گاهي سر دانشجو با پنبه بريده ميشد
يادداشت مهمان؛ يكي از معلمان تاريخ دبيرستانمان ميگفت كه اگر دانشگاه رفتيد، بيشتر از يكي، دو استاد به تمام معنا، نخواهيد ديد؛ بعد از ورود به دانشگاه خواب آن معلم دبيرستان را تعبير شده ديدم.
در طول زمان دانشجويي وقتي سواد آن معلم را با سواد استاديار دانشگاه مقايسه كردم، تفاوت سوادشان برايم محرز شد، در حالي كه دانشگاه محل تحصيلم، دانشگاه مادر بود و دانشگاههاي ديگر حتماً وضعي از اين بهتر نداشتند.
اين تفاوت سواد بماند، غرضها و مرضها بيداد ميكرد، استاد در اولين جلسه قيافهها را تك تك بررسي ميكند و دانشجوياني را كه در آينده دوست خواهد داشت و از دانشجوياني كه نفرت خواهد داشت، رديف بندي ميكند و به جاي انباشت اطلاعات مفيد از تخصص در حافظهاش، چهره دانشجويان را ذخيره ميكند.
دانشجوياني كه مورد غضب استاد هستند، در طول ترم نبايد سوال كنند و اگر سوال كردند با جواب غرضآلود و آميخته با شوخي مواجه خواهد شد تا ديگر جسارت نكند از محضر استاد سوال و تلمذ فرمايند.
استاداني كه سوادشان در همان حفظ مطالب بوده و بعد از شب امتحان از حافظه مباركشان رخت بسته، ناگزيرند از روي كتاب يكي از استادان، بلغوري را به دانشجويان تحميل كنند و آن قدر مطالب و نحوه ارائه آن سخيف است كه حوصله نوشتنش را هم دانشجو ندارد.
حضور و غياب دانشجويان توسط اين دسته از استادان به طور جدي اعمال ميشود چرا كه مي دانند اگر اين حضور و غياب صورت نگيرد از يك كلاس 25 نفره، 5 نفر در كلاس حاضر نخواهند شد؛ كلاس با آميزهاي از خوابآلودگي دانشجويان سپري ميشود؛ اما استادان توانمند هيچ وقت حضور و غياب نميكنند و هميشه در كلاسشان اكثر دانشجويان حضور دارند.
ترم تمام و دانشجويان توسط يك سري از سوالات آزموده ميشوند، استادان كم سواد يا ورقهها را براي اصلاح به رفقاي دانشجوي خود ميدهند و يا از ترازوي وجبهايشان در نمرهبندي بهره ميبرند و هر دانشجويي در نوشتن انبساط خاطر به خرج داده، لاجرم نمره بيشتري ميگيرد؛ اگر اين چنين نبود، تفاوت نمره دانشجو در دو درس همسنخ و هم عنوان، بيشتر از 8 نمره اختلاف پيدا نميكرد.
زمان ما علاوه بر بحثهاي جناحي و اعمال سليقههاي جناحي در نمره دادنها، استاداني هم بودند كه وقتي احساس ميكرد يك دانشجو كمي رنگ و بوي مذهبي دارد، از ابراز هر گونه نفرت بر عليه اين دانشجو ابائي نداشت؛ استاداني كه نه از سر علاقه در كشور مانده بودند و تمام تلاشش را ميكردند تا شما از درس خواندن و دانشگاه آمدن توبه كني
اين استادان نمره دادنشان حرفهاي بود و از نمره 10 بيشتر استفاده ميكردند و خيالشان راحت بود كه دانشجو اعتراض نميكند، چرا كه اگر دانشجو يك صدم هم احتمال ميداد كه نمره استاد درست باشد، ميترسيد كه در تجديد نظر، نمرهاش تك شود و دوباره همان درس را در سال ديگر پاس كند.
البته استاداني بودند كه با هيچ گونه غرض و مرضي دانشجو را مثل فرزندان خود دوست داشتند و هر كاري از دستشان برميآمد براي موفقيت دانشجو كوتاهي نميكردند./انتهاي پيام/