رژيم پهلوي در نظرات حضرت آیت الله خامنه اي
کد خبر:۵۸۶۵۸
وبلاگ «منتظران»؛

رژيم پهلوي در نظرات حضرت آیت الله خامنه اي

انقلاب ما يك حركت عظيم مردمي عليه حكومتي بود كه تقريباً تمام خصوصيّات يك حكومت بد را داشت؛ هم فاسد بود، هم وابسته بود، هم تحميلي و كودتايي بود و هم بي‌كفايت بود؛ من همين چهار خصوصيت را توضيح مختصري مي‌دهم.

به گزارش گروه پاتوق شيشه اي «شبکه خبر دانشجو»، نوسنده وبلاگ «منتظران» فراز مهمي از سخنان مقام معظم رهبري را در روز سيزدهم بهمن سال 1377 را نقل كرده است:

1- رژيم پهلوي, رژيمي فاسد آن حكومت، اوّلاً فاسد بود؛ فساد مالي داشتند؛ فساد اخلاقي داشتند؛ فساد اداري داشتند. در فساد ماليشان همين بس كه خود شاه و خانواده‌ي او در بيشتر معاملات اقتصادي كلان اين كشور داخل مي‌شدند. خود او و برادران و خواهرانش، جزو كساني بودند كه بيشترين ثروت‌اندوزي شخصي را كردند. رضاخان در دوران شانزده، هفده ساله‌ي سلطنت خود، ثروت كلاني اندوخت. بد نيست بدانيد كه بعضي از شهرهاي اين كشور، به حسب سند، دربست متعلّق به رضاخان بود! مثلاً شهر فريمان تماماً ملك رضاخان بود! بهترين املاك و زمينهاي اين كشور، متعلّق به او بود. او به اين چيزها و به جواهرات علاقه داشت. البته بچه‌هايش قدري مَشرب وسيعتري داشتند؛ هرگونه ثروتي را دوست مي‌داشتند و جمع مي‌كردند! بهترين دليل هم اين است كه وقتي اينها از اين كشور رفتند، ميلياردها دلار ثروتشان در بانكهاي خارجي انباشته شده بود! شايد بدانيد كه ما بعد از انقلاب خواستيم كه ثروت شاه را به ما برگردانند و البته طبيعي هم بود كه جواب ندهند. آن وقت تخميني كه از مال مجموع اين خانواده زده مي‌شد، دهها ميليارد دلار بود! رفتند در جاهاي مختلف دنيا مستقر گرديدند و همه‌شان جزو ثروتمندان شدند. اين پولهاي كلان را با زحمتكشي كه به‌دست نياورده بودند، كاسبي مشروع كه نكرده بودند؛ اينها پولهايي بود كه زراندوزيها و ثروت‌اندوزيهاي غيرمشروع آن را به‌وجود آورده بود. نظامي كه در رأس خودش اين‌قدر فساد مالي داشت، ببينيد چگونه نظامي بود و با مردم چه مي‌كرد!

از لحاظ اخلاقي هم فاسد بودند. باندهاي تبهكار معاملات قاچاق، زير دست برادران و خواهران اين شخص قرار داشتند. از لحاظ مسائل اخلاقي و جنسي، چيزهايي هست كه گفتن و شنيدنش عرق شرم بر پيشاني انسان مي‌آورد. البته گوشه‌اي از خاطرات اين چيزها را، بعدها كسان و نزديكان و دستياران خودش نوشتند و منتشر كردند.

از لحاظ فساد اداري هم رو به تباهي بودند. در مديريّتها، صلاحيتها را رعايت نمي‌كردند؛ وابستگيهاي به خودشان و دستورات سرويسهاي اطّلاعاتي و امنيتي بيگانه را ملاك قرار مي‌دادند و كساني را سرِكار مي‌آوردند. ببينيد؛ حكومتي كه در رأس خودش رشوه مي‌گيرد، ثروت‌اندوزي مي‌كند، معامله‌ي قاچاق مي‌كند و به مردم خيانت مي‌كند، چگونه حكومتي است. اگر كسي بخواهد اينها را با دلايل و شواهدش بگويد، كتابها خواهد شد.

2- رژيم پهلوي, رژيمي وابسته آنها وابسته بودند. وابستگيشان به‌خاطر اين بود كه از مردم به‌كلّي بريده بودند. براي حفظ حكومت خودشان، خود را ناچار مي‌دانستند كه به خارجيها متّكي شوند. رضاخان را انگليسيها سرِكار آوردند، كه جزو تواريخ مشخص و مسلّم و روشن است. محمّدرضا را هم انگليسيها تثبيت كردند. بعد از دوره‌ي حكومت دكتر مصدّق، كودتا را امريكاييها به راه انداختند و البته از دست انگليسيها ربودند و آنها خودشان تسلّط پيدا كردند. اينها در اغلب امورِ اين كشور، وابسته بودند. مستشاران امريكايي و دهها هزار امريكايي ديگر در مهمترين مراكز نظامي، اطّلاعاتي، اقتصادي و سياسي اين كشور شغلهاي حسّاس و درآمدهاي گزاف داشتند و آنها در حقيقت كارها را انجام مي‌دادند و به آنها خط مي‌دادند. دستگاه اطّلاعاتي اين كشور را امريكاييها و اسرائيليها به‌وجود آوردند. در سياستها، تابع نظرات انگليسيها و در اين اواخر، تابع نظرات امريكاييها بودند. در زمينه‌ي منطقه‌اي و جهاني، حتّي در زمينه‌هاي اقتصادي - مثلاً قيمت نفت چقدر باشد، فروش نفت چگونه باشد، وضع شركتهاي خارجي در نفت ايران به چه كيفيّت باشد - در همه‌ي اين مسائل مهم و حسّاس، آن چيزي كاري را انجام مي‌دادند كه از آنها خواسته شده بود! البته منافع خودشان را هم در نظر داشتند. براي خارجيها فداكاري نمي‌كردند، بلكه براي حفظ حكومت خودشان، صددرصد به بيگانگان ميدان مي‌دادند و به آنها تكيه مي‌كردند و دست آنها را در تطاول به اين كشور و اين ملت باز مي‌گذاشتند.

3- رژيم پهلوي, رژيمي تحميلي حكومت آنها تحميلي و كودتايي بود. با كودتا سرِكار آمده بودند؛ هم رضاخان با كودتا سرِكار آمده بود، هم محمّدرضا با كودتا سرِكار آمد. حكومت كودتايي، معلوم است چطور حكومتي است: بر مردم تحميل بودند و از آراءِ مردم، عقايد مردم، دلبستگيهاي مردم، فرهنگ مردم و درخواست و اراده‌ي آنها هيچ نشاني نبود. آنها براي آراءِ مردم، براي خواست مردم، براي عقايد مردم، براي دين مردم و براي فرهنگ مردم، هيچ احترامي قائل نبودند؛ هيچ رابطه‌ي صميمي و دوستانه‌اي با مردم نداشتند. رابطه، رابطه‌ي خصمانه بود؛ رابطه‌ي ارباب و رعيّت بود؛ رابطه‌ي آقايي و نوكري بود؛ سلطنت بود ديگر! سلطنت و پادشاهي، معنايش همين است؛ يعني حكومت مطلقه‌اي كه هيچ تعهّدي در مقابل مردم ندارد. خانواده‌ي پهلوي، پنجاه سال در كشور ما اين‌گونه زندگي كردند.

4- رژيم پهلوي, رژيمي بي کفايت و بالاخره، آنها بي‌كفايت بودند. شما وضع كنوني كشور را مشاهده مي‌كنيد. شكّي نيست كه هركسي در اين كشور مي‌داند - بخصوص شما جوانان - كه ما در ميدانهاي علمي دنيا و در ميدان صنعت و فنآوري و پيشرفتهاي علمي و تحقيقات، جزو كشورهايي هستيم كه سالها بايد تلاش كنيم تا خودمان را به آن نقطه‌اي كه شايسته‌ي ماست، برسانيم. اين عقب افتادگي، بر اثر پنجاه سال حكومت رژيم بي‌كفايتي است كه نتوانست از ظرفيت عظيم اين كشور و از استعداد خروشان اين ملت استفاده كند. شما اين استعدادِ امروز را نگاه مي‌كنيد و مي‌بينيد. ببينيد جوانان ما در ميدانهاي مسابقات علمي دنيا، چه بُروز و ظهور و تبرّزي پيدا مي‌كنند! در گذشته، از اين استعدادها استفاده نمي‌شد و به آنها بي‌اعتنايي مي‌شد. صرفاً در جهت اهداف و خواسته‌هاي نامشروع خودشان از آن استفاده مي‌كردند. البته بعضيها مي‌گذاشتند مي‌رفتند، خيليها هم مي‌ماندند؛ ليكن بدون آن‌كه در استعدادهاي آنها هيچ درخششي به‌وجود آيد و كاري انجام گيرد. مملكت را ويرانه رها كرده بودند. بعد از جنگ، يكي از بزرگترين كارهاي ما، اصلاح ويرانيهاي جنگ بود. مي‌ديديم كه آنچه جنگ برسر اين ملت آورده، به مراتب كمتر از آن چيزي است كه حكومت سالهاي متمادي خاندان پهلوي آورده بود! چنين حكومتي، سالها بر مردم حكومت كرده بود. وقتي در سال چهل و يك فرياد امام بلند شد، بغض مردم تركيد. مردم در طول دهها سال بغض كرده بودند. بعضيها به آن وضع عادت كرده بودند، بسياري هم بغض كرده بودند. حرف امام به دلها نشست. بدانيد آن روزي كه امام اين فرياد را بلند كردند، هنوز مرجع تقليدِ معروفي نبودند. البته ايشان در قم بين علما و بزرگان، فضلا و طلّاب حوزه، خيلي موجّه بودند و پايگاه بسيار بلندي داشتند؛ اما در بين مردم سراسر كشور، آن‌چنان شناخته شده نبودند. اين فرياد كه بلند شد، چون درست بود، چون بحق بود - زيرا متّكي به خواستهاي مردم و در اصل به اسلام و دين متّكي بود - بلافاصله همه جا به‌طور طبيعي منتشر شد؛ دهن به دهن، دست به دست، دل به دل سير كرد، به همه جا رسيد و مردم را به امام علاقه‌مند كرد. امام بزرگوار ما كه در سال چهل و يك به هنگام شروع مبارزات، چندان معروفيتي نداشتند، در خرداد چهل و دو وضع و پايگاهشان در دلهاي مردم به آن‌جايي رسيده بود كه حادثه‌ي پانزده خرداد چهل و دو در تهران اتّفاق افتاد و هزاران نفر در راه امام جان خودشان را فدا كردند. اين بر اثر حقانيت آن فرياد بود./انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار