آيا روزى هر كس مقدّر است؟
کد خبر:۵۸۴۵۵

آيا روزى هر كس مقدّر است؟

از بسيارى از آيات قرآن و روايات مقدّر بودن روزى استفاده مى‌شود و در منابع مختلف مى بينيم كه وسعت و فراخى روزى يا تنگى و ضيق آن، به اراده و مشيّت خداوند نسبت داده شده است، تا بندگان خود را بيازمايند.

به هر كس آنچه مصلحتش بوده است داده و براى هر كس آنچه مايه صلاح حالش بوده مقرّر فرموده، اين تعبيرات سؤالات متعدّدى بر مى انگيزد.

نخست اينكه: اگر چنين است پس تلاش و كوشش، براى رزق و روزى چه مفهومى مى تواند داشته باشد؟

ديگر اينكه: اين گونه برداشت ها سبب ركود فعّاليت هاى اجتماعى و عقب ماندگى جامعه مى شود؛ جامعه اى كه بايد پرنشاط و پراميد به فعّاليت هاى گسترده بپردازد و در ميدان رقابت از جوامع غير مسلمان عقب نماند.

قرآن مجيد مى فرمايد: «نَحْنُ قَسَمْنَا بَيْنَهُمْ مَعِيَشَتَهُمْ فِي الْحَيوةِ الدُّنْيا وَ رَفَعْنَا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْض دَرَجَات; ما معيشيت و (روزى) آنها در حيات دنيا در ميانشان تقسيم كرديم و بعضى را بر بعضى برترى داديم».(1)

ولى پاسخ اين سؤال ها در روايات اسلامى آمده است كه هرگاه كنار هم چيده شود، ابهامى باقى نمى ماند.

از يك سو، در همين نهج البلاغه و كلمات مولا مى خوانيم: «إِنَّ الرِّزْقَ رِزْقَانِ: رِزْقٌ تَطْلُبُهُ، وَ رِزْقٌ يَطْلُبُكَ، فَإِنْ أَنْتَ لَمْ تَأْتِهِ أَتاكَ; روزى بر دو گونه است: قسمتى از آن، تو بايد به دنبالش بروى و قسمتى از آن، او به دنبال تو مى آيد، به گونه اى كه اگر به سراغش نروى به سراغ تو خواهد آمد».(2)

واقعيت نيز چنين است كه قسمت مهمّى از روزى چيزى است كه انسان بايد در راه آن تلاش و كوشش كند و تمام هوش و استعداد و توان خود را به كار گيرد و بدون اينها هرگز به آن نخواهد رسيد؛ ولى بخش ديگرى روزى هاى ناخواسته است كه به سراغ انسان مى آيد و به او نشان مى دهد كه اگر چه تلاش و كوشش يك اصل مهم است، امّا رازقيّت خدا منحصر به آن نيست و در همه حال بايد به او دل بست و همه چيز را از او دانست.

در روايت ديگرى مى خوانيم: «از جمله دعاهايى كه مستجاب نمى شود، دعاى انسان سالمى است كه در خانه نشسته و دست از تلاش و كوشش برداشته و عرضه مى دارد: خدايا به من روزى ده! (فرشتگان الهى) به او مى گويند: اين دعاى تو مستجاب نيست، برخيز و تلاش كن.» امام صادق(عليه السلام) مى فرمايد: «أَرْبَعٌ لاَيُسْتَجَابُ لَهُمْ دُعَاءٌ: الرَّجُل جَالِسٌ فِي بَيْتِهِ، يَقُولُ: يَا رَبِّ ارْزُقْنِي! فَيَقُولُ لَهُ: أَلَمْ آمُرْكَ بِالطَّلَبِ».(3)

از سوى ديگر، تقديرات الهى در بسيارى از موارد هماهنگ با تدبيرات ما است؛ يعنى خداوند مقدّر كرده آنها كه تلاش و كوشش مى كنند سهم بيشترى داشته باشند و آنها كه سُست و تنبل‌اند سهم كمتر، اين هماهنگىِ تقدير و تدبير، پاسخ روشنى به كسانى مى دهد كه به بهانه تقدير از تدبير سرباز مى زنند و تن به تنبلى مى دهند.

از سوى سوم، بى شك استعداد جسمانى و فكرى همه انسان ها يكسان نيست و افراد بشر از نظر هوش و استعداد و مديريّت اقتصادى و توان جسمى براى كار كردن بسيار تفاوت دارند و همين، سرچشمه تفاوت بهره هاى آنها در اين قسمت مى شود; آن كس كه اين تفاوت ها را مقدّر كرده، طبعاً تفاوت هاى روزى را نيز مقدّر فرموده است و انتظار يكسان بودن همه انسان ها از نظر روح و جسم، انتظار بسيار بى جايى است؛ مانند انتظار مساوى بودن همه اعضاى بدن و تمام استخوان ها و عضلات، چرا كه در مجموعه بدن، هر عضوى مأموريتى دارد و توان او به اندازه مأموريت اوست و مجموعه جهان انسانيّت نيز، همانند يك بدن است با تفاوت ها در جهات مختلف و طبعاً با تفاوت در بهره هاى روزى.

نتيجه اينكه: آنچه در بالا درباره تقدير ارزاق آمده، مى تواند اشاره اى به تمام آنچه در 3نكته بالا گفتيم بوده باشد و اين چيزى بر خلاف عدالت نيست، بلكه عين عدالت و حكمت است.

 1. سوره زخرف، آيه 32.

2. نهج البلاغه، نامه 31.

3. ميزان الحكمه، جلد 2، حديث 5701.

پربازدیدترین آخرین اخبار