«بي تريبوني» به مثابه تريبون
کد خبر:۵۸۶۳۲
نگاهي به دلايل فرار سران جريان معترض از مناظره؛

«بي تريبوني» به مثابه تريبون

جريان معترض قصد دارد «تهي بودن» خود را در پشت توهمي به نام  «بي تريبوني» مخفي کرده و باز هم از آبشخور «نداشته هاي مجازي» خود، «ناداري واقعي»اش که همان  فقر تحليل و منطق و استدلال است را از ديد افکار عمومي پنهان کند.

مهدي عرفاتي - گروه سياسي؛ ماههاست كه در جريان مباحثه و مناظره با طرفداران و حاميان جريان موسوم به سبز شاهد هستيم كه يكي از موارد گلايه آميز آنان، نداشتن «تريبون» است. اين جماعت مدعي اند که در پي حوادث پس از  انتخابات، حکومت همه تريبون هاي رسانه اي آنها اعم از روزنامه ها و سايتهايشان را توقيف کرده و هيچ فرصتي هم در رسانه ملي براي بيان ديدگاه هاي انتقادي جريان معترض مهيا نشده است.

اينکه اين ادعاها تا چه اندازه به حقيقت نزديک است و آيا دوستان سبز به راستي از هرگونه ابزار بيان نظراتشان محروم هستند و اينکه آيا رسانه ملي هيچگونه فرصتي براي انعکاس نظرات معترضين فراهم نکرده است، کار چندان دشواري نيست. كافيست به پيشخوان روزنامه فروشي ها با كمي انصاف نگاه كنيد؛ مطمئنا اگر تعداد روزنامه هايي كه با لوگوهاي سبز آذين بندي شده اند از روزنامه هاي اصولگرا بيشتر نباشد، كمتر هم نيست. به اين تعداد، خيل نشريات و مجله هاي رنگارنگ سبز را هم اضافه كنيد. اصلا هم كاري به شبكه هاي متعدد ماهواره اي كه روزانه صدها برنامه و وي‍ژه برنامه در تبليغ و اشاعه ديدگاه هاي اصلاح طلبانه(؟!) حضرات سبز توليد مي كنند نداريم.

در مورد صدا وسيما هم ديديم که پس از ماه ها تبليغات و مظلوم نمايي جريان سبز، جناب ضرغامي از دعوت موسوي براي انجام مناظره در چند روز پس از انتخابات و مخالفت ميرحسين خبر داد و البته اين خبر هم از سوي مهندس موسوي هيچگاه تکذيب نشد. در همين برنامه "روبه فردا" هم شاهد هستيم که مدعيان يکجانبه گرائي صدا وسيما و کساني که مدعي اند رسانه ملي به "رسانه ميلي" تبديل شده، با بهانه گيري و شرط گذاري، حاضر به اخذ تريبون نمي شوند.

رفتار حضرات براي اهل تحليل اصلا تعجب برانگيز نيست! اساسا کساني به دنبال تريبون هستند که حرفي براي گفتن داشته و بر منطق و استدلال خود استوار باشند نه جماعتي که تنها مهارتشان سوار شدن بر موج احساسات و عواطف عوامانه است. في الواقع اينگونه جريانات تا زماني برنده ميدان تبليغ و جوسازي اند که بهانه اي بر «نداشته»هاي خود از روزنامه گرفته تا سايت و تريبوني به نام رسانه ملي در دست داشته باشند و آنگاه که خود را ناغافل در برابر افکار عمومي مي يابند، راهي جز گريز و بهانه جوئي و شرط و شروط گذاشتن نمي بينند.

اساسا در اينجا به دنبال اثبات اين مقوله نيستم که چه جرياني تريبون دارد و  کدام جريان تريبون ندارد. که اگر بنا بر اين بود، مثنوي هفتاد من کاغذ مي شد حکايت 24 ميليون آدم مظلوم بي تريبوني که حقشان را در روز روشن جمهوري اسلامي، عده اي حرامي از خدا بي خبر خوردند و بر جنازه راي شان معرکه گرداني کردند. بگذريم...

حرف من در اينجا اين است که جريان معترض قصد دارد «تهي بودن» خود را در پشت توهمي به نام  «بي تريبوني» مخفي کرده و باز هم از آبشخور «نداشته هاي مجازي» خود، «ناداري واقعي»اش که همان  فقر تحليل و منطق و استدلال است را از ديد افکار عمومي پنهان کند.

اگر «تريبون» را موقعيتي بدانيم كه چهره ها و جريانات مختلف بواسطه آن، «داشته ها»ي خود را در معرض قضاوت افكار عمومي قرار مي دهند، آنگاه موضوع «بي تريبوني» براي جريانات «تهي» و «ندار» (از نظر منطق و استدلال) بعنوان يک «موهبت سياسي» موضوعيت پيدا مي کند؛ بعبارتي حربه "بي تريبوني" براي جريانات مزبور بعنوان تريبوني براي فريب افكار عمومي مورد استفاده قرار مي گيرد.

مناظرات اخير در برنامه "روبه فردا" حقيقتي را آشکار کرد که هرچند تلخ ولي براي مردم و مسئولان جمهوري اسلامي عبرت آموز بود. اصرار آن دو بزرگوار از جبهه اصلاحات و از معترضان به انتخابات(کواکبيان و اطاعت) بر «عبور از موضوع انتخابات» و تاکيد بر «نگاه کردن به آينده» و يا اينکه  ماجراي حوادث پس از انتخابات ريشه در مسايل اقتصادي و تورم و فقر دارد نه تقلب، اين حقيقت را براي مردم و حتي معترضان آشکار کرد که اگر نه تنها يک تريبون، بلکه اگر تمام صدا وسيما و همه روزنامه ها و سايت هاي داخلي را به آقايان بدهند، نخواهند توانست ذره اي از آنچه که ماهها قبل برايش سينه چاک کرده و لشکرکشي کرده بودند، دفاع کنند.

خيل دعوتنامه هاي تشکل هاي دانشجويي براي برپايي مناظرات که از سوي سران جريان معترض اجابت نشده است و همچنين امتناع بي سر وصداي حضرات از حضور در برنامه هاي زنده و چالشي صداوسيما و اصرار آنها بر عبور از مساله انتخابات و... اين واقعيت را ملموس تر مي کند که فرماندهان جريان معترض خيلي پياده تر از آني هستند که پياده نظامان اين جريان فکر مي کردند.

اما تغيير رويکرد رسانه ملي در دعوت از چهره هاي معترض مي تواند گامي بلند براي شناساندن زواياي پنهان اين جريان و تناقضات جدي گفتماني و عملکردي آن باشد. در حقيقت اين تاکتيک، بازي دوسر بردي را مقابل نظام قرار مي دهد که بازي خطرناک و پيچيده دشمن و عقبه هاي داخلي اش را به خود آنها باز ميگرداند. /انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار