نامه سرگشاده بسيج دانشجويي دانشكده حقوق به سيد حسن خميني
به گزارش خبرنگار سياسي «شبکه خبر دانشجو»، متن کامل اين نامه به اين شرح است:
جناب آقاي سيد حسن خميني
سلام عليکم
متاسفانه چند روز پيش خبري در رسانه ها مبني بر ارسال نامهاي از جانب حضرتعالي خطاب به رئيس سازمان صدا و سيما منتشر شد که مايه نگراني و البته تعجب همه دوستداران واقعي امام خميني(ره) و معتقدين به مکتب ايشان را فراهم ساخت.
اما از سويي ديگر ارسال اين نامه مايه مسرت و شادماني همه رسانه هاي بيگانه و منافقين خارج نشين و دنباله هاي داخلي شان را فراهم کرد؛ کساني که بدون شک با رفتارشان در اين 30 سال ثابت کرده اند که هيچ علاقهاي به امام خميني(ره) و آرمانهاي ايشان ندارند و از همان اوايل انقلاب هميشه بغضي عميق نسبت به حاکم شدن تفکرات حضرت روح الله در ايران اسلامي در دل خويش احساس مي کردهاند، به يکباره از خوشحالي بيش از حد ناشي از نامه جنابعالي به جشن و پايکوبي در رسانههايشان پرداختند.
جاي بسي تاسف بود که اين بار اين بساط شادماني نه از طريق دشمنان خارجي و نه از طريق منافقين و مزدوران خود فروخته داخلي فراهم شده بود، بلکه اين صداي همنوايي با دشمنان قسم خورده نظام و انقلاب و امام خميني(ره) و امام خامنهاي(حفظه الله) از داخل بيت امام و افراد منتسب به ايشان به گوش مي رسيد.
با توجه به مقدمهاي که گذشت و اقدامات و مواضع چند وقت اخير جنابعالي، ما فرزندان روح الله در بسيج دانشجويي دانشکده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران که بارها پايبندي به امام خميني(ره) و آرمانهاي ايشان را در عمل ثابت كردهايم و اصلاً وظيفهاي جز تمسک به ايشان و دفاع از طريقتشان در دانشگاه و در مقابل جريانهاي منحرف براي خود نمي شناسيم، بر آن شديم تا با نگارش نامهاي خطاب به حضرتعالي شما را از اشتباهاتي که احتمالا از روي جهالت و غفلت انجام مي دهيد، آگاه سازيم و با توجه به وظيفه اي که بر گردن داريم؛ اگر تعلق خاطرمان به امام خميني(ره) و همه افراد منتسب به ايشان نبود، هرگز دست به چنين کاري نمي زديم.
جناب آقاي سيد حسن خميني
شايد به زعم بسياري، گلايه ها و شکايات از جنابعالي تنها به اين نامه اخير محدود نمي شود، بلکه مواضع اينچنيني و انتظارات فراوان برآورده نشده از نوه امام در رفتار ايشان سابقهاي ديرينه دارد و از زماني که در انتخابات سال 76 رسما پروژه تجديد نظر طلبي در ارزش ها و معيارهاي امام خميني(ره) کليد ميخورد، عدهاي مست و مقهور از پيروزي بدست آمده به زودي و پس از اندک مدتي آنقدر خود را غرق در شعارهايي همچون جامعه مدني، دموکراسي و آزادي البته با نوع نگرش غربي و متفکرين مغرب زمين مي بينند که به ناچار براي رسيدن به مدينه فاضلهشان هيچ راهي به جز عبور از بزرگترين مانع بر سر راه، يعني تفکرات و مشي امام خميني(ره) ندارند.
همان روزهاي سختي که هر يک براي ملت مسلمان يادآور خاطرات تلخ هجمه بيبديل مطبوعات و رسانه هاي منتسب به جناحي خاص به امام خميني(ره) و دستاوردهاي انقلاب پربار ايشان است، رفته رفته بغض و کينه نسبت به آن حضرت زماني آشکارتر مي شود که همين عده خاص تصميم ميگيرند، اين بزرگترين مانع بر سر راه را يکبار براي هميشه به موزه ببرند، غافل از اينکه عشق به امام خميني(ره) و آرمانهاي ايشان در دل ملت مسلمان و هميشه انقلابي ايران نهفته و به اين راحتي از زندگيشان جدا شدني نيست.
در همه آن دوران از جانب حضرتعالي نه تنها موضعي در مقابل اين جريان ايجاد شده در کشور گرفته نميشد، بلکه همگان شاهد بودند که روز به روز نزديکي دشمنان پير جماران با جنابعالي بيشتر شده تا جايي که نگراني از نفوذ بيش از اندازه دشمنان قسم خورده آّن حضرت در بيت ايشان در دل همه دوستداران وي جاي ميگيرد، نگراني که فقط بدين خاطر بود که مبادا همنشيني نوه امام با اينان باعث شود تا خاندان جمارانيش را گم کند.
اما همه آن روزها گذشت و در برابر همه اهانت ها و بي حرمتي ها هيچ عکس العمل مناسبي به جز سکوت در کارنامه نوه ايشان ثبت نشد، سکوتي که به نوعي هم مهر تاييد بود و هم چراغ سبزي که راه را براي اهانت ها و بي حرمتي هاي هرچه بيشتر جريان معاند حضرت روح الله باز مي کرد.
جناب آقاي سيد حسن خميني!
اما از همه خاطرات تلخ آن دوران و اتفاقات پس از آّن به سرعت گذر مي کنيم تا به انتخابات دوره دهم رياست جمهوري برسيم، جايي که جنابعالي رسما پا به عرصه انتخابات گذاشته و از نامزدي کانديدايي خاص حمايت مي کنيد، اين کار شما باز هم دوستداران واقعي راه امام خميني(ره) را نگران مي کند؛ چرا که گويي شما غافليد از اينکه نامزد مورد حمايتتان نماينده همان جرياني است که در سالهاي تصديشان بر مسئوليتهاي عالي کشور از هيچ تلاشي براي به سخره گرفتن امام خميني(ره) و ارزشهاي ايشان دريغ نميکردند.
نخست وزيري که براي بازگشت به آرمان هاي امام وارد صحنه انتخابات مي شود؛ ولي آنقدر در برابر دفاع از آرمانها و ارزشهاي امام خميني(ره) سستي به خرج مي دهد که پيش از موعد قانوني آغاز تبليغات انتخاباتي موفق مي شود حمايت همه جريانهاي مطرود امام خميني(ره) از نهضت آزادي و جامعه بهاييت گرفته تا حمايتهاي علني سران آمريکا و اسرائيل را از آن خود کند.
شايد سران آمريکا و اسرائيل از آن روز به نخست وزير محبوب امام خميني(ره) دل بستند که وي در مصاحبه تلويزيوني در مورد صريح ترين مواضع ايشان در قبال رژيم اشغالگر قدس به روشني گفت که اسرائيل فعلا در اولويت هاي کاري بنده نيست، اين سخن تنها نشانهاي بود از اينکه دوباره جرياني وارد مبارزات سياسي شده که هيچ پايبندي به امام خميني(ره) و آرمان هاي ايشان ندارند، عکس العملهاي بعدي اين گونه سخنان، همان روزهايي بود که عدهاي در خيابانهاي شهر شعار «نه غزه نه لبنان» سر مي دادند و با شعارهاي خود ثابت کردند که به سخن حضرت روح الله مبني بر «جمهوري اسلامي نه يک کلمه کم و نه يک کلمه زياد» هم اعتقادي ندارند و دم از جمهوري ايراني زدند.
يقيناً براي نسلي همچون ما که سکوت شما را در قبال به موزه بردن امام ديده بود، ديگر موضع گرفتن در مقابل کساني که به صورت علني در مصاحبه ها و بيانيههايشان رنگي از آرمانهاي امام به چشم نمي خورد، انتظاري بيشتر از حد معقول بشمار ميرفت؛ اما اين همه ماجرا نبود، گويي قضاي الهي به اين تعلق گرفته بود که يک بار براي هميشه نقاب نفاق از صورت همه کساني که خود را مدعي خط امام مي پندارند، کنار برود؛ ماجراي روز 16 آذر و پاره شدن عکس امام خميني(ره) براي ما که همه اتفاقات آن روز را را از نزديک مي ديديم، اين فقط گوشهاي از فاجعه رخ داده آن روز در دانشگاه بود که توسط دوربين هاي صدا و سيما به تصوير کشيده شد، ولي باز هم نه تنها موضع روشني از جانب نوه امام گرفته نشد، بلکه دردناکتر و ناگوارتر زماني بود که مي ديديم نوه امام خميني(ره) با همه هتاکان و دشمنان قسم خورده نظام و انقلاب در يک صف قرار گرفته، چنان که گويي فراموش کرده است که در پي هر بيحرمتي و هتاکي به امام خميني(ره) اولين کسي که بايد پيش از همه احزاب و تشکلها و شخصيت ها موضع بگيرد، نزديک ترين افراد به ايشان يعني همان متوليان حرم امام امت و صاحبان موسسه تنظيم و نشر آثار امام ميباشند.
حداقل کاري که مي توانست در اين برهه زماني صورت بگيرد، اين بود که افرادي که با مواضع و سخنانشان باب اين گونه بي حرمتي ها را باز کرده بودند، صفوف معترضان حامي خويش را از صفوف عده فرصت طلب و هتاک جدا کنند، ولي متأسفانه نه تنها اين اتفاق هم نيفتاد، بلکه دوباره مثل هميشه سران اين جريان دست به انکار و متهم کردن صدا و سيما زدند، باز هم نه تنها سران اين جريان از طرف نزديکان امام محکوم نشدند، بلکه با دعوت رسمي يکي از آنها که نقش بسزايي در صحنه گرداني اتفاقات اخير در کشور داشت كه براي سخنراني شب عاشورا در جماران رسماٌ به اين اقدامات آنها لبيک گفته شد.
شايد کوچکترين حاصل همه اتفاقات پس از انتخابات و کنار رفتن پرده هاي نفاق، خارج شدن برخي فيلم ها و صداهاي موجود در آرشيو صدا و سيما بود که مدت ها به دليل برخي ملاحظات از طريق تلويزيون پخش نمي شد.
شکسته شدن سانسور 30 ساله شهيد ديالمه که گويي همه اتفاقات زمان ما را از قبل پيش بيني کرده بود و سخناني از امام خميني(ره) که انگار يادگاري بود که حضرت روح الله از خود به جاي گذاشته تا دوباره در زمان فتنه و سردرگمي چراغ راه رهجويان مسير حقيقت باشد؛ همگي از دستاوردها و برکات اتفاقات اخير بود.
جناب آقاي سيد حسن خميني!
متأسفانه از اين عمل صدا و سيما هم نه تنها از طرف کساني که خود را وارث حقيقي گفتمان امام خميني(ره) ميدانستند؛ قدرداني نشد، بلکه سيل بيانيهها و نامههايي بود که از جانب اينان براي محکوم کردن مسئولان امر روانه صدا و سيما مي شد و در اين بين آنچه بيش از همه خودنمايي مي کرد، نامه سيد حسن خميني بود که گويي او نيز به جرگه کساني پيوسته است که از حاکم شدن تفکر امام خميني(ره) در جامعه رنج مي برند و سخنان وي را مناسب موزه يا به عبارتي مناسب همان آرشيو صدا و سيما مي دانند.
در ابتدا هيچ کس نمي دانست اين همه اعتراض از جانب اشخاصي که شخص شخيص خويش را به بهترين شاخص براي شناسايي شخصيت امام خميني(ره) ميدانستند، براي چه صورت مي گيرد؛ اما رفته رفته ماجرا کمي روشنتر شد و علت ناراحتي آنان در نامه ها و بيانيه هاي شان نمود پيدا کرد.
جناب آقاي سيد حسن خميني!
به راستي چرا گمان مي کنيد نشان دادن مواضع قاطع امام خميني(ره) در برابر جهانخواران و مستکبران دنيا اعم از آمريکا و اسرائيل غاصب باعث دلزدگي جوانان از حضرت روح الله مي شود و به چه دليل از پخش موضع قاطع امام خميني(ره) در برابر منافقين و گروهک هاي برانداز برآشفتهايد؟
متأسفانه ما پس از مدت ها تأمل در رفتار جنابعالي به اين نتيجه رسيديم که نگراني دوستداران شما بي دليل نبود و هم نشيني با آن عده خاص باعث شد تا شما عاقبت خاندان جمارانيتان را گم کنيد، شما بهتر از هر کسي مي دانيد که امام خميني(ره) در برابر انحرافات و لغزش هاي افراد هيچ گونه قداستي براي نزديکان خويش قائل نبود و تندترين سخنان و برخوردها را نصيب همانها مي كرد، ماجراي سيد حسين خميني فرزند آقا مصطفي و موضع قاطع آن حضرت در برابر حمايتهاي وي از بني صدر و منافقين را که يادتان هست؟ همان موضع قاطعي که منجر به انزوا و رانده شدن سيد حسين شد تا توليت حرم و آستان امام به نوه کوچکترشان يعني جنابعالي به ارث برسد.
به راستي شما چه توجيهي براي ملاقات هاي پي در پي و مکررتان با زندانيان آزاد شده که به صورت علني در دادگاه، متهم به کودتاي مخملي و براندازي نرم شدهاند، داريد؟ و يا جلسات علني و غيرعلني با اعضاي حزب مسئلهدار مشارکت و سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران که هريک نقش عمدهاي در جفاي رفته بر کشور در شرايط پس از انتخابات را ايفا کردهاند؟!
به راستي اگر آن امامي که به خاطر حمايت سيد حسين از بني صدر او را منزوي کرد، الان در زمان ما حاضر بود و حمايت هاي شما را از ميرحسين موسوي پس از انتخابات مي ديد، چه ميکرد؟ به راستي اگر سيد حسين در زمان امام خميني(ره) همچون شما به ملاقات متهمان اصلي کودتاي نوژه مي رفت، مستحق چه برخوردي از جانب امام مي شد؟
جناب آقاي سيد حسن خميني!
انگار تاريخ دست بردار نيست و انگار هميشه قصد تکرار دارد، انگار فرزند حضرت نوح که به خاطر هم نشيني با بدان خاندان نبوتش را گم کرده است، هيچ گاه قصد سوار شدن بر کشتي ساخته شده پدرش را ندارد، بلکه قصد فرار به بلندي را دارد، هيچ گاه نمي خواهد به حبل المتيني که پدرش ساخته، چنگ بزند.
نوه امام، تا قبل از اينکه خداي رحمن بگويد: «او را رها کن که همانا او از اهل تو نيست»، توبه کنيد و به دامان انقلاب و رهبري برگرديد، پيش از آنکه به خاطر دور شدن هر چه بيشتر از امام خميني(ره) و خلف صالح او مولاي مان امام خامنهاي همچون فرزند آقا مصطفي به آلت دستي براي سوء استفاده دشمنان قسم خورده امام و انقلاب تبديل شويد، شما بهتر از هر کسي از حال و روز کنوني سيد حسين آگاهيد، فرزندان روح الله در بسيج دانشجويي دانشکده حقوق و علوم سياسي به هيچ وجه دوست ندارند که چند سال بعد شاهد يک همچنين شرايطي براي ديگر نوه امام يعني حضرت عالي باشند.
والعاقبه للمتقين
بسيج دانشجويي دانشکده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران
/انتهاي پيام/