
شهيد محراب مرحوم حاج سيد محمدعلي قاضي طباطبائي(ره)، کتاب مفصلي با نام «تحقيق در باره اولين اربعين حضرت سيد الشهداء» در باره اربعين نوشت که اخيرا هم به شکل تازه و زيبايي چاپ شده است.
هدف ايشان از نگارش اين اثر آن بود تا ثابت کند، آمدن اسراي از شام به کربلا در نخستين اربعين، بعيد نيست. اين کتاب که ضمن نهصد صفحه چاپ شده، مشتمل بر تحقيقات حاشيهاي فراواني درباره کربلاست که بسيار مفيد و جالب است. اما به نظر ميرسد در اثبات نکته مورد نظر با همه زحمتي که مؤلف محترم کشيده، چندان موفق نبوده است.
ايشان در باره اين اشکال که امکان ندارد اسرا ظرف چهل روز از کربلا به کوفه، از آنجا به شام و سپس از شام به کربلا بازگشته باشند، هفده نمونه از مسافرتها و مسيرها و زمانهايي که براي اين راه در تاريخ آمده را به تفصيل نقل کردهاند. در اين نمونهها آمده است که مسير کوفه تا شام و به عکس از يک هفته تا ده دوازده روز طي ميشده و بنابر اين، ممکن است که در يک چهل روز، چنين مسير رفت و برگشتي طي شده باشد. اگر اين سخن بيروني هم درست باشد که سر امام حسين(عليهالسلام) روز اول صفر وارد دمشق شده، ميتوان اظهار کرد که بيست روز بعد، اسرا ميتوانستند در کربلا باشند.
بايد به اجمال گفت: بر فرض که طي اين مسير براي يک کاروان، در چنين زمان کوتاهي، با آن همه زن و بچه ممکن باشد، بايد توجه داشت که آيا اصل اين خبر در کتابهاي معتبر تاريخ آمده است يا نه. تا آنجا که ميدانيم، نقل اين خبر در منابع تاريخي، از قرن هفتم به آن سوي تجاوز نميکند. به علاوه، علماي بزرگ شيعه، مانند شيخ مفيد و شيخ طوسي، نه تنها به آن اشاره نکردهاند، بلکه به عکسِ آن تصريح کرده و نوشتهاند: روز اربعين روزي است که حرم امام حسين(عليهالسلام) وارد مدينه شده يا از شام به سوي مدينه خارج شده است.
آنچه ميماند اين است که نخستين زيارت امام حسين(عليهالسلام) در نخستين اربعين، توسط جابر بن عبدالله انصاري صورت گرفته است و از آن پس ائمه اطهار(عليهمالسلام) که از هر فرصتي براي رواج زيارت امام حسين(عليهالسلام) بهره ميگرفتند، آن روز را که نخستين زيارت در آن انجام شده، به عنوان روزي که زيارت امامحسين(عليهالسلام) در آن مستحب است، اعلام فرمودند.
متن زيارت اربعين هم از سوي امام صادق(عليهالسلام) انشاء شده و با داشتن آن مضامين عالي، شيعيان را از زيارت آن حضرت در اين روز برخوردار ميکند.
اهميت خواندن زيارت اربعين تا جايي است که از علائم شيعه دانسته شده است، درست آنگونه که بلند خواندن بسم الله در نماز و خواندن پنجاه و يک رکعت نماز در شبانه روز در روايات بيشماري، از علائم شيعه بودن عنوان شده است.
زيارت اربعين در «مصباح المتهجد» شيخ طوسي و نيز «تهذيب الاحکام» وي به نقل از صفوان بن مهران جمال آمده است. وي گفت که مولايم صادق(عليهالسلام) فرمود: زيارت اربعين که بايد وقت برآمدن روز خوانده شود چنين است ...(17) اين زيارت، به جهاتي مشابه برخي از زيارات ديگر است، اما از آن روي که مشتمل بر برخي از تعابير جالب در زمينه هدف امام حسين از اين قيام است، داراي اهميت ويژه ميباشد. در بخشي از اين زيارت درباره هدف امام حسين(عليهالسلام) از اين نهضت آمده است: «... و بذل مهجته فيک ليستنقذ عبادک من الجهالة و حيرة الضلالة... و قد توازر عليه من غرّته الدنيا و باع حظّه بالارذل الادني.»؛ خدايا، امام حسين(عليهالسلام) همه چيزش را براي نجات بندگانت، از نابخردي و سرگشتگي و ضلالت در راه تو داده در حالي که مشتي فريب خورده که انسانيت خود را به دنياي پست فروختهاند بر ضد وي شوريده آن حضرت را به شهادت رساندند.
زيارت اربعين نشانه مومن
دو نکته کوتاه:
نخست آن که برخي از رواياتي که در باب زيارت امام حسين(عليهالسلام) در کتاب کامل الزيارات ابن قولويه آمده، گريه چهل روزه آسمان و زمين و خورشيد و ملائکه را بر امام حسين(عليهالسلام) يادآور شده است.(18)
دوم اين که ابن طاوس يک اشکال تاريخي هم نسبت به اربعين بودن روز بيستم صفر مطرح کرده و آن اين که اگر امام حسين(عليهالسلام) روز دهم محرم به شهادت رسيده باشد، اربعين آن حضرت نوزدهم صفر ميشود نه بيستم. در پاسخ گفته شده است، به احتمالي ماه محرمي که در دهم آن امام حسين(عليهالسلام) به شهادت رسيده، بيست و نه روز بوده است. اگر ماه کامل بوده، بايد گفت که روز شهادت را به شمارش نياوردهاند.(19)
پي نوشت ها:
1- مجموعه ورام، ص 35.
2- مستدرک وسائل، ج 9، ص 329.
3- الاحتجاج، ص 84 .
4- بحارالانوار، ج 53، ص 200 .
5- مستدرک وسائل، ج 5، ص 217.
6- مصباح المتهجد، ص 787 .
7- نزهةالزاهد، ص 241.
8- الفتوح ابن اعثم، تصحيح مجد طباطبائي، ص916.
9- لؤلؤ و مرجان، ص 154.
10- بحارالانوار، ج 101، ص 334 ـ 335 .
11- نفس المهموم ترجمه شعراني، ص 269 .
12- آلاثارالباقيه، ص 422.
13- لؤلؤ و مرجان، ص 152 .
14- اقبال الاعمال، ج 3، ص 101 .
15- منتهي الامال، ج 1، صص 817 ـ 818 .
16- بررسي تاريخ عاشورا، صص 148 ـ 149 .
17- مصباح المتهجد، ص 788، تهذيب الاحکام، ج 6،ص 113، اقبال الاعمال، ج 3، ص 101، مزار مشهدي، ص 514 (تحقيق قيومي)، مزار شهيد اول (تحقيق مدرسة الامام المهدي، قم 1410، ص 185 ـ 186 .
18- اربعين شهيد قاضي، ص 386 .
19- بحارالانوار، ج 98، ص 335 .
* منبع: سايت تبيان