بدعت چيست و بدعت‏گزار كيست؟
کد خبر:۵۸۶۵۳
110 سرمشق از سخنان حضرت على (ع)

بدعت چيست و بدعت‏گزار كيست؟

بدعت تحريف احكام خدا يا اضافه كردن چيزى بر آن است و بدعت‏گزاران كسانى هستند كه مخالف دستورات خداوند، قرآن مجيد و رسول خدا بوده  و بر اساس افكار و عقايد و هوا و هوس خويش عمل مى‏كنند.

قال على عليه السلام: «امَّا اهْلُ الْبِدْعَةِ فَالُمخالِفُونَ لِامْرِ اللَّهِ، وَ لِكِتابِه‏، وَ رَسُوله، الْعامِلُونَ بِرَأْيِهِمْ وَ اهْوائِهِمْ وَ انْ كَثُرُوا»؛

«بدعت‏گزاران كسانى هستند كه مخالف دستورات خداوند و قرآن مجيد و رسول خدا، و بر اساس افكار و عقايد و هوا و هوس خويش عمل مى‏كنند. (چنين اشخاصى اهل بدعت هستند) هر چند تعداد آن‏ها زياد باشد.» «ميزان الحکه، ج1»

شرح و تفسير

بدعت بر دو قسم است: 1- گاه به معنى نوآورى در مسائل علمى، صنعتى، اجتماعى، ذوقى و مانند آن است. انسان اگر مسئله تازه‏اى را با ذوق سليم و راهنمايى عقل ارائه دهد، اين امر مثبتى است و بيش‏تر از آن، تعبير به ابداع مى‏شود و روشن است كه پيشرفت علوم و صنايع بشرى در سايه اين نوآورى‏هاست.

2- معنى ديگر بدعت تحريف احكام خدا يا اضافه كردن چيزى بر آن است؛ كه اين نوع از بدعت، بدعت منفى است، و متأسفانه گاهى اين دو نوع را جا به جا مى‏كنند تا با تظاهر به بدعت مثبت، بدعت منفى را پياده كنند، مثل اين كه به عنوان نوآورى مى‏گويند: «وضو براى زمانى بوده كه‏ بهداشت به طور مطلوب مراعات نمى‏شد و مردم به اندازه كافى خود را شست و شو نمى‏كردند، بدين جهت اسلام وضو را براى رعايت بهداشت لازم كرد، ولى اكنون كه مردم خود به خود بهداشت را در حد مطلوب رعايت مى‏كنند، ديگر وضو لازم نيست!». بدين جهت بايد هوشيار بود كه بدعت‏گزاران، بدعت منفى را در لباس بدعت مثبت پياده نكنند.

بعد از روشن شدن دو قسم بدعت و تعيين مرز ميان بدعت مثبت و منفى به كلام مولاى متقيان بازمى‏گرديم. آن حضرت در مقام تفسير بدعت منفى مى‏فرمايد:

«اهل بدعت مخالف اوامر الهى و كتاب پروردگار و رسولش هستند.» بدعتى كه امام حسين عليه السلام در مقابل آن ايستاد بدعتى بود كه در عصر خلفا، مخصوصاً خليفه سوم ايجاد شده بود؛ بيت المال را در اختيار خويشاوندان خليفه گذاشتند، پست‏ها و مقام‏هاى حكومت اسلامى را، كه بايد بر اساس تقوا‏ و علم و آگاهى و تدبير و لياقت‏ها تقسيم شود، در اختيار دار و دسته خود نهادند.

اين بدترين بدعت‏ها بود كه امام حسين عليه السلام با آن به مبارزه برخاست. علاوه بر همه اين‏ها، معاويه بدعت بزرگ ديگرى نهاد و حكومت اسلامى را تبديل به سلطنت كرد و تمام آداب و رسوم شاهان را زنده نمود و يزيد نالايقِ شرابخوارِ كبوتر بازِ هرزه را به عنوان جانشين خود انتخاب كرد! اين‏ها مخالف اوامر الهى و قرآن مجيد و اهداف پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله بود. آنچه مخالف اوامر الهى و كتاب و سنت باشد بدعت است، چه آن را قرائت جديد بناميم، يا از آن به نوآورى ياد كنيم، يا تفسير و برداشت تازه‏اى بناميم!

انگيزه‏هاى بدعت‏

امام در جمله ديگر به انگيزه‏هاى بدعت‏گزاران مى‏پردازد و مهم‏ترين‏ انگيزه اين كار را هوا و هوس معرفى مى‏كند. افراد هوسبازى هستند كه دين را مانع هوا و هوس خود مى‏دانند، ولى از آن جا كه نمى‏توانند با دين به صورت مستقيم مبارزه كنند، هوا و هوس خود را در لباس دين و به عنوان قرائت جديد عرضه مى‏كنند و با تفسير به رأى پايه‏گزار بدعت‏هاى مختلفى مى‏شوند. در زمان طاغوت نيز اين سلاح مورد استفاده قرار مى‏گرفت، آن‏ها در پاسخ به اشكالات و انتقادها مى‏گفتند:

«ما روح اسلام را حفظ كرده‏ايم؛ هر چند برخى از قالب‏ها محفوظ نمانده است!» يكى از وعاظ السلاطين در مقابل پرسش شاه كه فلان برنامه ما موافق اسلام است يا نه؟ مى‏گويد: «تا اراده ملوكانه چه باشد!» شما هر چه بخواهيد قرائت جديدى ارائه خواهيم داد!

اگر با بدعت، مبارزه نشود و دانشمندان در مقابل آن به روشنگرى مردم نپردازند، نتيجه آن نابودى دين و مذهب است؛ زيرا اگر در هر عصر و زمانى چند بدعت نهاده شود، پس از مدتى چهره دين به طور كلى تغيير مى‏يابد و دين به عنوان يك پديده جديد جلوه مى‏كند.

شايد رواياتى كه در مورد حضرت حجت- عجل اللَّه تعالى فرجه- وارد شده و دلالت دارد بر اين كه آن حضرت دين جديد مى‏آورد، اشاره به همين مطلب باشد؛ يعنى در آن زمان، دين اسلام آن قدر دستخوش بدعت‏ها و پيرايه‏ها مى‏گردد كه وقتى آن حضرت بدعت‏ها و پيرايه‏هاى آن را مى‏زدايد، براى مردم آن عصر و زمان دين تازه‏اى جلوه مى‏كند!

پايه‏هاى بدعت‏

بدعت بر اساس ضعف ايمان بنا نهاده شده است. ما اگر خداوند را عالِم على الاطلاق بدانيم، و خود را در مقابل او حتى بسان قطره‏اى در برابر دريا ندانيم، و علم و دانش بى‏نهايت او را در مقابل علم بى‏مقدار خود قابل مقايسه نكنيم، و اسلام را به عنوان آخرين دين الهى قبول داشته باشيم، و پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله را معصوم بدانيم، هرگز به خود اجازه دخل و تصرف در احكام الهى را نخواهيم داد.

ما نبايد كتاب و سنت را به رنگ آرا و عقايد و نظريات خود درآوريم و جلوى آن‏ها حركت كنيم؛ بلكه بايد آن‏ها را امام خود بدانيم و در سايه آن‏ها حركت كنيم و اعتقادات خود را به رنگ آن درآوريم. چگونه برخى از اهل بدعت در مقابل دستور يك طبيب كه بشرى مثل آن‏هاست، تسليم و رام هستند، ولى در برابر فرامين الهى متمرد و گردنكش مى‏باشند؟!/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار