بدعت چيست و بدعتگزار كيست؟
قال على عليه السلام: «امَّا اهْلُ الْبِدْعَةِ فَالُمخالِفُونَ لِامْرِ اللَّهِ، وَ لِكِتابِه، وَ رَسُوله، الْعامِلُونَ بِرَأْيِهِمْ وَ اهْوائِهِمْ وَ انْ كَثُرُوا»؛
«بدعتگزاران كسانى هستند كه مخالف دستورات خداوند و قرآن مجيد و رسول خدا، و بر اساس افكار و عقايد و هوا و هوس خويش عمل مىكنند. (چنين اشخاصى اهل بدعت هستند) هر چند تعداد آنها زياد باشد.» «ميزان الحکه، ج1»
شرح و تفسير
بدعت بر دو قسم است: 1- گاه به معنى نوآورى در مسائل علمى، صنعتى، اجتماعى، ذوقى و مانند آن است. انسان اگر مسئله تازهاى را با ذوق سليم و راهنمايى عقل ارائه دهد، اين امر مثبتى است و بيشتر از آن، تعبير به ابداع مىشود و روشن است كه پيشرفت علوم و صنايع بشرى در سايه اين نوآورىهاست.
2- معنى ديگر بدعت تحريف احكام خدا يا اضافه كردن چيزى بر آن است؛ كه اين نوع از بدعت، بدعت منفى است، و متأسفانه گاهى اين دو نوع را جا به جا مىكنند تا با تظاهر به بدعت مثبت، بدعت منفى را پياده كنند، مثل اين كه به عنوان نوآورى مىگويند: «وضو براى زمانى بوده كه بهداشت به طور مطلوب مراعات نمىشد و مردم به اندازه كافى خود را شست و شو نمىكردند، بدين جهت اسلام وضو را براى رعايت بهداشت لازم كرد، ولى اكنون كه مردم خود به خود بهداشت را در حد مطلوب رعايت مىكنند، ديگر وضو لازم نيست!». بدين جهت بايد هوشيار بود كه بدعتگزاران، بدعت منفى را در لباس بدعت مثبت پياده نكنند.
بعد از روشن شدن دو قسم بدعت و تعيين مرز ميان بدعت مثبت و منفى به كلام مولاى متقيان بازمىگرديم. آن حضرت در مقام تفسير بدعت منفى مىفرمايد:
«اهل بدعت مخالف اوامر الهى و كتاب پروردگار و رسولش هستند.» بدعتى كه امام حسين عليه السلام در مقابل آن ايستاد بدعتى بود كه در عصر خلفا، مخصوصاً خليفه سوم ايجاد شده بود؛ بيت المال را در اختيار خويشاوندان خليفه گذاشتند، پستها و مقامهاى حكومت اسلامى را، كه بايد بر اساس تقوا و علم و آگاهى و تدبير و لياقتها تقسيم شود، در اختيار دار و دسته خود نهادند.
اين بدترين بدعتها بود كه امام حسين عليه السلام با آن به مبارزه برخاست. علاوه بر همه اينها، معاويه بدعت بزرگ ديگرى نهاد و حكومت اسلامى را تبديل به سلطنت كرد و تمام آداب و رسوم شاهان را زنده نمود و يزيد نالايقِ شرابخوارِ كبوتر بازِ هرزه را به عنوان جانشين خود انتخاب كرد! اينها مخالف اوامر الهى و قرآن مجيد و اهداف پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله بود. آنچه مخالف اوامر الهى و كتاب و سنت باشد بدعت است، چه آن را قرائت جديد بناميم، يا از آن به نوآورى ياد كنيم، يا تفسير و برداشت تازهاى بناميم!
انگيزههاى بدعت
امام در جمله ديگر به انگيزههاى بدعتگزاران مىپردازد و مهمترين انگيزه اين كار را هوا و هوس معرفى مىكند. افراد هوسبازى هستند كه دين را مانع هوا و هوس خود مىدانند، ولى از آن جا كه نمىتوانند با دين به صورت مستقيم مبارزه كنند، هوا و هوس خود را در لباس دين و به عنوان قرائت جديد عرضه مىكنند و با تفسير به رأى پايهگزار بدعتهاى مختلفى مىشوند. در زمان طاغوت نيز اين سلاح مورد استفاده قرار مىگرفت، آنها در پاسخ به اشكالات و انتقادها مىگفتند:
«ما روح اسلام را حفظ كردهايم؛ هر چند برخى از قالبها محفوظ نمانده است!» يكى از وعاظ السلاطين در مقابل پرسش شاه كه فلان برنامه ما موافق اسلام است يا نه؟ مىگويد: «تا اراده ملوكانه چه باشد!» شما هر چه بخواهيد قرائت جديدى ارائه خواهيم داد!
اگر با بدعت، مبارزه نشود و دانشمندان در مقابل آن به روشنگرى مردم نپردازند، نتيجه آن نابودى دين و مذهب است؛ زيرا اگر در هر عصر و زمانى چند بدعت نهاده شود، پس از مدتى چهره دين به طور كلى تغيير مىيابد و دين به عنوان يك پديده جديد جلوه مىكند.
شايد رواياتى كه در مورد حضرت حجت- عجل اللَّه تعالى فرجه- وارد شده و دلالت دارد بر اين كه آن حضرت دين جديد مىآورد، اشاره به همين مطلب باشد؛ يعنى در آن زمان، دين اسلام آن قدر دستخوش بدعتها و پيرايهها مىگردد كه وقتى آن حضرت بدعتها و پيرايههاى آن را مىزدايد، براى مردم آن عصر و زمان دين تازهاى جلوه مىكند!
پايههاى بدعت
بدعت بر اساس ضعف ايمان بنا نهاده شده است. ما اگر خداوند را عالِم على الاطلاق بدانيم، و خود را در مقابل او حتى بسان قطرهاى در برابر دريا ندانيم، و علم و دانش بىنهايت او را در مقابل علم بىمقدار خود قابل مقايسه نكنيم، و اسلام را به عنوان آخرين دين الهى قبول داشته باشيم، و پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله را معصوم بدانيم، هرگز به خود اجازه دخل و تصرف در احكام الهى را نخواهيم داد.
ما نبايد كتاب و سنت را به رنگ آرا و عقايد و نظريات خود درآوريم و جلوى آنها حركت كنيم؛ بلكه بايد آنها را امام خود بدانيم و در سايه آنها حركت كنيم و اعتقادات خود را به رنگ آن درآوريم. چگونه برخى از اهل بدعت در مقابل دستور يك طبيب كه بشرى مثل آنهاست، تسليم و رام هستند، ولى در برابر فرامين الهى متمرد و گردنكش مىباشند؟!/انتهاي پيام/